تبليغاتX
دبستان زنده یاد فتحی باغبادران

دوشنبه بیست و نهم تیر 1388

آدرس وب سایت دبستان فتحی

با سلام به شما دوستان گرامی به اطلاع می رساند که با پیگیریهای انجام شده توسط کارکنان مدرسه و خصوصاً مسئول آی تی بخش باغبادران جناب آقای سعید آقائی و هماهنگی بخش آی تی سازمان آموزش و پرورش اصفهان فضایی جهت ایجاد یک وب سایت به این مدرسه اختصاص داده شد و هم اکنون مشغول کارهای مقدماتی راه اندازی این وب سایت هستیم .

ادرس وب سایت http://bag-fathi.isfschools.net/ می باشد که جهت راه اندازی کامل آن پذیرای پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان می باشیم.

نوشته شده توسط عبدالهی در 18:37 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388

برنامه پایگاه سنجش سلامت نوآموزان بدو ورود به پایه ی اول ابتدائی منطقه باغبادران

نوشته شده توسط عبدالهی در 12:28 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم خرداد 1388

اراده کنيد تا متحول شويد

 

انسان متفکر – انسان متوکل

تحول

برچسب ها، باور آفرين و شخصيت سازند. ما در مسير کمال ، از اين تکنيک براي تهذيب نفس و ساختن هويت و شخصيت جديد و باورهاي عالي، استفاده مي کنيم. در اين مقاله راجع به دو ويژگي تفکر و توکل صحبت مي کنيم که اگر با تمرين و مراقبت در خود ايجاد کنيد ، زندگي تان رنگ و بويي ديگر مي گيرد.

 

انسان متفکر

از آنجا که فکر ، نردبان معراج انسان است و زندگي در مسير کمال در لحظه هاي انديشه انسان صورت مي گيرد ، لذا يک انسان عارف در واقع يک انسان متفکر است. تفکر به معناي انديشه هاي ناب، زيبا، مثبت و تحول آفرين که در ذهن يک انسان سالک مسير کمال شکل مي گيرد و بازتاب آن لحظه هاي زندگي او را مي سازد. در اين صورت، کيفيت زندگي يک انسان عارف به کيفيت انديشه هاي او بستگي دارد.

انديشه هاي منفي ومأيوسانه، يک زندگي رو به شکست را شکل مي دهد.

هنگامي که ما برچسب انسان متفکر را بر پيشاني ذهن و دلمان نصب مي کنيم، در واقع به ضمير ناخودآگاه خود اين پيام را مي دهيم که ما مرتبا اطلاعات زيبايي را به عنوان انديشه هاي ناب برايت مي فرستيم و تو موظفي تا با دريافت چنين انديشه هايي باورهاي زيبا و روحيه عالي در ما توليد کني. ضمير ناخودآگاه نيز با هدايت انديشه هاي زيبا عالي ترين شخصيت و احساس را در ما خلق مي کند و بستر کمال را براي زندگي ما فراهم مي آورد.

تحول

 

شما به عنوان يک انسان رهرو مسير کمال مرتبا با ذکر اين جمله تاکيدي مثبت که من انسان متفکري هستم در خود، شرايط و بستر کمال را فراهم کنيد. در اين راستا مرتباً بينديشيد که شما کيستيد، در زندگي چه مي کنيد و در نهايت به کجا مي رويد. اين نحوه تفکر، انسان را در شرايط ارزيابي و تصحيح قرار مي دهد و باعث مي شود که شما خود موجودتان را با خود مطلوب، مقايسه کنيد و از رهگذر تصميم هاي درست در زندگي، به اصلاح مسير بپردازيد و به سوي کمال حرکت کنيد.

 

 

 

 

انسان متوکل

به خاطر داشته باشيم که برچسب ها باور آفرين و روحيه سازند و در نهايت شکل دهنده هويت ما هستند. هنگامي که خود را يک انسان متوکل مي ناميم، در واقع اين باور را در خود مي سازيم که ما به عنوان سالکان مسير کمال، در همه امور زندگي خود ، به خداي رحمان توکل مي کنيم و عاقبت امور را به اراده قدرتمند او مي سپريم و يقين داريم که خداوند از انسان هاي مؤمن مراقبت و دفاع مي کند بدين سان از دغدغه ها رها مي شويم و در آغوش امن خدا احساس امنيت و آرامش مي کنيم.

آري، انسان متوکل کسي است که تنها تکيه گاهش، ذات مقدس خداي يکتاست که بر سرير کاينات تکيه زده و عالم خلقت، با سرانگشت اعجازش در حرکت و تکاپوست. دست نياز انسان متوکل همواره به سوي اوست و خوب مي داند که با دعا و نيايش است که به حريم ملکوت راه مي يابد و خدا به سرزمين قلبش، پا مي گذارد. او سکان کشتي زندگي اش را به دست خدا سپرده است و چون تو را نوح است کشتي بان، ز توفان غم مخور.

انسان متوکل، خود و زندگي اش را به خدا سپرده و هر آنچه هست و نيست را به وي واگذاشته و از اين رهگذر به دنيايي از آرامش رسيده است .

خدا مدافع اوست و در سخت ترين لحظات زندگي، حضورش را بر وي عيان مي سازد. کسي که به خدا توکل مي کند و او را وکيل خود قرار داده است، از هر محکمه اي سرافراز پاي بيرون مي گذارد و اين چنين است که انسان هاي بزرگ؛ انسان هايي که خون تحول و شکوفايي در رگ هاي بشريت تزريق مي کنند ، هيچ گاه نياز به توجيه و دفاع از خويش ندارند ، زيرا خدا که ناجي و بهترين وکيل و مدافع کل کاينات است، خود به نجات آنها مي آيد.

تحول

 

توکل، ريسماني است آويخته از عرش الهي و تنها بيداران و هشيارانند که به اين ريسمان محکم، چنگ زده و رستگار مي شوند. توکل به اين معنا نيست که جريان امور را به خدا بسپاري و خود در کنج عافيت بنشيني و به خويش مشغول شوي؛ زيرا آنکه توکل مي کند، همه راه ها را رفته، همه درها را کوفته، هر پيامي را شنيده، هر ندايي را دريافته، و خود را به آب و آتش زده است و مي زند. او از پاي نمي نشيند و در عين حال نتيجه کار را به خداي رحمان مي سپارد. به تعبير ديگر توکل يعني کار را به اميد خدا انجام دادن، تلاش کردن و حاصل را از خدا خواستن! بيماري که به خدا توکل مي کند ، بهترين نسخه را از متخصص ترين طبيب مي گريد زيرا نيروي توکل و تلقين، آن چنان روحيه اي به وي داده و آن چنان باوري در وي پديد مي آورد که کارخانه داروسازي درونش را به کار مي اندازد و بهترين داروها و مفيدترين آنزيم ها و هورمون ها را براي اين سيستم پيچيده مي سازد و بر بيماري فائق مي شود.

يا من اسمه دواء و ذکره شفاء، اي آنکه نامت، داروي وجود است و ذکرت شفاي جسم  روان، به تو توکل مي کنم و خود را به تو مي سپارم. من با توام و تو با مني.

خدايا! بر تو توکل مي کنم که مرکز پرگار آفرينشي و از تو مدد مي جويم که يکتا مددکار عالمي. به درگاه تو پناه مي برم که آفتاب سلطنت در قلمروي امپراتوري هستي، هرگز غروب نمي کند.  تو با مني و روح بهاران با من است و بدين سان است که :

اگر غم لشکر انگيزد که خون عاشقان ريزد

                           من و ساقي، به هم سازيم و بنيادش براندازيم

اي رهرو مسير کمال! همواره با خود بگو و تکرار کن که من انسان متوکلي هستم و اين جمله تاکيدي، اين باور را در تو مي سازد که خدا، يار و ياور توست . در همه امور از تو مراقبت مي کند. اين معني تو را به دنيايي از آرامش و سکون مي برد و هويت بسيار زيبايي در تو مي سازد.

 

برگرفته از مجله موفقيت

برگرفته از تبیان

نوشته شده توسط عبدالهی در 20:48 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388

باز هم موفقیتی دیگر

و باز هم موفقیتی دیگر برای دانش آموزان دبستان حاج نصراله فتحی کسب مقام اول نشریه دیواری در مسابقات فرهنگی و هنری منطقه باغبادران را به این دانش آموزان عزیز (( محسن ربانی نیا – ناصر ایزدی – جواد عبدالهی – محمد رضا ترکی – علی بهادران ))  و خانواده محترم آنها تبریک می گوئیم .

 

همچنین کسب مقام دوم در مسابقات سرود منطقه توسط گروه سرود این دبستان را به اعضای گروه سرود (( رضا هاشم زاده – علی کرامتیان – پویا خسرویان – جواد مرادی – رسول سماعی – محمد بهمنش – حسین منصوری – جاوید احمدیان – حسین طاهری راد- مهدی طاهری )) تبریک می گوئیم  و همچنین از زحمات جناب آقای صالحی معاونت پرورشی دبستان و سرکار خانم کاوه تشکر و قدردانی می نمائیم .

 

شورای دبستان حاج نصراله فتحی

نوشته شده توسط عبدالهی در 14:15 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم بهمن 1387

نظر كودكان در مورد لباس

 نكاتي كه كودك در مورد لباس به آنها اهميت مي دهد به قرار زير مي باشد:

۱. رنـــــگ لباس:

كودك لباس را به دليل رنگهاي جذاب و شاد آن دوست دارد. او درباره تناسب رنگ لباس و اين كه آيا چنين رنگي به او مي آيد يا نه چيز زيادي نمي داند و به همين دليل ممكن است حتي در يك زمان لباس هايي با رنگ هاي مختلف و ناهماهنگ را براي پوشيدن انتخاب نمايد. كودكان بيشتر مايل به پوشيدن رنگ هاي قرمز، سبز، نارنجي، زرد، آبي و صورتي هستند.

 ۲. طـــرح و شكــل لباس:

دگمه هاي رنگي و شكل هاي دوخته شده و برجسته بر علاقه كودك به لباس مي افزايد. كودك به اين گونه چيزها بيش از مدل لباس اهميت مي دهد.

 ۳. جديد و نـــو بـــودن لباس:

به دليل عقايد و نظراتي كه همواره از طرف مردم در مورد لباس نو ابراز مي شود، كودك علاقه مند به پوشيدن لباس نو است. به طور مثال كودك هنگام خريد يك جفت كفش نو  آنها را در همان فروشگاه به پا كرده و مورد استفاده قرار مي دهد. لباس بايد طوري باشد كه بپوشد و مورد استفاده قرار دهد. چنين لباسهايي جاذبه زيادي براي كودك دارند و در تقويت ايجاد حس استقلال در او مؤثرند.

 

 ۴. بـــافت لباس:

اين مسئله براي كودك حائز اهميت است. آنها معمولاً مواد نرم مانند ابريشم، مخمل يا خز را دوست دارند.

۵. تنـــاسب با لباس همبازي هايشان:

بچه ها معمولاً دوست دارند لباس هايشان از نظر رنگ يا مد مشابه رنگ لباس ديگر همبازي هايشان باشد چرا كه نمي خواهند متفاوت از ديگران به نظر برسند.

 ۶. لباس مـــورد علاقه:

كودك دوست دارد لباس مورد علاقه خود را چندين بار پشت سر هم بپوشد. در چنين مواردي او را راحت بگذاريد و به او اصرار بر پوشيدن لباس ديگري به سليقه خودتان نكنيد.

 

 ۷. عدم تـــوجه به قيمت لباس:

كودك تفاوت ميان لباس ارزان قيمت و گران قيمت را درك نمي كند.بنابراين والدين نبايد حتي در صورت داشتن پول كافي، در خريد لباس هاي گران قيمت براي فرزندان خود اصرار ورزند، به عوض آن بهتر است اين پول را در موارد ديگري از قبيل هزينه هاي آموزشي كودك در كلاس هاي گوناگون و مورد علاقه اش خرج كنند تا در آينده فردي مفيد براي جامعه اش گردد. منظور از عدم خريد لباس هاي گران قيمت، لباسهايي است كه داراي هزينه هاي سرسام آوري هستند. لباس كودك بايد به اندازه كافي شيك، زيبا، جذاب و با كيفيت مطلوب باشد.

                                                       منبع : تبیان

نوشته شده توسط عبدالهی در 10:36 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم آذر 1387

اهمیت ارزشیابی توصیفی

سلام به شما همراه خوب و همیشگی ، در مورد ارزشیابی توصیفی مطالبی شنیده بودم تا اینکه امسال کلاس اولی های مدرسه خودمان هم زیر پوشش این طرح رفتند ، اول فکر می کردم طرح خوبی نیست و هیچ چیز نمی تواند جای نمره را بگیرد . ( لازم به ذکر است که حتی معلمین پایه اول که مجری طرح بودند نیز هیچگونه اطلاعی از ان نداشتند و بیش از یکو نیم ماه از سال را مجری طرحی بودند که فقط نامش را شنیده بودند و بعد از آن تازه دوره توجیهی در سطح منطقه برای آنها برگزار شد و از مدیر و معاونین هم خواسته نشد تا در این دوره شرکت کنند ! و ما واقعاً نمی دانستیم که جواب اولیای نگران دانش آموزان از حذف شدن نمره در نظام آموزشی را چگونه پاسخ دهیم ، به همین خاطر خودم تصمیم گرفتم در مورد آن اطلاعات کسب کنم و مثل همیشه اول به وبلاگهای مختلف مدارس و معلمین سری زدم و اطلاعات دست و پا شکسته ای کسب کردم و وقتی در جلسه توجیهی که در مدرسه محل تحصیل دختر خودم - دبستان مهتاب شهر سده لنجان - با حضور کارشناسان آموزش ابتدایی منطقه زرین شهر برگزار شد شرکت کردم و آقای نصیری خیلی خوب داد سخن را ادا نمود و نه تنها من بلکه تقریبا تمامی اولیای دانش آموزان رازی و خشنود از اینکه فرزندشان در مدرسه ای درس می خواند که طرح ارزشیابی توصیفی در آن اجرا می شود خارج شدیم به هر حال امیدوارم که این طرح جایگاه اصلی خود را پیدا کند و با شکست روبرو نشود و اما داستانی که در زیر می خوانید یکی از مزایای طرح را به خوبی نشان می دهد لازم به ذکر است که ارزشیابی توصیفی سالهاست در مدارس دیگر کشورها اجرا می شود .

