دبستان زنده یاد فتحی باغبادران
 
 
خبری -آموزشی - فرهنگی
 
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم،
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده مهر تدریس کنند،
و بگویند خدا،خالق زیبایی و سراینده عشق،...

مهربانیست که ما را به نکویی، دانایی، زیبایی
و به خود می خواند.جنتی دارد نزدیک، زیبا و بزرگ.دوزخی دارد، به گمانم کوچک و بعید،
در پی سودا ئیست که ببخشد ما را
و بفهماندمان،ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست.در مجالی که برایم باقیست،
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم،
که خرد را با عشق،علم را با احساس،ریاضی را با شعر ودین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند.لای انگشت کسی قلمی نگذارند،
و نخوانند کسی را حیوان،و نگویند کسی را کودن.و معلم هر روز روح را حاضر و غایب بکند،
و به جز ایمانش،هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند.مغزها پرنشود چون انبار،قلب خالی نشود از احساس.درس هایی بدهندکه به جای مغز، دلها را تسخیر کند.از کتاب تاریخ،جنگ را بردارند.در کلاس انشاء،هر کسی حرف دلش را بزند.
«غیرممکن» را از خاطره ها محو کنند،
تا کسی بعد از این،باز همواره نگوید: «هرگز»و به آسانی همرنگ جماعت نشود.زنگ نقاشی تکرار شود.رنگ را در پائیز تعلیم دهند،قطره را در باران،موج را در ساحل.زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه.و عبادت را در خدمت خلق.کار را در کندو،و طبیعت را در جنگل و دشت.مشق شب این باشد،که شبی چندین بار همه تکرار کنیم:عدل
آزادی
قانون
شادی...امتحانی بشود،که بسنجد ما را...تا بفهمند ،چقدرعاشق و آگه و آدم شده ایم؟
در مجالی که برایم باقیست،
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم،
که در آن آخر وقت به زبانی ساده شعر تدریس کنند،
و بگویند : تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما.

(شادروان مجتبی کاشانی)

 |+| نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 22:28  توسط عبدالهی  | 
در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم خواب به چشم نداشت و انواع قرص ها را مصرف کرده و آمپول ها را به خود تزریق کرده بود. اما نتیجه ی چندانی نگرفته بود. پس از مشاوره ی فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد به یک راهب مراجعه می کند و به او پیشنهاد می کند که مدتی به هیچ رنگی به جز رنگ سبز نگاه نکند. او پس از بازگشت نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور می دهد تمام خانه را سبز رنگ آمیزی کنند. همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه و دیوارها را با همین رنگ عوض می کند.   پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر می دهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد. 

پس از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید.

راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد می شود به او می گویند که باید لباسش را عوض کرده و لباسی به رنگ سبز به تن کند.  او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش می رسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته است؟! 

مرد ثروتمند تشکر کرده و می گوید بله، اما این گران ترین مداوایی بود که تاکنون داشته است. 

مرد راهب با تعجب به بیمارش می گوید بالعکس، این ارزان ترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.

برای مداوای چشم دردتان تنها کافی بود عینکی با شیشه ی سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارح نبود.  برای این کار نمی توان تمام دنیا را تغییر دهی، بلکه با تغییر چشم اندازت می توانی دنیا را به کام خود درآوری.  تغییر دنیا کار احمقانه ای است ، اما تغییر چشم اندازمان ارزان ترین و موثرترین روش می باشد. 

اگر نگاه و دید شما به زندگی بدبینانه باشد دید شما ، شما را به سمت اضطراب می کشاند.

 

آسان بیندیش ، راحت زندگی کن.   بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد، نه در آنچه بدان می نگری

 |+| نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 22:19  توسط عبدالهی  | 
با کمال مسرت قبولی دانش آموزان زیر در مدرسه نمونه دولتی گلستان را به این عزیزان و خانواده های محترمشان تبریک می گوییم.

عرض تبریک

کلاس ششم الف :

جناب آقای نوید امیری                 جناب آقای امیر عباس حیدری               

  جناب آقای محمد ظهیری             جناب آقای مهدی شهریاری

کلاس ششم ب :

جناب آقای مازیار محمدی                 جناب آقای متین پولادی               

 جناب آقای محمد شمس                 جناب آقای ابوالفضل رجبی      

جناب آقای علی باقری                      

 برای این عزیزان آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی را داریم و از زحمات معلمین ساعی و پر تلاششان آقایان : سید وحید موسوی و رضا محبی کمال تشکر و قدردانی را داریم.

 

                                      مدیر دبستان حاج نصراله فتحی باغبادران

                                                محمد رضا عیدی عبدالهی

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1392ساعت 14:23  توسط عبدالهی  | 
 
  بالا