 

داستان کوتاه ولی واقعی   برگرفته از وبلاگ امید به زندگی                                  

در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آن ها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.

امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال های قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: "تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکالیفش را خیلى خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. رضایت کامل"

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: "تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است."

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: "مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد."

 

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: "تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد. دوستان زیادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش می برد."

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. هدایاى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعریف از زیبایى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نیز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: "خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را می دادید."

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه کرد. از آن روز به بعد، او آدم دیگرى شد و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به "آموز زندگی" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می کرد او هم سریعتر پاسخ می داد. به سرعت او یکى از با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى دانش آموز محبوبش شده بود.

یکسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید که من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، یادداشت دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود که دبیرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود. باز هم تأکید کرده بود که خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش بوده است.

چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود که پس از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه کمى طولانی تر شده بود: "دکتر تئودور استودارد"

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه دیگرى رسید. تدى در این نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج کنند. او توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد و علاوه بر آن، یک شیشه از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: "خانم تامپسون از این که به من اعتماد کردید از شما متشکرم. به خاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر این که به من نشان دادید که می توانم تغییر کنم از شما متشکرم."

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: "تدى، تو اشتباه می کنى. این تو بودى که به من آموختى که می توانم تغییر کنم. من قبل از آن روزى که تو بیرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدریس کنم."

بد نیست بدانید که "تدى استودارد" هم اکنون در دانشگاه آیوا استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى دانشگاه نیز به نام او نامگذارى شده است.

 

به نظر شما آیا در نظام ارزشیابی نمره ای این معلم می توانست شناخت کاملی از مشکلات دانش آموزش پیدا کند و آن را رفع کند یا با خواندن کارنامه توصیفی دانش آموز در سالهای گذشته توانست چنین اثر گذار بشود.

نوشته شده توسط عبدالهی در 17:26 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم مهر 1387

روز جهانی کودک و جشن قرآن

با سلام به شما

همزمان با روز جهانی کودک جشن قرآن که به مناسبت اولین روز تدریس قرآن به کلاس اولی ها برگزار می شود در دبستان فتحی با حضور دانش آموزان کلاس اول و اولیای آنها بر پا شد ، در این جشن دانش آموزان کتابهای قرآن درسی خود را که به زیبایی تزئین شده بود به همراه هدایایی از معلم خود دریافت کردند و به همراه والدین خود از برنامه های ویژه ای که در سالن نماز خانه دبستان توسط مسئولین مدرسه و خصوصاً معاونت پرورشی آقای صالحی و معلمین کلاسهای اول سرکار خانمهای پولادی و یزدانی تهیه شده بود  استفاده کردند.

به امید روزی که تمامی این گلهای کوچک قاریان ، حافظان و خصوصاً عاملان به قرآن کریم باشند .

 

نوشته شده توسط عبدالهی در 18:56 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم شهریور 1387

سلام بر رمضان.

سلام بر رمضان المبارک.

و مبارک است بر تمامی بندگانی که خود و خدا می‌دانند چه هستند و که هستند؛ و چه زیبا، خدای مهربان همه را درهم می‌خرد و به میهمانی این ماه دعوت می‌کند.

و رمضان آمد، تا ما را با خدا آشتی دهد.

پس حالا که خدا نازمان را خریده، دیگر ناز نکنیم!

این فرصت‌ها همیشه پیش نمی‌آید.

اگر این فرصت را هم از دست بدهیم...

به قول معروف:
گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحب‌خانه چیست؟

خیلی محتاجم به دعای خیر شما.

نوشته شده توسط عبدالهی در 20:17 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم شهریور 1387

شرح وظایف پست های سازمانی

واحد سازماني : دبستان 

عنوان پست / شغل : مدير مدرسه 

الف ـ وظايف آموزشي و پرورشي : 

ـ كليه كارها و اقداماتي كه در محيط مدرسه انجام مي پذيرد زير نظر مدير مدرسه خواهد بود و مدير مدريه از نظر حسن اجراي امور پرورشي ، آموزشي و اداري در مقابل اداره آموزش و پرورش محل مسئوليت تام دارد وظايف او بشرح زير ميباشد .

ـ نظارت بر حسن اجراي برنامه ها و فعاليتهاي فوق برنامه و مراقبت در پيشرفت امور آموزشي ، پرورشي و اداري مدرسه بر مبناي برنامه هاي مصوب .

ـ هدايت و همكاري با كاركنان آموزشي و اداري در حسن اجراي برنامه ها و وظايف مصوب و راهنمائي آنان در جهت هماهنگ ساختن فعتليتهاي روزانه و نيل به كيفيت مطلوي جريان كار آموزشي ، تربيتي و اداري مدرسه .

ـ اقدام به تشكيل شوراها بويژه شوراي معلمان و گروههاي آموزشي ، پرورشي و نظارت مستقيم بر فعاليت آنان از طريق شركت مستمر در جلسات مربوط و ارسال پيشنهادهاي ارائه شده به اداره متبوع جهت اقدام لازم .

ـ تشكيل جلسات عمومي اولياء دانش آموزان و كلاسهاي آموزش خانواده براي آنان .

ـ اقدام به تشكيل انجمن اولياء و مربيان كشور در جلب مشاركت اولياء دانش آموزان در انجام امور واحد آموزشي و تشكيل جلسات و انجام فعاليتهاي مربوط به ان بر طبق اساسنامه و دستورالعملهاي صادره از طرف وزارت آموزش و پرورش و نظارت برحسن اجراي وظايف انجمن اولياء و مربيان .

ـ حضور در كلاس درس معلمان ومربيان ومشاهده روش كاروتدريس آنان و مشاوره براي اصلاح پيشبرد روشها .

ـ دعوت از روحانيوين و صاحبنظران و اساتيد متعهد و اگاه به مسائل تعليم و تربيت بمنظور انجام مشاوره و راهنمائي و ايجاد هماهنگي بين اولياء و مربيان در اجراي شيوه هاي تربيتي و ارتقاء فكري علمي و ايمان كاركنان مدرسه با هماهنگي منطقه ذيربط .

ـ بررسي و شناسائي معلمان و مربيان و ديگر كاركنان مدرسه كه نيازمند به دوره هاي بازآموزي و كار آموزش هستند و معرفي آنان به اداره متبوع جهت اقدام لازم .

ـ كوشش و تلاش مستمر در جهت رعايت موازين اسلامي از سوي كاركنان و دانش آموزان و آشنا كردن دانش آموزان با مسائل مذهبي و اخلاقي و ترغيب آنان در اين زمينه .

ـ شركت فعال در دوره هاي كارآموزي و گردهم آئيها جلسات پرورشي ، آموزشي و اداري كه از طرف وزارت آموزش و پرورش و سازمانهاي مربوط تشكيل ميشود و كوشش در بهره گيري از نتايج بررسيها براي بهبود امور آموزشي ، پرورشي و اداري مدرسه از طريق طرح مسائل مربوط در شوراهاي معلمان و مربيان و ديگر كاركنان .

ـ نظارت بر رفتار و رابط دانش اموزان و كاركنان مدرسه و اتخاذ روشها و تدابيري كه همكاري و هماهنگي صميمانه بين آنان را فراهم اورد .

ـ كسب اطلاع مستمر و دقيق از پيشرفت يا عقب ماندگي تحصيلي دانش آموزان و همكاري و تبادل نظر با اولياء و راهنمائي انان جهت نيل به پيشرفت كار مدرسه و رفع دشواريها .

ـ ابلاغ كتبي نتايج امتحان دانش آموزان و اعلام نظريات معلمين به اولياء دانش آموزان بمنظور بررسي علل رشد يا افت تحصيلي .

ـ كوشش در گسترش فضاي مدرسه و تجهيز آن به نمازخانه ، سالن سخنراني ، كتابخانه و وسايل ورزشي بهداشتي و وسايل آموزشي ، پرورشي ديگر با بهره گيري از همكاري و خدمات فكري و اجرائي اولياء و انجمن اولياء و مربيان و افراد خير .

ـ نظارت و مراقبت در استفاده از وسايل كمك آموزشي و ثبت فعاليتهاي انجام شده از سوي معلمان در دفاتر ذيربط و اهتمام در آماده نگهداشتن تجهيزات وسايل كار و امكانات براي استفاده مطلوب دانش آموزان و دخالت دادن و چگونگي فعاليت در دروس عملي در ارزشيابي .

ـ كوشش در انجام فعاليتهاي تربيتي و اجتماعي دانش آموزان از طريق تشكيل گروهها و انجمنها دانش آموزي با رعايت مقررات .

ـ همكاري و هماهنگي با ساير سازمانها و نهادها براساس ضوابط مقرر .

ـ اقدام به ايجاد محيطي كاملاً مساعد براي رشد فضايل اخلاقي براساس ايمان به خدا و تقوي و پيشگيري از نفوذ آفات فكري و اخلاقي و شكوفا شدن استعدادها .

ـ نظارت دقيق بر نحوه رفتار و كردار و پوشش اسلامي دانش اموزان در داخل و خارج از مدرسه براساس موازين و دستورالعملهاي مربوط .

ـ نظارت براجراي مراسم صبحگاهي و برگزاري نماز جماعت .

ـ سعي در شناخت دانش آموزان كم بضاعت و ايجاد زمينه كمك با حفظ شئون و شخصيت آنان .

ـ نظارت برحسن اجراي امتحانات كتبي ، شفاهي و عملي و نحوه تصحيح اوراق امتحاني دانش آموزان از سوي معلمان .

ـ اهتمام در مورد شناسائي دانش آموزاني كه ناهنجاريهاي رفتاري ، نارسائيهاي اخلاقي و مشكلات خانوادگي دارند با همكاري معلمان و ادقام در اصلاح و رفع مشكلات آنان به طرق مقتضي .

ـ نظارت بر حسن اجراي امتحانات تشخيصي ، تدريجي ، پاياني دانش اموزان با رعايت مفاد آئين نامه و دستورالعملها .

ب : وظايف اداري

ـ ثبت نام بموقع دانش اموزان براساس آئين نامه ها و دستورالعمل هاي ابلاغ شده .

ـ پيشنهاد سازمان آموزشي ، پرورشي و اداري مدرسه حداقل يكماه قبل از شروع سالتحصيلي به اداره آموزش و پرورش محل با توجه به درجه مدرسه و ضوابط مصوب سازماني .

ـ تقسيم كار با توجه به شرح وظايف افراد و تنظيم برنامه كار هفتگي كلاسها و ابلاغ بموقع ان به معلمان و دانش آموزان .

ـ ابلاغ مفاد آئين نامه ها و شرح وظايف معلمان و كاركنان و بخشنامه ها و دستورالعمل هاي واصله به افراد ذيربط و نظارت و مراقبت كامل در اجراي آنها .

ـ رسيدگي به حضور و غياب كاركنان و ثبت آن در دفتر مربوط و اعلام بموقع غيبت آنان به اداره آموزش و پرورش متبوع و كوشش در اداره كلاسها در صورت غيبت معلمان با همكاري معاون و ديگر معلمان و مربيان .

ـ حضور در مدرسه حداقل نيمساعت قبل از شروع كار مدرسه و عدم خروج از آن ماداميكه تمام دانش آموزان و كاركنان خارج نشده اند مگر در موارد ضروري و استثنائي .

ـ داير نگهداشتن مدرسه در ايام تعطيلات فصلي طبق مقررات و دستورالعمل هاي صادره از وزارت آموزش و پرورش .

ـ نظارت مستقيم و دقيق بر تهيه و تنظيم دفتر امتحانات ، دفتر آمار ، ليست مشخصات دانش آموزان و نتايج امتحانات و كارنامه تحصيلي و ارسال بموقع گزارشهاي لازم به اداره آموزش و پرورش و تاييد مندرجات دفاتر و بستن بموقع آنها و مراقبت و دستورالعمل هاي مربوط .

ـ مراقبت در حفظ ساختمان و اموال و نظارت بر حسن اجراي امور مالي مدرسه و تنظيم دفاتر مربوط و اسناد لازم بر مبناي مقررات مالي ، كوشش در آماده بودن سوابق براي بررسي مقامات مربوط .

ـ مراقبت كامل در تامين شرايط مطلوب بهداشتي و ايمني دانش آموزان و كاركنان مدرسه و اهتمام در پيشگيري از سوانح و رساندن كمكهاي اوليه براي افراد سانحه ديده و مطلع ساختن هرچه سريعتر اولياء دانش آموزان و اداره آموزش و پرورش از جريان امر در هر مورد كه اتفاقات غير منتظره در مدرسه وقع يابد .

ـ اتخاذ تدابير لازم بمنظور مراقبت بر جريان فعاليتهاي رسمي و جنبي آموزشي ، پرورشي دانش آموزان اوقات رسمي و فوق برنامه .

ـ نظارت بر حسن انجام وظايف كليه كاركنانا مدرسه و تنظيم پرونده خدمت براي هر يك و ثبت چگونگي كار و رفتار و حضور و غياب آنان بمنظور فراهم ساختن موجبات ارزشيابي مداوم كامل .

ـ تشكيل جلسه شوراي معلمان قبل از امتحانات ثلث سوم و انتخاب يكي از معلمان يا معاونين مدرسه بعنوان ناظر بر برگزاري امتحانات و همكاري با مدير بمنظور حسن اجراي امتحانات .

ـ انجام اقدامات بمنظور معرفي دانش آموزان پايه پنجم به امتحانات نهائي .

ـ تماس و ارتباط با اداره آموزش و پرورش بمنظور رفع مشكلات احتمالي كاركنان مدرسه و كوشش در زمينه رفع گرفتاريها در حد اماكن .

ـ شناسائي كاركنان علاقمند ، شايسته و فعال و معرفي به مقامات ذيربط جهت تقدير و تشويق انان و همچنين شناسائي افراد كم كار و سهل انگار و خاطي و معرفي آنان به اداره متبوع جهت اقدام لازم .

ـ پاسخگوئي به سئوالات اولياي دانش آموزان و ديگر مراجعان مربوط .

ـ نظارت بر تنظيم و استفاده صحيحي و كامل از دفتر كلاسي روزانه دانش آموزان از سوي معلمان و مراقبت در نگهداري آن .

ـ انجام وظايف كاركنان اداري مدرسه در غياب انان با همكاري ديگر كاركنانا و اتخاذ تدابير لازم در اين زمينه .

تذكر :

مديران مدارس به هنگام تغيير سمت موظف هستند فهرست اسناد و مدارك دفاتر امتحانات آمار اموا ، انديكاتور ، بازرسي ، و دفاتر امور مالي و همچنيني صورات اموال و وسايل را در سه نسخه برابر مقررات تنظيم و پس از تائييد مدير جديدي مدرسه و يا فردي كه از سوي اداره معين شده است يك نسخه را به اداره آموزش و پرورش محل ارسال و نسخه دوم را در مدرسه بايگاني و نسخه سوم را به عنوان رسيد نقل و انتقالات براي خود نگهداري كند .

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالهی در 19:51 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم تیر 1387

تابستان و کلاس های رنگارنگ

پیشگیری از انتخاب غلط

کودک

 

با آغاز فصل تابستان، گذراندن و چگونه گذراندن اوقات فراغت کودکان، دغدغه اکثر خانواده‌هاست. آگهی‌های رنگارنگ کلاس‌های تابستانی هنر، زبان و موسیقی، خلاقیت و ورزش از کودکی تا بزرگسالی نشانگر این درخواست‌ها است.

ثبت‌نام یا عدم ثبت‌نام در این کلاس‌ها بستگی به عوامل متعددی دارد که، خانواده تصمیم گیرنده نهائی آن هستند. اما در استفاده مفید کودکان از این کلاس‌ها تا چه حد مطمئن هستیم؟

 

آیا صرف علاقمندی کودک و یا نزدیکی خانه شما با آن مرکز می‌تواند دلیل موجهی برای رفتن کودک شما به آنها باشد؟ آیا با معلمین فرزندتان در مورد توانائی‌های آنها صحبت کرده‌اید؟ این آیا‌ها و ده‌ها آیا دیگر، ما را آن می‌دارد با توجه به تجارت تلخ و شیرین سایر والدین در این زمینه بیشتر تعمق کنیم و از انتخاب غلط پیشگیری کنیم. می‌گوئید چگونه، بیایید به این سوالات توجه کنیم:

 

- آیا فرزندم از لحاظ سنی آمادگی دارد؟

یکی از دوستانم تعریف می‌کرد پسر 10 ساله‌اش علاقه شدیدی به فوتبال داشت. چون مربی نتوانست او را در گروه سنی خودش قرار دهد، مجبور شد در تیم فوتبال گروه سنی بالاتر شرکت کند. این کار برای او بسیار دشوار بود، زیرا علاوه بر سنگینی برنامه، گروه نیز او را به بازی نمی‌گرفت. در نتیجه او آنچه را که می‌بایست به‌عنوان متن اصلی ورزش می‌آموخت از دست داد و از ورزش فوتبال گریزان شد.

 مربیان ورزشی هنوز به آن عدد جادوئی که چه سنی برای چه ورزشی مناسب است دست نیافته‌اند. در نتیجه بیش از سن، علاقه‌مندی، در دسترس بودن و نگاه جامعه باعث انتخاب رشته ورزشی می‌شود. امروزه بیش از سال‌های گذشته ما شاهد حضور کودکان در مسابقات گوناگون هستیم، اما متاسفانه با افزایش سن، علاقه آنها نسبت به رشته انتخابی کاهش می‌یابد و درست زمانی که باید برای فعالیت گسترده‌تری در آن زمینه اقدام کنند، از آن ورزش کنارگیری می‌کنند. تحقیقات David Jamda  موید همین گفته است. نتایج تحقیقات او نشان داد که «75% کودکانی که از کودکی ورزش خاصی را انجام می‌دهند در 15 سالگی آن را ترک کرده‌اند.»  درواقع بسیاری از کودکان قبل از درک مفهوم مقایسه، مسابقه و رقابت مجبور به انجام آن شده و بیش از حد به آن اهمیت داده‌اند، این مساله برای کودکان ناگوار است.

 برای کودکان زیر 8 سال بسیار عادی است که بعد از پایان یک گیم ورزشی، بدون توجه به برد و باخت هر گروه، زمین بازی را ترک کنند. این بدان معنا نیست که کودکان سنین دبستانی از مفهوم یک گیم بازی چیزی درک نمی‌کنند. بلکه در این سن، رقابت به معنای اجتماعی بودن و تمرین مهارت در میان دوستان می‌باشد. به یقین می‌توان گفت: بچه‌ها در گروه‌هایی بازدهی بهتری دارند که انگیزه‌های رقابت دوستانه، به بازی برای برد و باخت برتری و رجحان بیشتری دارد.

بنابراین برای تشویق کودک به انجام یک ورزش خاص باید به سن او و توانایی‌های سنی او توجه نمود.

2- آیا  فرزندم به اندازه کافی به بلوغ ذهنی رسیده است؟

مهم نیست که فرزند شما از نظر سنی برای ورزش خاصی آماده باشد. بعضی از بچه‌ها نظم و ترتیب و هماهنگی لازمه را برای فعالیت‌های گروهی ندارند و به این علت زود از گروه طرد می‌شوند. این مساله می‌تواند اعتماد بنفس کودک را تضعیف کرده و او مدام احساس کند که نمی‌تواند مثل دیگران باشد. این دسته از کودکان نیاز به هدایت و مشاوره فردی دارند و باید پیوسته زیرنظر باشند تا بر مشکل‌شان غلبه کنند. در غیر این‌صورت شرکت در کلاس‌های ورزشی برایشان عذاب دهنده است.

 

3- آیا فرزندم خلق و خوی طبیعی دارد؟

برخورد هر یک از ما در قبال مشکلات متفاوت است. مثلا خود شما شاید در اثر عصبانیت چیزی را پرتاب کنید، یا قهر کرده آنرا ادامه نداده و یا واکنش‌های منفی دیگر داشته‌اید. در برخی از فعالیت‌های ورزشی این نوع رفتارها قابل قبول نیست و بعضی از ورزش‌ها با بعضی شخصیت‌ها و برخوردها مطابقت ندارد.

 

گروهی از کودکان، برخوردها را بسیار جدی می‌گیرند و عکس‌العمل‌های شدید نشان می‌دهند. این بچه‌ها بهتر است در ورزش ترمی انفرادی شرکت نکنند (شنا، تنیس، ژیمناستیک) زیرا این نوع ورزش‌ها روی یک نفر متمرکز می‌شود در نتیجه کودک بیش از پیش زیرفشار قرار می‌گیرد، ورزش‌های دسته‌جمعی (فوتبال و والیبال) که تمام گروه همکاری دارند برای این دسته از کودکان مناسب‌تر است.

 

اگر فرزند شما با تمام این اوصاف برای ورزش بخصوص پافشاری کرد، هرگز نباید او را مایوس کنید. به دنبال کلاس‌هایی بروید که به این رشته ورزشی به چشم یک فعالیت جسمانی در حد تفریح نگاه می‌کند نه مسابقه و رقابت.

 

4- آیا فرزندم از لحاظ جسمانی برای این ورزش آماده است.

در دسته‌ای از ورزش‌ها برخورد جسمانی زیاد است و یا استفاده از بدن ضربه زدن با پا و دست و... آیا فرزند شما از جهت جثه و هیکل با ورزش انتخابی‌اش همخوانی دارد؟ آیا وضعیت جسمانی او باعث باصطلاح نیمکت‌نشینی مداوم، در نتیجه دلسردی او از ورزش نخواهد شد؟

کودک

 و بالاخره قبل از ثبت‌نام حتما از محل بازدید کنید و نکات ایمنی محل را ارزیابی نمائید.وسایل کمک‌ها اولیه، آب خوری‌ها، رختکن‌ها و سرویس‌های بهداشتی و... .هر یک از این مراکز قوانین و مقرراتی دارند که شما باید از آنها مطلع باشید.

 ساعت ورود و خروج- داشتن برنامه تعطیلات کلاس‌ها. آشنایی با مربیان و سابقه فعالیت‌ آنها این حق شماست که مربی فرزندتان را بشناسید و در صورت نیاز با او در تماس باشید. باید شما اطمینان داشته باشید که در صورت بروز مشکل جسمانی، پیچ‌خوردگی دست و پا، شکستگی و... کلاس‌ مورد نظر با مرکز بخصوصی قرارداد داشته و می‌تواند در اسرع وقت با آن در تماس باشد.

 با وجود تمام این دگراندیشی‌ها، بسیار اتفاق می‌افتد که در نیمه راه کودک شما بگوید که دیگر به کلاس نخواهم رفت و این آغاز یک کشمکش دیگر است. پول پرداخته‌اید، ثبت‌نام شده، لوازم و تجهیزات لازم خریداری شده و حالا دوباره....

به‌یاد داشته باشید، که نوجوانان علائقشان سریع تغییر می‌کند. به جای عصبانیت و یا پند و اندوز فراوان، به حرف‌‌ها و استدلال های  او گوش کنید. شاید به دلایلی که در سوالات به آنها اشاره شده او توانایی یا علاقه به ادامه کار ندارد. شاید او از رقابت وحشت دارد. به حرف‌های فرزندتان گوش کنید، چه بسیار گوش دادن‌ها موثرتر از کلماتی باشد که شما به عنوان راه‌گشا از آن استفاده می‌کنید.

بیاد داشته باشید که شما می‌خواستید اوقات فراغت دلنشین و پرباری را بر ایش تدارک ببینید. یقیناً شما می‌توانید از انتخاب غلط پیشگیری کنید و به فرزندتان شانس امتحان فعالیتی را بدهید که در طول عمر بدان علاقمند بوده اعتماد بنفس را در او افزایش داده. جمسمش را تقویت و روحش را سرشار از شعف کرده است.

نویسنده :فرشته مجیب

عضو هیات علمی دانشگاه طباطبائی  به نقل از تبیان

نوشته شده توسط عبدالهی در 9:27 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی ام خرداد 1387

تاریخ و زمان سنجش دانش آموزان کلاس اول

به اطلاع اولیای دانش آموزان کلاس اول می رساند که جهت دریافت معرفی نامه از مدرسه برای ارائه به پایگاه سنجش در اولین فرصت به دبستان حاج نصراله فتحی باغبادران مراجعه نمایند.

در ضمن زمان سنجش دانش اموزان این دبستان روز سه شنبه ۴/۴/۸۷ می باشد و مکان آن نیز دبستان استثنایی بهار واقع در جنب اداره اموزش و پرورش می باشد.

مدارک لازم :

۱- اصل شناسنامه دانش اموز

۲- کارت واکسن تکمیل شده

۳- مبلغ ۳۰۰۰ تومان

۴- معرفی نامه از مدرسه

نوشته شده توسط عبدالهی در 20:19 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387

ویتامینهای عشق و صمیمیت با فرزندان

ويتامين هاي عشق و صميميّت با فرزندان

پنج ويتامين و راهکار آموزشی به والدين عزيزي كه تربيت فرزندشان را در اولويت قرار مي دهند .

1-  در حضور فرزندتان كتاب بخوانيد : هر رفتاري كه دوست داريد فرزندتان به طور اتوماتيك انجام دهد در مقابل او انجام دهيد . كودكتان دقيقاً رفتارهاي شما را كپي برداري مي كند . لطفاً به بچّه ها نگوييد كتاب بخوانيد يك والدين موفق هر شب در ساعات معين و مشخص كتاب در دست گرفته و براي بچّه ها الگو مي شوند . بهتر است داستان هاي مختلف را از روي تصاوير رنگي برايش بيان كنيد . او بطور ناخودآگاه مي آموزدكه باكتاب انس بگيرد و در تمام دوران حياتش از كتاب هاي گوناگون به عنوان سرمايه هاي گرانقدري استفاده كند ، همچنين مطالعه براي او بصورت عادت در مي آيد .

2-  براي كودكتان هميشه يك مارك خاص آدامس يا بستني يا چيزهاي مورد علاقه اش را نخريد . كودكتان را تشويق كنيد كه در خريد خوراكي ها و پوشاك مارك هاي مختلف را امتحان كنيد و از خريد كالاهاي تكراري اجتناب كنيد .

3-  كودكتان را هميشه از يك مسير خاص به خانه نبريد ، زماني كه با او بيرون مي رويد در هنگام برگشت به خانه به او توضيح بدهيد كه حالا مي خواهيد از يك راه جديد به خانه برويم . اينگونه او در مي يابد كه براي رسيدن به يك هدف راههاي مختلفي وجود دارد و فقط يك راه ثابتي وجود ندارد .

4-  از جاهاي جديد ديدن كنيد . همراه كودكتان به موزه ، نمايشگاه ، پارك هاي بازي و طبيعت زيبا برويد و اجازه بدهيد از نزديك مكان هاي گوناگون را شناسايي كند .

5-  به اتاق او كاغذ هاي سفيد بچسبانيد . حدود 1 متر از اتاق كودكتان را ( يك متر از سطح زمين به طرف بالا ) به طور سراسري و افقي كاغذ سفيد بچسبانيد و به او بگوييد كه هر گونه دوست دارد روي آن نقاشي و طراحي كند ، همچنين در تزيين اتاقش از خود او كمك بگيريد و از سليقه اش استفاده كنيد و به او ياد بدهيد كه هر چند روز يكبار جاي وسايلش را در اتاق تغيير دهد تا بدين وسيله زمينه خلاقيت را در او پرورش دهيد .

نوشته شده توسط عبدالهی در 10:7 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم اسفند 1386

آموزش صداقت داشتن به کودکان

صداقت یعنی، حقیقت‌گوئی؛ یعنی، گفتن آن‌چه که رخ داده است؛ یعنی،درستی با خود؛ یعنی، مقابله با اشتباه‌های خود؛ یعنی، صحبت کردن درباره آن‌چه که فکر می‌کنیم و عمل‌کردن به آن‌چه که می‌گوئیم؛ تا حدی که هیچ تناقض و دوگانگی‌ای بین افکار، رفتار و کلمات ما وجود نداشته باشد.
صداقت، اهمیتی است که فرد به رفتار و روابط اجتماعی خود با دیگران می‌دهد.
صداقت داشتن یعنی، عدم دوروئی، ریاکاری و رفتارهای ساختگی‌ای که موجب بی‌اعتمادی نسبت به خود و دیگران می‌شود.
صداقت داشتن در زندگی موجب استحکام و دوام روابط بین افراد می‌شود؛ زیرا فرد هم چون آینه‌ای شفاف آن‌چه را که در درون خود دارد، منعکس می‌سازد.
آموزش صداقت به کودکان مستلزم صرف وقت و شکیبائی است. فراگیری هر مهارتی اگر از سال‌های دوران خردسالی و کودکی آغاز شود تأثیری دو چندان بر زندگی او خواهد گذاشت.
والدین می‌توانند با تشویق کودکان به راست گوئی و گفتن آن‌چه که واقعاً دیده‌اند، صداقت را در آنها پرورش دهند.
● تعریف صداقت برای کودکان خردسال
به کودک بگوئید: ”صداقت یعنی راست‌گوئی یعنی گفتن آن‌چه که واقعاً اتفاق افتاده است“. زمانی که والدین و اعضاء خانواده سعی می‌کنند هر واقعه‌ای را آن‌طور که اتفاق افتاده است، برای یکدیگر تعریف کنند، در حقیقت صداقت و راست‌گوئی را در بین اعضاء خانواده خود استوار می‌سازند. من کارهائی انجام می‌دهم و سپس درباره آن با تو صحبت می‌کنم. با انجام اعمال و رفتار گوناگون، حقیقت‌گوئی را به کودک نشان دهید. برای مثال، دو مداد بردارید و بگوئید: ”من دو مداد برداشتم“.
یک عروسک بردارید و بگوئید: ”من یک عروسک برداشتم“.
بگوئید: ”اسم من ـــــــ است“.
کودک را در آغوش بگیرید و بگوئید: ”من ـــــ را بغل کردم“.
این موضوع را برای سایر افراد خانواده به‌طور دقیق تعریف کنید. از فرزندتان نیز بخواهید که آن‌چه را که دیده و شنیده است را به‌طور کامل تعریف کند.
عدم صداقت را نیز می‌توانید به همین ترتیب به کودک بیاموزید. برای مثال، کتابی بردارید و بگوئید: ”من میز را برداشتم. ”آن‌گاه از کودک بپرسید: ”آیا من راست گفتم؟“... نه“، یا عروسکی را بردارید و بگوئید:“ من یک کامیون برداشتم؟“ آن‌گاه از کودک بپرسید: ”آیا من راست گفتم؟.... نه“.
● داستان ”امپراطور و بذر گیاه“ را برای کودک تعریف کنید.
این داستان به‌طور خلاصه چنین است: امپراطوری به‌تمام کودکان سرزمین خود گفت: ”می‌خواهم جانشینی صادق برای خود انتخاب کنم، ولی شرط آن این است که بتواند بذری را که به او می‌دهم، خوب پرورش دهد و به گیاهی زیبا تبدیل کند“. آن‌گاه به تمامی کودکان بذر گیاه داد.
تمام کودکان سعی خود را کردند تا از آن بذرها گیاهانی زیبا پرورش دهند، ولی نتوانستند. یکی از کودکان فکر کرد اگر گلدانم را این گونه نزد امپراطور ببرم، به‌طور حتم جانشین او نخواهم شد.
برای همین تصمیم گرفت بذ دیگری را که خودش انتخاب کرده کرده بود، به‌کارد، دیگری تصمیم‌ گرفت که گلدان زیبائی را از باغبان منزل بگیرد و بگوید، این همان بذر امپراطور است. هر یک از کودکان سعی کردند به‌همین ترتیب رفتار کنند تا جانشین امپراطور شوند. در این بین کودکی بود که نتوانست دروغ بگوید و تصمیم گرفت گلدان را به‌همان صورت نزد امپراطور ببرد.
بالاخره بعد از شش ماه روز موعود فرا رسید و امپراطور از تمامی کودکان خواست گلدان‌های‌شان را بیاورند تا او ببیند و جانشین خود را انتخاب کند کودکان گلدان‌های خود را که هر یک با حیله‌ای پرورش داده بودند، با خود بردند. امپراطور تمامی آنان را مشاهده کرد و تحسین نمود، تا نوبت به کودک صادق و راستگو رسید. او به امپراطور گفت: ”من هر کار کردم نتوانستم بذری را که به من داده بودید، عمل بیاورم... ابتدا آن را در گلدانی کوچک کاشته بودم، دیدم گیاه رشد نکرد. گلدانش را عوض کردم، باز هم گیاه رشد نکرد... روزی دو بار به آن آب دادم، ولی بازهم گیاه رشد نکرد عاقبت تصمیم گرفتم آن را به همین صورت نزد شما بیاورم“.
امپراطور گفت: ”من هیچ گاه انتظار نداشتم بذرهائی را که به شما داده بودم، سبز کنند؛ زیرا همه آنها را از قبل پخته بودم. تو کودک راست‌گوئی هستی. به‌همین دلیل من تو را به‌خاطر صداقتی که داری، جانشین خود خواهم کرد“.
آن‌گاه درباره این داستان با کودک صحبت کنید، حتی می‌توانید خودتان نیز داستانی را که مفهوم آن بیان ”صداقت و راستی“ افراد است، برای او بخوانید و بازگو کنید تا او به‌خوبی معنای درستی و راست‌گوئی را بفهمد. از او بپرسید:
● به‌نظر او چرا برخی از افراد حقیقت را نمی‌گویند؟
در اغلب موارد به این دلیل است که نمی‌خواهند به دردسر بیفتند. در این‌جا باید پرسید آیا با مخفی کردن حقیقت می‌توانند از آن فرار کنند؟
● اما اگر دیگران بفهمند که ما دروغ می‌گوئیم، چه می‌شود؟
آیا بهتر نیست که حقیقت را بگوئیم، حتی اگر مشکلی برای ما پیش بیاید؟... زیرا همین دروغ گفتن موجب دردسر بعدی خواهد شد. آیا پدر و مادر از دست او عصبانی‌تر و دلخورتر نخواهند شد؟ به این ترتیب دردسر بیشتری درست خواهد شد. آیا بهتر نیست شهامت به خرج دهد و از همان اول حقیقت را بگوید (توجه داشته باشید، خودتان نیز نباید دروغ بگوئید، زیرا...).
● آیا می‌خواهیم دوستان‌مان به ما اعتماد کنند؟
اگر می‌خواهیم روابط خود را با دیگران حفظ کنیم بهتر است همیشه حقیقت را بگوئیم. اگر رابطه ما با اطرافیان‌مان بر پایه صداقت و درستی باشد، بدیهی است که از استحکام بیشتری هم برخوردار خواهد بود. اما گاهی که کارها آن‌طور که شما می‌خواهید خوب پیش نمی‌رود، باید کمی شهامت به خرج دهید و حقیقت را بگوئید. این‌گونه موقعیت‌ها را با کودک‌تان تمرین کنید. سعی‌تان باید بر این باشد تا با تقویت، حمایت و تشویق خود از راست‌گوئی کودک، موجب خوشحالی و مسرت او از حقیقت‌گوئی‌اش شوید (نه این که او را برای عدم صداقتش، سرزنش و یا تنبیه کنید).
به او یاد بدهید که در شرایط بحرانی، فقط کافی است یک نفس عمیق بکشد و حقیقت را بگوید. آن‌گاه می‌تواند با خیالی آسوده اشتباهش را جبران کند.
● آموزش صداقت به کودکان خردسال
مشخص کردن مرز بین صداقت و عدم صداقت برای کودکان خردسال کاری سخت و دشوار است؛ زیرا کودکان تا ۴ ـ ۳ سالگی قادر نیستند پیامدهای حقیقت‌گوئی خود را درک کند. به‌همین دلیل نمی‌توانند تفاوت بین راست / دروغ را بفهمد هنگامی که کودک بتواند مسئولیت رفتار و گفتار خود را بپذیرد می‌تواند به ارزش صداقت و حقیقت گوئی پی ببرد.
آن‌چه که در سال‌های دوران خردسالی برای کودک اهمیت دارد، تصورات، خیال‌پردازی و پرورش اندیشه‌های خلاقانه است. آن‌چه که او در ذهن خود رشد می‌دهد در حقیقت برایش واقعی و حقیقی است. اگر کودکی منکر شکستن گلدان تزئینی مادرش می‌شود، به این دلیل است که می‌داند اگر مادرش این موضوع را بفهمد، به‌طور حتم از دست او عصبانی و ناراحت خواهد شد. از این رو آرزو می‌کند که کاش هرگز این کار انجام نمی‌شد... برای همین به مادرش هم می‌گوید که من گلدان را نشکستم. در حقیقت این تناقض و دوگانه‌گوئی فکر و عمل کودک ناشی از سردرگمی او است. در حالی که اگر بتواند این تضاد را به‌گونه‌ای حل کند که مادرش را ناراحت نکند، می‌تواند بین آن چه در ذهن دارد و آن چه به زبان می‌آورد، هماهنگی و سازش برقرار کند والدین می‌توانند برای پرورش این ارزش مهم زندگی (صداقت) در کودکان خردسال، از چند روش زیر استفاده کنند (ون‌کلی ۱، ۲۰۰۶)؛
● مطلبی را که خودتان پاسخ آن را می‌دانید، از کودک نپرسید.
کودک (حتی کودکی ۲ ساله) را در موقعیتی قرار ندهید که به دروغ‌گوئی تشویق شود. برای مثال، وقتی از کودک می‌پرسید: ”تو با ماژیگ روی دیوار آشپزخانه خط‌کشیدی؟“ بدیهی است که او از ترس عصبانیت شما پاسخ خواهد داد: ”نه“. در این حالت حتی اگر هنوز ماژیک در دست کودک باشد، باز هم ”نه“ خواهد گفت. در حقیقت حالت گفته شما او را به دروغ‌گوئی واداشته است. در این‌جا می‌توانید به کودک بگوئید: ”... چه بد شده که روی دیوار خط کشیدی، بهتر است با کمک هم آن را پاک کنیم و فکر جدیدی برای نقاشی‌های دیواری تو بکنیم“.
این‌گونه صبحت کردن کودک را تشویق به راست گوئی و چاره‌جوئی برای حل مشکل می‌کند. برای مثال، می‌توانید کاغذ بزرگی به گوشه‌ای از دیوار آشپزخانه آویزان کنید و از او بخواهید که هرگاه قصد نقاضی کردن داشت، فقط روی آن بکشد. در این‌حالت هیچ لزومی به عصبانی شدن شما و دروغ‌گوئی کودک نخواهد بود. علاوه بر آن او یاد خواهد گرفت که روی کاغذ نقاشی کند و اگر هم روی دیوار اشتباهی خطی کشید، مسئولیت اشتباهش را بپذیرد و با دستمال آن را پاک کند.
● راست‌گوئی‌های کودک را تأیید و تشویق کنید.
زمانی که کودک خودش کار اشتباهی را که انجام داده است، برای شما تعریف می‌کند، از او قدردانی و حمایت کنید؛ زیرا این عمل شما، او را به راست‌گوئی‌های بیشتر تشویق می‌کند برای مثال، می‌توانید بگوئید: ”از تو متشکرم که خودت این مطلب را به من گفتی، می‌دانم که گفتن آن قدر برای تو سخت بوده است“.... و آن‌گاه خودتان اوضاع را مرتب کنید. در نظر داشته باشید در این گونه موارد (زمانی که کودک، خود به اشتباهش اعتراف می‌کند) هیچ‌گاه با خشم، عصبانیت و ناراحتی با کودک رفتار نکنید۳ زیراکه او را به‌سوی دروغ‌گوئی و کتمان حقیقت سوق می‌دهید. برای مثال، وقتی کودک نزد شما می‌آید و می‌گوید: ”مامان / بابا، من یک استکان شکستم،....“، از او برای بیان اشتباهش تشکر کنید (نه این که او را به‌خاطر شکستن استکان تنبیه کنید) و به او بگوئید: ”متشکرم که گفتی، خوب حالا ببیا با هم خرده شیشه‌ها را جمع کنیم.
● الگوئی شایسته از صداقت برای کودک‌تان باشید.
بهترین راه برای آموزش صداقت به کودکان آن است که پدر و مادرها و اعضاء خانواده‌ها خودشان سعی کنند این گونه رفتارها را در عمل به کودکان نشان دهند و با هم روراست و صادق باشند. برای مثال، وقتی قولی به کودک می‌دهید، حتماً به آن پای‌بند باشید و به آن عمل کنید. اگر به کودک می‌گوئید:“ بعد از ظهر تو را به پارک خواهم برد، حتماً این کار را بکنید“.
● به کودک اجازه ”خیال‌پردازی“ بدهید
کودکان خردسال را به‌دلیل این که هنوز قادر به تشخیص تفاوت واقعیت از خیال نیستند، نمی‌توانند بین راست و دروغ تفاوت گذارند. در واقع این کودکان هنوز نیازمند گسترش و توسعه دنیای خیالی خود هستند تا بتوانند قدرت خلاقیت و ابتکارشان را پرورش دهند. معمولاً ”خیال‌پردازی‌های“ کودکان از سنین ۵ ـ ۴ سالگی به بعد کاهی می‌یابد و کم‌کم تشخیص حقیقت را از دروغ را پیدا می‌کنند.
اما اگر بعد از ۶ ـ ۵ سالگی نیز سعی کنند با رویا سازی‌های ذهنی خود حقیقت را نادیده بگیرند، والدین بایددرصدد رفع علت این امر باشند.
برای مثال، اگر کودک ۶ ساله‌ای مدام از دوست خیالی خود صحبت می‌کند، پدر و مادر باید سعی کنند فرزندشان را با کودکان دیگر هم‌بازی کنند تا او نیازی به خیال‌پردازی‌های واهی نداشته باشد.
● تمرین صداقت برای والدین کودکان خردسال
فعالیت‌های زیر برای تمرین صداقت در کودکان خردسال توصیه می‌شود (تیلمن ۲۰۰۲،۱)؛
▪ صداقت یعنی، بازگو کردن آن‌چه که رخ داده است.
▪ صداقت یعنی، حقیقت‌گوئی.
▪ وقتی من راست می‌گویم، احساس آرامش می‌کنم.
▪ وقتی من در کار خود صداقت دارم، می‌توانم یاد بگیرم و می‌توانم به دیگران نیز کمک کنم تا این کار را یاد بگیرند.
▪ همیشه سر پیمان خود باشید. وقتی می‌گوئید: ”بله“ حتماً آن کار را انجام دهید، و هر وقت می‌گوئید: ”نه“، باز هم سر حرف خود بمانید.
▪ از قبل درباره وظایفی که والدین باید برعهده بگیرند، خوب فکر کنید.
گاهی ما (پدر و مادرها) سریع به کودک می‌گوئیم ”نه“، چون سرمان خیلی شلوغ است و حوصله دردسر نداریم. اما بارها پیش می‌آید که بعد از آن که با اصرار فرزندمان رو به رو می‌شویم، احساس گناه می‌کنیم و تسلیم خواسته کودک می‌شویم.
زمانی که کودک چیزی را مصرانه از والدینش می‌خواهد و آنها موافقت می‌کنند، یاد می‌گیرد که با پافشاری کردن برخواسته خود می‌تواند آن را به‌دست آورد. به این دلیل بهتر است والدین قبل از آن که هر بار کلمه ”نه“ را به زبان آورند، خوب فکر کنند، ”آیا خواسته کودک موجه و قابل قبول است آیا می‌توانند با صرف چند دقیقه وقت، خواسته کودک را برآورده کنند؟“ برای مثال، ممکن است رسیدگی به تقاضای کودک تنها دو دقیقه وقت ببرد در این صورت می‌‌توانند با کمک کردن به کودک احساس ارزشمندی، غرور و مشارکت را نیز در او تقویت نمایند. و اگر در آن لحظه وقت کافی برای رسیدگی به خواسته کودک ندارند و قصد دارند فعلاً به او ”نه“ بگویند، بهتر است زمان دیگری برای آن کار در نظر بگیرند و به کودک بگویند که، ”در حال حاضر گرفتار هستم، ولی ۳۰ دقیقه دیگر می‌توانم به خواسته تو رسیدگی کنم“. و اگر واقعاً قصد دارند با خواسته کودک قاطعانه مخالفت کنند و نه بگویند، باید سر حرف خود بمانند و علی‌رغم اصرار کودک، تسلیم نشوند.
▪ کودکان به گفته‌های والدین‌شان خوب توجه می‌کنند و اگر پدر و مادرها دلیل‌های خواسته‌های خود را برای آنها توضیح دهند، به‌طور حتم، مورد پذیرش و قبول آنها نیز واقع خواهد شد.
▪ به کودک اجازه دهید تا آن‌چه را که می‌خواهد بداند، در کمال صداقت از شما بپرسد.
▪زمان مناسبی برای پاسخ‌گوئی به پرسش‌های گوناگون کودک اختصاص دهید.
▪ زمانی که متوجه می‌شوید فرزند خردسال‌تان حقیقت را به شما نمی‌گوید، خیلی آرام و ملایم به او بگوئید، گفته‌های او آن چیزی نیست که واقعاً رخ داده است. از او خواهش کنید تا دوباره ماجرا تعریف کنید. قدم به قدم بگوید که چه اتفاقی افتاده است. پرسش‌های‌تان را یکی‌یکی از او بپرسید. در نظر داشته باشید، کودک خردسال‌تان با احتمال زیاد هیجان‌زده و شتابان است و می‌خواهد همه موضوع را یک‌جا برای شما تعریف کند.
▪ اگر فرزندتان بیش از ۴ سال دارد و مرتب مچ او را هنگام دروغ‌گوئی می‌گیرید، بهتر است درباره آن‌چه که رخ داده است، چیزی از او نپرسید؛ زیرا ممکن است او را به دروغ‌گوئی بیشتر تحریک کنید سعی‌تان بر این باشد که بدون پرسیدن سئوالی از کودک، صحنه را در ذهن خود مرور کنید،
”ــــــ و تو ــــــ انجام دادی“. آن‌گاه روز بعد از کودک دیگری که مورد اعتماد شماست و در ماجرا شرکت داشته است، بخواهید تا موضوع را برای‌تان تعریف کند. آن‌گاه راست گوئی و صداقت او را تحسین کنید و بگوئید: ”تو حقیقت را برای من تعریف کردی و من از راست‌گوئی تو متشکرم“.
▪ داستان‌هائی درباره شهامت داشتن در راست‌گوئی برای کودک‌تان تعریف کنید.
● آموزش صداقت به کودکان دبستانی
کودکان پیش دبستانی تفاوت بین داستان، دروغ و حقیقت را خوب درک می‌کنند، در حدود ۸ ـ ۷ سالگی قادرند رفتارهای صادقانه‌ای از خود نشان دهند. البته این بدان مفهوم نیست که نسبت به تمامی جوانب صداقت آگاهی کامل دارند. آنها تنها می‌توانند انتظار انتظار شما را از حقیقت‌گوئی برآورده سازند.
کودکانی دبستانی می‌توانند پیامدهای رفتاری خود را پیش‌بینی کنند. آنها تنها زمانی که دچار اضطراب تشویق و نگرانی شدید شوند، دروغ می‌گویند. در این زمینه توجه به چند نکته زیر ضروری است.
▪ به کودک برچسب نزنید
به کودک نگوئید: ”تو یک دروغ‌گو هستی...“. این جمله او را به حالت دفاعی می‌اندازد و ممکن است از آن هنگام به عبد خود را دروغ‌گو بداند و همان رفتار را در خود درونی سازد. در مقابل بهتر است طوری رفتار کنید که او بداند از دروغ‌گوئی خوش‌تان نمی‌آید اما مثل همیشه دوستش دارید. خیلی مؤدبانه ولی جدی به او بگوئید: مثل این‌که حقیقت را نمی‌گوئی گاهی با این کار مرا نگران می‌کنی، چون واقعاً نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است. این گفته شما به او می‌فهماند که در عین آن که کار او را تأئید نمی‌کنید ولی شانس مجددی به او می‌دهید که اشتباهش را تصیحیح کند.
▪ خواسته خود را با لحن و جملاتی مناسب از کودک بخواهید
فرض از فرزندتان می‌خواهید که اتاقش را تمیز و مرتب کند. شما می‌توانید این خواسته خود را به چند صورت از کودک طلب کنید.
▪ حالت اول: به فرزندتان می‌گوئید: ”هنوز اتاق‌آت را تمیز نکرده‌ای؟“... اگر کودک اتاق‌اش را تمیز نکرده باشد، به‌طور حتم این لحن شما، او را به‌دلیل تراشی و دروغ‌گوئی و بهانه‌آوردن تشویق می‌کند.
▪ حالت دوم: به فرزندتان می‌گوئید: ”می‌بینم که هنوز اتاق‌ات را تمیز نکرده‌ای؟.... کودک با شنیدن چنین جمله‌ای قدری به‌فکر فرو می‌رود و سعی می‌کند اشتباهش را بپذیرد.
▪ حالت سوم: به فرزندتان بگوئید: ”لطفاً وقتی اتاق‌ات را تمیز کردی، مرا صدا کن تا نگاه کنم“. در این‌جا لحن احترام‌آمیز و مؤدبانه شما، کودک را نسبت به اجراء خواسته شما بر می‌انگیزاند.
▪ از تأکید بیش از اندازه بر رفتارهای ناپسند خودداری کنید.
اگر کودک دبستانی شما، حقیقت را خیلی اغراق‌آمیز می‌گوید، سعی کنید چنین جملاتی به او نگوئید: ”فهمیدم که دروغ گفتی؛ تو واقعاً این کار را انجام ندادی!“ سوق دادن این کودکان به سوی سرپیچی و تخلف، توجه آنها را به انتخاب‌های بد و ناشایست تشویق می‌کند هنگامی که یک دروغ کودک آشکار می‌شود و کودک خود به آن اعتراف می‌کند، با جمله‌ای ساده از کودک به‌دلیل صداقتی که به‌خرج داده است، تشکر و تمجید کنید.
▪ علت دروغ‌گوئی کودک را کشف کنید
اگر کودک دبستانی‌تان در امتحان دیکته تقلب کرده است، سعی کنید به‌جای این که برای او یک سخنرانی طولانی بکنید، او را تشویق کنید تا درباره عمل خود با شما صحبت کند. برای مثال، ”این‌طور به نظر می‌رسد که از کاری که سر امتحان انجام داده‌ای واقعاً نگران و پشیمان هستی. تو می‌ترسیدی که من از دست تو خیلی عصبانی شوم. آیا می‌خواستی پیش دوستانت نشان بدهی که از آنها باهوش‌تری؟...“ بعد از چنین گفت و گوئی می‌توانید با یکدیگر راه حل جدیدی برای بهتر درس خواندن پیدا کنید.
▪ تفاوت تعارف‌ها، دروغ‌ها و جمله‌های احترام‌آمیز را برای کودک‌تان روشن سازید
برای مثال وقتی مادر از لباس دوستش که تازه آن را خریده است، تعریف می‌کند (در حالی که به نظرش واقعاً این‌طور نیست)، باید ادب و احترام را رعایت کند و دوستش را از خود نرنجاند. گفتن چنین جمله‌هائی در زمره دروغ‌گوئی و یا نداشتن صداقت نمی‌باشد. یا وقتی که مادربزرگ هدیه‌ای برای کودک می‌خرد که او آن را دوست ندارد، نباید بگوید: ”مادر بزرگ من از این هدیه شما بدم می‌آید زیرا او خواهد رنجید“.

ماهنامه کودک

نوشته شده توسط عبدالهی در 18:23 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386

معلم و شاگرد

با سلام به شما خواننده گرامی چندی پیش اشعار شاعره معروف کشورمان که گاهی از او به نام - بانوی غزل - نام برده می شود را می خواندم که این شعر زیبای او نظرم را جلب کرد و دلم نیامد که آن را در وبلاگ مدرسه نگذارم با اینکه شاید شما بارها آن را خوانده باشید ولی مرور دوباره آن خالی از لطف نیست . امیدوارم مورد توجه شما قرار گیرد :

معلم و شاگرد
                              
                            
   
                                                              

بانگ برداشتم : آه دختر
 واي ازين مايه بي بند و باري
 بازگو ، سال از نيمه بگذشت
از چه با خود كتابي نداري ؟
مي خرم ؟
 كي ؟
همين روزها
 آه
 آه ازين مستي و سستي و خواب
 معني وعده هاي تو اين است
 نوشدارو پس از مرگ سهراب
از كتاب رفيقان ديگر
نيك دانم كه درسي نخواندي
ديگران پيش رفتند و اينك
 اين تويي كاين چنين باز ماندي
 ديده ي دختران بر وي افتاد
 گرم از شعله ي خود پسندي
 دخترك ديده را بر زمين دوخت
شرمگين زينهمه دردمندي
گفتي از چشمم آهسته دزديد
چشم غمگين پر آب خود را
 پا ،‌ پي پا نهاد و نهان كرد
پارگي هاي جوراب خود را
بر رخش از عرق شبنم افتاد
چهره ي زرد او زردتر شد
 گوهري زير مژگان درخشيد
دفتر از قطره يي اشك ، تر شد
اشك نه ، آن غرور شكسته
بي صدا ، گشته بيرون ز روزن
پيش من يك به يك فاش مي كرد
 آن چه دختر نمي گفت با من
 چند گويي كتاب تو چون شد ؟
 بگذر از من كه من نان ندارم
 حاصل از گفتن درد من چيست
دسترس چون به درمان ندارم ؟
خواستم تا به گوشش رسانم
 ناله ي خود كه : اي واي بر من
واي بر من ، چه نامهربانم
 شرمگينم ببخشاي بر من
ني تو تنها ز دردي روانسوز
 روي رخسار خود گرد داري
 اوستادي به غم خو گرفته
همچو خود صاحب درد داري
 خواستم بوسمش چهر و گويم
ما ، دو زاييده ي رنج و درديم
 هر دو بر شاخه ي زندگاني
برگ پژمرده از باد سرديم
ليك دانستم آنجا كه هستم
 جاي تعليم و تدريس پندست
 عجز و شوريدگي از معلم
 در بر كودكان ناپسندست
بر جگر سخت دندان فشردم
در گلو ناله ها را شكستم
 ديده مي سوخت از گرمي ي اشك
ليك بر اشك وي راه بستم
با همه درد و آشفتگي باز
 چهره ام خشك و بي اعتنا بود
 سوختم از غم و كس ندانست
 در درونم چه محشر به پا بود

نوشته شده توسط عبدالهی در 10:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386

کتابخوانی

1- برای بچه‌ها توضیح دهید که جلد و نام کتاب چقدر برای یک داستان مهم است. سپس کتابی را بدون بیان عنوان آن یا نشان دادن جلد آن برای بچه‌ها بخوانید. بعد از خواندن کتاب به هر دانش آموز یک برگ کاغذ بدهید تا تصور خود را از جلد کتاب رسم کند و عنوانی برای کتاب برگزیند. در پایان، کارهای بچه‌ها را به نمایش بگذارید.

2- از یک کتاب چندین کپی بگیرید. کلاس را به گروههایی تقسیم کنید و به هرگروه یک کپی از کتاب را بدهید و بدین ترتیب یک مسابقه جستجو راه بیندازید . گروهها باید شماره صفحه ای از کتاب را پیدا کنند که درآن از شی بخصوص یا شخص بخصوص یا موضوع خاصی نام برده شده و یا واقعه خاصی در آن اتفاق افتاده است. گروه برنده جایزه ای دریافت خواهد کرد. این فعالیت به تقویت مهارت " مرور سریع مطالب " کمک می‌کند.

3- در دفتر مدرسه یا ورودی مدرسه، کتابچه ای قرار دهید که مراجعان به مدرسه ،نام خود را نوشته و نام کتاب مورد علاقه کودکی اشان را بنویسند.
بعدا دانش آموزان نمودار کتابهای مورد علاقه مراجعان مدرسه را رسم کنند .

4- می‌توان روحیه بخشش را در قالب جشنی با همکاری خانواده های دانش آموزان ضمن تشویق و تعمیم مطالعه، بدون هیچ هزینه ای ارج نهاد. روش کار بسیار ساده است. در طی چند هفته دانش آموزان کتابهایی راکه خانواده هایشان قبلا خوانده اند و به آن نیازی ندارند، را به مدرسه می‌آورند و در قبال آن کوپن هایی دریافت می‌کنند. سپس یک شب به نام شب مبادله کتاب ،کتابهای اهدایی به نمایش گذاشته شده و اعضا خانواده با کوپن هایشان کتابهای دلخواه خود را خریداری می‌کنند. کتابهای باقی مانده نیز به نیازمندان اهدا می‌شود.

5- مسابقه (بهترین پوستر برای تبلیغ کتابخوانی) را برگزار کنید. بچه‌ها باید پوسترهایی درست کنند که مزایای کتابخوانی را بیان کند و دیگران را به مطالعه تشویق نماید. جایزه برندگان این مسابقه را، کتاب قرار دهید و به همه شرکت کنندگان جوایز ارزان قیمتی بدهید.

6- بعضی از معلم‌ها از دانش آموزان می‌خواهند پس از مطالعه کتابها، خلاصه آنها را تهیه کنند. در این جا راههای جالب تری برای تهیه گزارش از یک کتاب را مشاهده می‌کنید.
1- نامه ای به یکی از شخصیت های داستان بنویسید.
2- نامه ای به نویسنده کتاب بنویسید و نظراتتان را درباره کتاب به او اطلاع دهید.
3- شعری درباره داستان کتاب بسرایید.
4- پوستری درباره تبلیغ این کتاب تهیه کنید.
5- با بکار بردن هر 5 حس خود یکی از صفحه های داستان را توصیف کنید.
6- یکسری تصاویر جمع آوری کنید که با مطالب داستان ارتباط دارد.
7- تفاوتها و شباهتهای خود را بایکی از شخصیت های کتاب بنویسید.
8- ده جمله مورد علاقه خود را از قول شخصیت های داستان بنویسید و اینکه چرا شما این جمله را دوست دارید.
9- پایان دیگری برای داستان بنویسید.
10- 15 کلمه جدید را که در داستان خوانده اید بنویسید.

7- در نوشتن گزارش کتابهای مطالعه شده، تنوعی ایجاد کنید. در این روش تصاویری از یک قاچ گوجه فرنگی ، دو تکه نان همبرگری، یک تکه همبرگر، یک برگ کاهو و یک لایه پنیر را رسم نمایید. سپی از این تصاویر روی برگه هایی همرنگ مواد مذکور به تعداد زیاد کپی بگیرید. مثلا همبرگر روی کاغذ صورتی، گوجه فرنگی روی کاغذ قرمز و پنیر روی کاغذ زرد و غیره. سپس به هر دانش آموز یک برگه از هر نوع بدهید. دانش آموزان پس از مطالعه هر کتاب، مطالب زیر را به عنوان گزارش کتاب روی برگه های مربوطه خواهند نوشت: روی تکه بالایی نان همبرگر، نام کتاب و نویسنده آن، روی برگ کاهو، خلاصه ای از کتاب، روی قاچ گوجه فرنگی، درباره شخصیت اصلی داستان روی لایه پنیر، نقطه اوج داستان و بالاخره روی تکه پایینی نان ، صحنه مورد علاقه خود را از داستان نوشتند. سپس تکه‌ها را روی هم قرار داده و به شکل یک ساندویچ روی تابلوی اعلانات نصب نمایند. عنوان تابلو را می‌توان چنین نوشت : "ما گرسنه کتابهای خوب هستیم"، بقیه بچه‌ها با مطالعه گزارش ها، ساندویچ های مختلف را امتحان نمایند تا ببینند بالاخره کدامیک از آنها اشتهایشان را ارضا می‌کند.

8- بچه‌ها عاشق حل کردن معما و چیستان هستند. موضوع این معماها را می‌توان عنوان یک کتاب، نام نویسنده، یا شخصیت های اصلی یک داستان یا وقایع یک کتاب باشد. معماها روی مقوا چسبانده شده و تزیین می‌شوند. این فعالیت برانگیزننده بچه‌ها برای سرزدن به تعداد زیادی از کتابهاست.

نوشته منصوره فروزان به نقل از مدرسه اینترنتی تبیان

نوشته شده توسط عبدالهی در 10:12 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم بهمن 1386

•راهکارهای آموزشی 2

يكي از راه هايي كه  مي توان يادگيري را در دانش آموزان پايه هاي اوّل و دوّم افزایش داد اینست كه مواردی را كه به خوبی نياموخته و در آن ضعف دارد بسیار بزرگ بر روي کاغذی نوشته و در مکان هايي كه بیشتر در معرض دید اوست قرار دهیم.

مثلاً دانش آموزي عدد 5 و کلمه ي سبد را به خوبی یاد نگرفته است ، این عدد و کلمه را روي کاغذی بزرگ مي نويسيم و روي درب یخچال يا دیوار اتاقش نصب مي كنيم بدین صورت هرچه با آن روبرو مي شود آن را مي خواند و در ذهنش جاي مي گیرد .

نوشته شده توسط عبدالهی در 9:46 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم بهمن 1386

راهکارهای آموزشی

همه ي ما دوست داریم فرزندانمان در درس خواندن موفق باشند و ما دائماً نگران انجام تکالیف آنها نباشیم . براي رسیدن به این هدف باید فرزند مان را به درس علاقمند و در او ایجاد انگیزه  كنيم . در قدم نخست مي توانیم با کمترین هزینه دفتر تکلیف او را جذاب كنيم .كودكان از اینکه مجبورند از اول صفحه تا آخر آن را بنویسند ناراضی هستند ، مي توانیم با كشيدن تصویر ساده و بزرگ ( پرنده ،گل ، برگ ،گربه و ... ) در وسط صفحه، از آنها بخواهیم تکالیف را درون آن شکل بنویسند و سپس رنگ آميزي کنند . یا در حاشیه ي صفحه تصاویر یا برچسب های كوچك بچسبانيم .

آنها را ملزم نكنيم فقط با مداد سیاه بنویسند . استفاده از رنگهای مختلف در نوشتن علاوه بر اینکه صفحه را متنوع و جذاب مي كند، چون به راحتی با پاكن پاک نمی شود باعث مي شود كودك سعی كند خوش خط و بدون اشتباه بنویسد تا دفترش کثیف نشود.

 

نوشته شده توسط عبدالهی در 21:14 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نوزدهم دی 1386

نخوردن صبحانه دندان را خراب می‌ کند

با سلام

این هم مطلب دیگری در مورد اهمیت صبحانه

کودک

تحقیقات جدید نشان می‌ دهد کودکانی که در سنین دو تا پنج سالگی صبحانه نمی ‌خورند، در مقایسه با کودکانی که هر روز صبحانه می ‌خورند، تقریباً چهار برابر بیشتر احتمال دارد تا مبتلا به پوسیدگی دندان شوند.  تحقیقات قبلی نشان می‌ دهد که کودکانی که در خانواده‌های فقیر زندگی می‌ کنند، کمتر احتمال دارد تا در صورت پوسیدگی دندان به پزشک مراجعه کنند و تعداد دندان‌های خراب درمان نشده در آنها بیشتر است و کودکانی که در خانواده‌های فقیر زندگی نمی ‌کنند اما از صبحانه خوردن فرار می ‌کنند و همچنین میوه و سبزی مصرف نمی‌ کنند، بیشتر احتمال دارد تا نسبت به کودکان فقیر دچار پوسیدگی شوند.

در مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های مریلند با مطالعه و جمع‌ آوری اطلاعات از بیش از چهار هزار کودک دریافتند، تنها 23 درصد از کودکانی که هر روز صبحانه می‌ خورند، دچار پوسیدگی دندان می ‌شوند در حالی که کودکانی که از صبحانه خوردن فرار می ‌کنند 34 درصد آنها دچار پوسیدگی می‌ شوند، 18 درصد از کودکانی که حداقل پنج وعده از میوه و سبزی در روز استفاده می ‌کنند، دارای دندان‌های خراب هستند در صورتی که 26 درصد از کودکانی که کمتر از این مواد استفاده می ‌کنند، به خرابی دندان مبتلا می ‌شوند.

محققان می ‌گویند نوجوانانی که از صبحانه خوردن فرار می ‌کنند، بیشتر احتمال دارد تا در طول روز اسنک‌هایی (اسنک میان وعده ای است که موقتاً گرسنگی فرد را برطرف می سازد و انرژی مختصری برای انجام کار فراهم می کند، در واقع اسنک نوعی غذای مختصر می باشد.) که سرشار از قند است مصرف کنند.

                                                                                                                                           منبع: هفته نامه سلامت

نوشته شده توسط عبدالهی در 19:8 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم دی 1386

انشا در پایه سوم ابتدایی

درس انشا در پایه ی سوم

 در حيطه زبان آموزي, چهار ركن اصلي گوش دادن ،صحبت كردن ،

  خواندن و نوشتن امروزه در دنيا به عنوان يك قانون مسلم پذيرفته شده , در آموزش تمامي زبان هاي دنيا و برنامه هاي آموزشي مدنظر قرار مي گيرد .

در اين چهار قدم به ترتيب نوشتن جايگاه چهارم را به خود

اختصاص داده , چرا كه سه امر گوش دادن و صحبت كردن و خواندن براي نوشتن مقدمه و پيش سازمان دهنده , و زمينه بوده و بالاترين سطح را به خود اختصاص داده است.

امروزه در امر زبان آموزي نگارش از اهميت بالايي برخوردار است , مخصوصاً در پايه سوم كه اولين پايه اي است كه به صورت مستقل انشا نوشته مي شود , چون در پايه دوم از جمله نويسي استفاده مي گردد , اين جملات اكثراً مرتبط با هم نيستند و هر يك به طور جداگانه نوشته مي شود و بيشتر نحوه و ساختار جمله , منظم كردن جملات در هم ريخته , كوتاه سازي , تركيب جملات ساده يا جمله سازي با كلمات ساده مد نظر است . براي دانش آموزان نوشتن جملات و متن به صورت مرتبط در پايه سوم با توالي مناسب مشكل مي باشد.

بيشتر آموزگاران نوشتن انشارا در زمره تكاليف نگريسته و در پايان اين ساعت درسی موضوعی را برای نوشتن مطرح مي كنند و براي جلسه بعد منتظر نوشتن انشا از سوي دانش آموزان مي شوند.

   چون دانش آموزان خود قادر به نگارش نيستند لاجرم به اولياي خود متوسل شده از آنها حتي نه به عنوان كمك ؛ بلكه كسي كه بايد متن انشا را بصورت كامل براي آنها ديكته نمايند نگاه مي كنند كه اين امر براي ما نيز در دوره تحصيل بارها اتفاق افتاده و چه بسيار كودكاني كه براي نوشتن انشا توسط اوليا سرخورده و تنبيه شده اندو صدمات جبران ناپذيري را تحمل نموده اند كه حاصل ايـن شيـوه نـگارش ها در بـررسـي هاي فعلي و بروندادهاي اين مدارس كه همان فارغ التحصيلان هستند با مدارك بالا قادر به نوشتن خواسته هاي خود در قالب جملات و بصورت مكتوب نيستند.

انشاهاي نوشته شده در منزل , حتي در حين قرائت چندان مورد توجه دانش آموزان ديگر كلاس قرار نمي گيرد.

موضوعات ارائه شده براي انشا چندين سال است كه روش سنتي خود را طي نموده كه همان توصيفي نمودن يك پديده يا فصل و ... يا مناسبت هايي از سال چون نـوروز و تعطيلات و ... است. اين موضوعات بعضاً آن قدر كلي هستند كه در حيطه دانش آموزان مقطع ابتدايي نيست.

چگونگي اداره كـردن كـلاس ها بـا تـوجـه بـه كـم بـودن ظـرفيـت گوش دادن دانش آموز در مقطع ابتدايي بعد از دقايقي موجب سر و صدا و عدم تحمل شنيدن متن ها توسط كودكان مي گردد ,چون مطالب در خصوص موضوع واحد است و اكثر مطالب مشابه هست و هيچ جذابيت و تفنن تهيج خاصي نيست , بسيار خسته كننده و ملال آور مي شود . آنان  نوشتن انشا را , پر كردن يك صفحه از دفتر خود از مطالب به هر نحو كه باشد مي دانند  .

         در ساعت انشا مي توان با ايفاي نقش , قصه گويي و نمايش خلاق به عالي ترين اهداف زبان آموزي دست يافت كه نوشتن نيز يكي از اين اهداف است ايجاد برقراري ارتباط انساني و عاطفي , نظم بخشي به افكار پرورش قوه تفكر،استدلال , استنتاج و به طور كلي به رشد و شكوفايي خلاقيت و استعدادهاي زباني در دانش آموزان مي انجامد.

           علل ناتواني دانش آموزان در نگارش انشا بدين شرح مي باشد :

1- عدم آشنايي دانش آموزان با طرز و چگونگي انشا كه دلايل آن در وضعيت موجود نوشته شد , كه در دوم ابتدايي آشنايي دانش آموزان فقط با جمله بندي بوده  است.

2- دانش آموزان نمي دانند كه در مورد چه بنويسند , كدام موضوعات و مطالب در نوشتن آنها كمك خواهد كرد.

3- انشا در سر كلاس نوشته نمي شود , محول كردن نگارش به محوطه خارج از كلاس كه لاجرم دانش آموزان از اولياي خود کمک می گیرند .  

4- عدم علاقه و رغبت معلمان و همچنين عدم آشنايي با قواعد .

5- تقويت نكردن مهارت گوش دادن دانش آموزان به انشاهاي خوانده شده در كلاس درس.

6- عـدم فضـاي آزاد  و فضـاي پـرسـش و پـاسـخ و نقـد و بـررسـي نوشته هاي دانش آموزان در كلاس .

7- مناسب نبودن موضوعات انتخاب شده با توجه به گروه سني و همچنين تكراري بودن موضوعات.

8- عدم  مطالعه ی  كتاب هاي قصه و داستان پروري ذهن هاي دانش آموزان در مدرسه و بيرون از مدرسه.

9- معلمان معيارهاي مشخص در ارزشيابي انشا در دست ندارند.

چگونه انشا بنويسيد

          دانش آموزان پايه سوم ابتدايي براي اولين بار با درس انشا آشنا مي شوند , پس بايد تناسب , اندازه و كيفيت استفاده از لغات،  مطابق گنجينه لغات و ساير مسايل رعايت و مدنظر قرار گيرد و حتي چند جلسه آغاز سال با روند نگارش مخصوصاً با توجه به گروه سني شان آموزش داده شوند , حتي چندين مورد از انشاهاي سوم ابتدايي هاي سال قبل خوانده شود اين آموزش ها با توجه به توانايي و ذوق و سليقه هـر معلـم و ديـدگاه وي مي تـواند گوناگون باشد اما   باید در نظر داشت که :  

1- موضوعي که براي انشا انتخاب مي شود بايد كاملاً واضح و محدود و توضيحات در خصوص آن موضوع   ارائه  گردد.

2- چگونگي ربط دادن جملات و گسترش حوزه واژگان و افزايش كميت جمله ها آموزش داده شود.

3- تصاويري در اختيار دانش آموزان قرار دهيم و از آنها بخواهيم در مورد تصاوير چند سطري براي ما بنويسند.

4- جملات درهم ريخته را با اندازه هاي متفاوت در اختيار آنها قرار داد ه تا آنان کامل کنند.

چگونگي تنظيم ساختار انشا و پيش نويس و پاكنويس نيز مورد تاييد و پيگيري قرار گيرد.

6- با تعريف يك كارتون يا داستان مي توانند يك انشای خوب بنويسند , البته بهتر است اين كارتون نمايش داده شود يا داستان را خودشان بخوانند.

7- در مناطق دو زبانه بهتر است از ابتدا دانش آموزان علاوه بر زبان مادري  با  زبان فارسي كه زبان نوشتاري و معيار و ملاك ارزيابي ما مي باشد آشنا شوند تا حوزه گنجينه ي لغات آنها افزايش يابد.

انواع انشا (پايه سوم)

1- انشاي توصيفي 2- خاطره نويسي3- داستان نويسي4- انشا شفاهي 5- نامه نگاري

نحوه ارزش يابي

در مقطع ابتـدايـي بخصوص در پايه سوم چون اولين سالي است كه انشا تدريس مي گردد ,معلم دلايل برتري انشاهاي دانش آموزان را براي آنان بيان كند و نقاط قوت آنها را در اين خصوص بيان نمايد. تا از اين طريق دانش آموزان ديگر اين نقاط را در نوشته هاي هفته هاي بعدي خود مورد توجه قرار  دهند .نمونه برخي از معيارها و برتري انشاها را مي توان بدين عناوين بيان كرد:

1- جمله بندي صحيح

2- ربط داشتن جمله ها با توجه به موضوع

3- رعايت توالي زماني و مكاني و عدم تكراري بودن آن

4- رعايت جمله بندي و علائم سجاوندي , نوع جمله ها

5- طولاني نبودن داستان

پيشنهاداتی  برای نگارش انشا

- نوشتن انشا حتماً در كلاس صورت بگيرد حتي اگر 3 الي 4 سطر هم نباشد.

- بعد از نوشتن انشا معلم كليه انشاها را بررسي نمايد .

- معلم مربوطه مي تواند به دانش آموزان داستاني (فيلم – كارتون و يا كتاب هاي داستان ) يا هر آنچه در ذهن اوست را انتخاب كرده و چند كلمه اي از آن را روي تخته سياه  بنویسد و از دانش آموزان بخواهد دنباله داستان خود را به ميل خود ادامه دهند. كه اين امر در پرورش تخيل كودكان موثر مي باشد.  

- شيوه داستان گويي مي تواند به چند شكل صورت بگيرد , به صورت نوشتاري يعني كلماتي را در روي تخته سياه كه همديگر را در حول محور موضوع مورد نظر , تداعي نمايد نوشته  از دانش آموزان بخواهیم ادامه دهند و يا اين كه به صورت تصويري ( تصوير خواني ) تصويري كه حاوي يك موضوع و مفهوم باشد آماده کرده از دانش آموزان بخواهیم که از روي اين تصوير مطالبي را بنويسند يا به روش ديگري كه مي تواند در پرورش خلاقيت كودكان موثر افتد, اين كه يك قسمت داستان در تخته سياه نوشته شود و در ادامه بچه ها خودشان با قوه و خلاقيت خود جملات و انشا را ادامه دهند. اين روش در مناسبت ها كاربرد بهتري دارد , مثلاً در ماه رمضان مي توانيم روي تخته سياه مطلب را اين گونه آغاز كنيم : (( در يكي از روزهاي ماه رمضان علي در مدرسه مي خواست آب بخورد و يك دفعه يادش افتاد كه ... .

- براي دانش آموزان قصه اي بخوانيم  از آن ها بپرسیم از كدام يك از شخصيت هاي قصه خوشتان آمد خود را به جاي آن شخصيت قرار داده و براي ما قصه شنيده را خلاصه نويسي نمایید .

- تمامي موضوعات فصل ها را مي توانيم در قالب داستان و به زبان بسيار ساده و كودكانه شروع و ادامه دهيم.

- معلمان نيز بايد با روش داستان نويسي و ساخت داستان , طولاني نبودن انشا آشنا شوند , هدف داستان و توالي مطلب را بدانند.

 
نوشته شده توسط در 11:8 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم آبان 1386

ریشه های تربیت دینی

تربیت دینی باید از کودکی آغاز شود.

پرورش پیش دبستانی ها در محیط مکتبی جدید

آموزش های پرورشی و تربیتی باید از سنین پیش دبستانی آغاز شود. راههای متفاوتی برای آموزش های تربیتی به خردسالان وجود دارد اما ایجاد محیطی دینی، بهترین روش تربیت پیش دبستانی ها است. فراموش نکنیم که «محیط» یکی از موثرترین عوامل تربیت صحیح یا ناصحیح کودکان است حتی اگر با چیزهایی مواجه شود که قدرت فهم کامل آن را نداشته باشد.کودک امروز انسان بالغ فرداست و برخی آموزه های دوران کودکی را در بزرگسالی درک خواهد کرد و می تواند چراغ هدایت او باشد.

ایجاد محیط دینی

مهد کودک ها و پیش دبستانی ها باید این نکته را مدنظر داشته باشند که اینجا یک کشور اسلامی است و آموزه های تربیتی، طبیعتاً باید مبتنی بر دین باشد. با مقوله ی تربیت دینی نباید باری به هر جهت رفتار کرد. به صرف واداشتن کودکان به فرستادن چند صلوات، نمی توان ادعا کرد محیطی دینی در مهد کودک یا پیش دبستانی به وجود آورده ایم. اگر می خواهیم محیط دینی برای کودکان ایجاد کنیم باید بدانیم که آموزش قرآن، در هر سنی بهترین آموزش است اما برای هر مقطع سنی، روشی خاص باید اعمال شود. کودکان قصه و بازی را خیلی دوست دارند بنابراین ایجاد بازیهای قرآنی با استفاده از ابزار و وسایل مخصوص، روشی موثر در آشنا کردن پیش دبستانی ها با قرآن و آموزه های آن است.

قصه های قرآن با لحنی شیوا و بلیغ روایت شده است اما شاید آن زبان برای کودکان ثقیل باشد

گفتن قصه های قرآنی به زبان قابل فهم خودشان، روش بهتری است. استفاده از نقاشی و فیلم به ویژه دیالوگ هایش برای کودکان، قابل فهم بوده و ترتیب دادن اردوهای تفریحی در مکان های دینی به تربیت دینی فرزندان کمک شایانی می کند.

پدران و مادران نیز باید با ادامه ی روند تربیتی مراکز آموزشی فرزندانشان و ایجاد محیطی دینی در خانه، به پرورش مذهبی فرزندانشان کمک کنند.

محیط مکتبی شاداب

قدیم در مکتب خانه ها، به بچه ها آموزش قرآن و مبانی دینی می دادند. ملّاهای ترکه به دست نیز وظیفه آموزش را به عهده داشتند.

برخی مهدها و پیش دبستانی ها از آموزشیاران و معلمان بازنشسته ی دوره ابتدایی یا حتی مقاطع بالاتر استفاده می کنند غافل از اینکه یک بازنشسته هر چقدر هم شاداب باشد، حوصله و سرزندگی یک خانم مربی جوان را ندارد. بنابراین مراکز پیش دبستانی باید از استخدام افراد کم حوصله و کسانی که قدرت ارتباط موثر با کودکان را ندارند- چه جوان، چه پیر- پرهیز کنند.

ایجاد محیط شاداب، مقدمه ی شکل دادن محیط دینی در مراکز پیش دبستانی و حتی مهدکودک ها است. رفتار مهربانانه و مشفقانه ی مربیان این مراکز موجب جلب اعتماد کودکان می شود و ماندگاری آموزه ها در نزد آنان را عمق می بخشد.

اگر قرار است، پیش دبستانی ها با روش هایی چون بازیهای قرآنی به دین روی آورند، باید محیط های آنان علاوه بر داشتن رنگ و بوی معنوی، شادابی و سرزندگی لازم از حیث فضا و مربیان را نیز داشته باشد.

در این میان وظیفه ی مدیران این مراکز در استخدام نیروهای متناسب با مسائل گفته شده،از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. این مربیان علاوه بر دادن آموزش به کودکان و ایجاد محیطی معنوی و شاداب، وظیفه ی ارشاد والدین برای همراهی آنان با برنامه های این مراکز را نیز بر عهده دارند.

اهمیت محیط های کودکی

خاطرات کودکی را به خاطر بیاوریم و کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم محیط های کودکی ما چقدر در شکل گیری شخصیتمان موثر بوده است. بسیاری از کسانی که در بزرگسالی انسان هایی متدیّن، متعهد و کارآمد بوده اند در محیط های دینی رشد یافته اند به ویژه آن محیط هایی که دین را با چاشنی شادابی به فرد آموخته اند. به عبارت دقیق تر، دین را به آنها نیاموخته اند بلکه آنان را در محیطی دینی قرار داده اند و به همین دلیل، فرد کاملاً تحت تاثیر آموزه های دینی و انسان هایی روشن ضمیر قرار گرفته و برای راهیابی به جامعه ای که همه گونه زیبایی و زشتی را در خود جای داده، آماده شده اند.

کودکی که در فضایی چون مسجد رشد پیدا می کند و تحت برنامه های دینی تعلیم می بیند اگر این آموزش ها برای او تداوم پیدا کند خیلی بهتر از کسی که در چنین محیط هایی نیست، تربیت می شود. بنابراین باید دید چگونه می توان آموزش های مسجدی را وارد مراکز پیش دبستانی کرد والبته با چه زبانی؟

باید اندیشید که چگونه می شود پیش دبستانی ها و دبستانی های امروز را با فرهنگ اسلامی و عاشورایی که دلیل همه ی حرکت های انقلابی در دروان ماست آشنا کرد.

نوشته شده توسط عبدالهی در 18:24 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم آبان 1386

بچه ها می‏آموزند آن طوری باشند که زندگی می‏کنند

بچه ها ...


وقتی با

سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند.
وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.
وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.
وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساسترحم داشته باشند.
وقتی با تمسخُر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند.
وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند.

 

اما ...


اگر با

شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند.
اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند.
اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند.
اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند.
اگر با توافق زتدگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند.
اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند.
اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند.
اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند.
اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند.
اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.

 

بچه شما چطور زندگی می کند و چه می آموزد؟

 

 

نوشته شده توسط عبدالهی در 10:7 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هفتم مهر 1386

غذاهایی كه بچه ها را آرام می‌كنند

بیش فعالی یك اختلال رفتاری شایع است كه حدود 8 تا 10 درصد از كودكان پیش دبستانی به آن مبتلا هستند.

احتمال ابتلا به این اختلال در پسران 3 برابر بیشتر از دختران است، اما علت این تفاوت هنوز ناشناخته است.

مطالعات فراوانی روی نقش عوامل تغذیه ای در ایجاد بیش فعالی كودكان انجام شده است كه نتایج برخی از آنها را مرور می‌كنیم.

ماهی

اسید‌های چرب ضروری

برخی از اسیدهای چرب كه در بدن ساخته نمی‌شوند، ولی در حفظ سلامت انسان نقش حیاتی به عهده دارند، اسیدهای چرب ضروری نامیده می‌ شوند. اسیدهای چرب ضروری عبارتند از: اسیدهای چرب امگا-3 ، امگا-6 و آراشیدونیك.

مغز انسان حدود  6درصد چربی دارد كه اسیدهای چرب امگا-3 سهم بیشتری را به خود اختصاص داده است. یكی از نقش‌های مهم اسیدهای چرب ضروری، ارتباط و انتقال بین سلول‌های مغز است. اسید چرب امگا -3 كه برای رشد و عملكرد مغز ضروری است ممكن است رفتار، حافظه و كمبود‌های رفتاری و شخصیتی را بهبود بخشد.

یافته‌های مطالعات نشان داده است كودكان مبتلا به بیش‌فعالی دارای سطح پایین تری از اسیدهای چرب ضروری هستند كه در نتیجه مشكلاتی در یادگیری، رفتار، خواب و عملكرد ایمنی آنان ایجاد می‌ كند؛ به طوری كه در پسران 6 تا 12 ساله كه دارای سطح پایین اسیدهای چرب امگا-3 بودند، مشكلات كم خوابی بیشتری دیده شده است.

بهترین منبع اسید‌های چرب امگا -3 ، ماهی‌های آزاد مثل سالمون، ساردین، میگو و شاه ماهی است و منابع اسید‌های چرب امگا-6، كنجد ، تخمه كدو تنبل و تخمه آفتابگردان هستند. دیگر منابع اسید‌های چرب ضروری (امگا- 3 و امگا- 6 ) آجیل‌ها، لوبیای سویا ، روغن بادام زمینی و روغن زیتون است.

روی

مطالعات یافته‌های مختلف ارتباط بین كمبود روی و بیش فعالی را نشان داده است، به طوری كه سطح سِرُمی‌ روی در كودكان مبتلا به بیش فعالی به طور قابل توجهی پایین تر از كودكان طبیعی بوده است.كمبود روی در كودكان مشكلاتی از قبیل خشونت، كج خلقی، گریه‌های زیاد، بیزاری و نفرت و ناتوانی در تمركز را ایجاد می‌ كند.

گوشت، ماكیان،‌ شیر و محصولات لبنی 80 درصد كل میزان روی غذایی را تشكیل می‌ دهند. سایر گوشت‌ها، جگر، پنیر، غلات سبوس دار، لوبیای خشك، مغزها و محصولات سویا نیز منابع نسبتا خوب روی هستند.

كلسیم

كمبود كلسیم ممكن است بیش فعالی را به وجود آورد. بنابراین می‌ توان با تنظیم یك برنامه غذایی مناسب حاوی كلسیم نظیر شیر، پنیر، نان، بستنی، ماست، سبزیجات برگ سبز مانند كلم، برگ‌های سبز شلغم یا مكمل‌های كلسیم، این كمبود را بر طرف كرد.

شكر

یافته‌های برخی از مطالعات نشان داده اند كه مصرف شكر ممكن است سطح آدرنالین را در كودكان به میزان 10 برابر افزایش دهد. بنابراین این نتایج بیانگر ارتباط مستقیم بین ‌رفتارهای خشونت آمیز با دریافت بالای شكر است.

ویتامین‌های گروه B

كمبود ویتامین‌های گروه B در كودكان بیش فعال شایع است. نتایج یك مطالعه روی 27 كودك مبتلا به بیش فعالی نشان داد كه مصرف روزانه 200 تا 300 گرم فسفاتیدیل سرین به مدت 2 ماه منجر به بهبودی قابل توجهی -92درصد- در ظرفیت یادگیری و رفتاری آنان شده است.

منیزیم

نتایج برخی از بررسی‌ها نشان داده اند كه كمبود منیزیم در كودكان بیش فعال وجود دارد، به طوری كه با دریافت منیزیم بیش فعالی در آنان به میزان قابل توجهی كاهش یافته است.

منابع غذایی منیزیم عبارتند از : مغزها، حبوبات، غلات آسیاب نشده و نیز سبزیجات برگ تیره و شیر.

آلرژی‌های غذایی

آلرژی‌های غذایی می‌ توانند باعث بروز نشانه‌هایی از بیش فعالی شوند. از مواد غذایی که باعث آلرژی می شوند می توان شكر، شكلات،‌ تخم مرغ،گندم،‌ رنگ‌ها، طعم دهنده‌ها، ‌افزودنی‌ها و ذرت را نام برد.

اگر این مواد غذایی را تا 2 هفته حذف كنیم، بعد از 2 هفته هر 2روز در میان می‌ توانیم به غذای كودك هر كدام را اضافه كنیم. به‌وسیله حذف كردن این مواد از برنامه غذایی و بازگرداندن آن بعد از مدتی می‌ توانید تشخیص دهید كه آیا كودكتان نشانه‌هایی از بیش فعالی دارد یا خیر؟

البته باید گفت که در حال حاضر حذف این مواد از برنامه غذایی كودكان آسان نیست، زیرا به راحتی در دسترس كودكان است.

توصیه‌های تغذیه ای برای كودكان مبتلا به بیش فعالی

- رژیم كم شكر، پرهیز از خوردن قندهای ساده و شیرینی‌ها

- استفاده بیشتر از پروتئین‌ها مثل مرغ، تخم مرغ، گوشت قرمز

- حذف یا كاهش مواد غذایی آلرژی زا مثل: بادام زمینی، تخم مرغ، شكلات، پنیر، شكر، گندم، ‌سویا، گیلاس، آلبالو، توت فرنگی، كشمش، ‌نوشابه‌ها، هلو، آلو، پرتقال، بیسكویت، سیب، توت، گوجه فرنگی، خیار، آدامس، سس، آب لیمو، كنسروها، مربا، ترشی، كمپوت‌ها، قهوه و چای .

- درمان كمبودهای تغذیه ای و استفاده از مكمل‌های غذایی

- حذف یا كاهش افزودنی‌های خوراكی و رنگ‌های مصنوعی مثل : بادام بو داده ، ادویه‌های معطر ، آب نبات‌ها، كیك‌ها، دسرها، غلات صبحانه و نوشابه‌ها

- استفاده از منابع غذایی حاوی امگا- 3 مانند ماهی ،‌ روغن زیتون و گردو در برنامه غذایی روزانه

- استفاده از میوه و سبزی تازه

- حذف غذاهای سرخ شده

- محدودیت مصرف فرآورده‌های لبنی

- حذف كاكائو، شكلات‌های حاوی قهوه و نسكافه،‌ نوشابه‌های رنگی، چیپس و پفك

- افزایش مصرف آب

به نقل از تبیان

نوشته شده توسط عبدالهی در 16:53 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم مهر 1386

در آغاز سال تحصیلی جدید بدانیم که .....

 

نقش اوليا در پيروزي تحصيلي فرزندان(1)

در آغاز سال تحصيلي بدانيم که ...

تاييد يادگيري

1- فرزندان شما در مورد نشان دادن احساس خويش نسبت به مدرسه به والدين اتکا دارند. بگذاريد آنها بدانند که مدرسه از نظر شما  لذت بخش است.

2- رفتن به مدرسه خود يک «کار» است. فرزند شما نياز به تشويق دارد. براي اينکه او کار خويش را به بهترين صورت انجام دهد ، بايد از علاقه و توجه شما نسبت به آن کار کاملاً مطمئن باشد. 

3- براي تنظيم وقت انجام تکاليف و گفتگوهاي خانوادگي طرح بريزيد. اين طرح‌ها نقش با اهميتي در بهبود کار درسي و ايجاد نظام فکري صحيح و آموزش تجزيه و تحليل مسايل دارند.

4- فرزندان خود را در بحث‌هاي خانوادگي شرکت دهيد. وقتي آنها عضوي براي برنامه‌هاي خانوادگي باشند. انگيزه لازم را براي فکر کردن و يادگيري به دست خواهند آورد. توجه داشته باشيد که فرزند شما از گفتگوهاي سر ميز غذا بيش از تمام مدت روز در مدرسه مطلب مي‌آموزد.

5- به خاطر داشته باشيد که ايجاد فضاي مناسب جهت يادگيري و آموزش در خانواده بستگي به طرز فکر و رفتار اعضاي خانواده دارد. نه به ثروت و دارايي آنها و يا موقعيت شغلي.

فرزندان خود را محترم بشماريد.

1- بگذاريد هر کدام  از فرزندان شما خودش باشد. لذا از مقايسه با ساير فرزندان و دانش‌آموزان سخت پرهيز کنيد.

2- با در نظر گرفتن فرزندتان به عنوان يک انسان روش مثبتي را در يادگيري يا تغيير رفتار او اتخاذ نماييد.

3- کمک کنيد تا از طريق تاييد و تصويب شما، او براي خود حرمت و احترام کسب نمايد و مرحله به مرحله آن را تقويت نماييد.

4- روزانه به هر فرزند خود به طرز انفرادي توجه و رسيدگي کنيد.

5- همکاري مدرسه و معلم راهنما را نسبت به فرزندتان جلب نماييد.

 

فرزند خود را در مسير موفقيت قرار دهيد.

1- توجه داشته باشيد که موفقيت و شکست براي کودکان مي‌تواند مانند نردباني باشد که وقتي شروع مي‌شود تا آخرين پله ادامه پيدا مي‌کند.

2- موفقيت در يک زمينه، توفيق در زمينه‌هاي ديگر را به دنبال دارد. فرزندتان را کمک کنيد که اين را بداند و براي موفقيت تلاش کند.

3- حتي المقدور سعي کنيد، کودک شما از آغاز در نردبان موفقيت گام بردارد. در صورتيکه احساس ضعف در مورد درس يا دروسي از فرزندتان مشاهده نموديد با تماس‌هاي مستمر با مسئولين آموزشي مدرسه و نظارت مثبت بر عملکرد فرزندتان زمينه ي موفقيت را فراهم نماييد.

4- فرزندتان را کمک کنيد تا مدرسه ي خود را به يک محيط شادي تبديل کند.

5- توجه داشته باشيد که اثر دوستان فرزند شما در موفقيت‌هاي آموزشي کاملاً محسوس است پس ضمن هماهنگي با معلم راهنماي کلاس در اين خصوص از دانش‌آموزان موفق کمک گرفته شود.

6- موفقيت يک روياي دور نبوده و مي‌توان به آن دست يافت.

 

کمک کنيد تا فرزندتان به مسير موفقيت برگردد.

1- بزرگ‌ترين عامل موفقيت تحصيلي فرزند شما کيفيت مناسب انجام تکاليف روزانه مي‌باشد. در اين مورد توجه، نظارت و ايجاد انگيزه شما در فرزندتان بسيار موثر است. پس سعي کنيد فرزند شما به اين کار عادت کند.

2- مواظب عواملي که مانع يادگيري هستند باشيد.

3- وقتي مشکل بسيار پيچيده و فني باشد، از افراد متخصص کمک بخواهيد.

4- در صورتيکه بنا به ضرورت از معلم خصوصي استفاده مي‌شود، معلم خصوصي بايد ضمن تقويت روحيه شيوه‌هاي مناسب و کاربردي را همراه با آموزش به کار گيرد.

تمرکز حواس

1- کمک کنيد تا کودکان شما براي هر کاري که انجام مي‌دهند، تمرکز حواس داشته باشند.

2- به دانش‌آموزان کلاس‌هاي ابتدايي کمک کنيد تا براي کارهاي در دست اجراي خود تمرکز حواس داشته باشند.

3- دانش‌آموزان دوره راهنمايي و دبيرستان را تشويق کنيد تا آگاهانه نسبت به بهبود روش مطالعه و يادگيري خود اقدام نمايند.

 

ترس از شکست را کاهش دهيد

1- فقدان هماهنگي عضلاني در دانش‌آموزان دوره دبستان و حتي راهنمايي مي‌تواند سبب ايجاد ترس از شکست در نوشتن، بازي و ساير مطالب باشد.

2- والدين بايد فرصت‌هايي براي کودک فراهم آورند که بدون دست پاچگي و ترس، شکست را به تجربه بگذارند.

3- وقتي به کودک مسئووليت خيلي زيادي مي‌دهيد نگراني او گسترش پيدا مي‌کند. اگر مسئوليت بسيار اندک باشد کودک وابسته و تابع بار مي‌آيد. بين اين دو راه يک محوطه وسيع و پهناور وجود دارد که کودکان در آن شاد و موفق و آرام مي‌باشند. و اين همان روابطي است که والدين بايد براي دست‌يابي به آن کوشش کنند.

4- اعمال پيش‌بيني شده مي‌تواند ترس مزمن از درس جواب دادن را بر طرف کند.

5- داشتن نقشه و طرح براي کارها و رفع اشکال به موقع و جبران گذشته‌ها جايي براي احساس ترس باقي نمي‌گذارد.

6- نقش والدين در عدم ايجاد اضطراب در کودکان و احساس ايمني بخشيدن بسيار مهم است. به اين نقش عملاً توجه کنيد.

 ادامه دارد...

                                                                                                                         به نقل از تبیان

نوشته شده توسط عبدالهی در 8:50 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و سوم شهریور 1386

ترس از مدرسه

اشاره: هنوز چند روزی به شروع فصل مدرسه باقی نمانده بود که فرید کوچولو، با مامان تو خیابون ها، کوچه و بازارها از این مغازه به آن مغازه به دنبال خرید لباس فرم مناسبی بودند، که مدرسه گفته بود. حتماً باید رنگش سرمه ای با خطهای سفید روی آستین باشد! برای خواهر بزرگش هم روپوشی کرم رنگ با مقنعه ای سرمه ای که مخصوص بچه های راهنمایی بود! مجید برادر بزرگترش هم باید کله اش را نمره چهار می‌زد! دل تو دلش نبود، نمی فهمید اینقدر التهاب مامان و خواهر بزرگش از چیه؟ او دائم تو خانه می‌گفت: باز هم شروع شد، باید و سختگیری های مدیر و ناظم و اخم و تخم معلم را تحمل کنیم! باز هم تنبیه! باز هم درس! تکلیف و جریمه! حیف، چقدر زود گذشت، کاش اصلاً مدرسه نمی رفتیم! طفلک فرید، اینها را که می‌شنید و صحبت های مامان رو که می‌گفت توی مدرسه مواظب باش این کار را نکنی . درس نخوانی، خانم معلم کتکت می‌زند و شنیده بود، بچه های شیطون را می‌اندازند تو اتاق های تاریک و... بابا می‌گفت آخر که چی لیسانس بگیرند، بیکار و بی عار، ویلون تو خیابونها. فرید کوچولو اینها را می‌شنود . پاک ترس ورش می‌دارد، یعنی مدرسه اینقدر بده! چقدر سختگیرن! چند روز مونده به شروع سال پاشو توی یک کفش می‌کنه که من مدرسه نمی روم، جیغ می‌کشید و گریه می‌کرد که مدرسه را دوست ندارم. دلیل اینکه بچه‌ها از مدرسه رفتن می‌ترسند چیست؟ ترس: Fear روانشناسان معتقدند ترس یک حالت هیجانی است نسبت به خطر یا یک محرک مضر که شخص از آن آگاه است. عامل ترس می‌تواند یک شی ء باشد، یک انسان یا مسئله و موقعیت مشخص. مدرسه هراسی یا ترس از مدرسه ترس غیر منطقی از مدرسه در واقع معادل واژه School refusal به معنی امتناع از مدرسه رفتن است و یکی از نشانه های اضطراب جدائی از والدین، خانه، خانواده یا شرایطی است که به آن دلبسته و وابسته شده بود. - امتناع از مدرسه رفتن در هر سنی دیده می‌شود، اما معمولاً در ابتدای هر مقطع به صورت واضح تر و عینی تر خود را نشان می‌دهد. تقریباً این مسئله در بین پسرها و دخترها در سنین آغاز مدرسه به طور یکسان دیده می‌شود، اما در سطوح بالاتر با اندکی تفاوت از یکدیگر سبقت می‌گیرند. در خانواده هایی که بچه‌ها با فاصله های زیاد از یکدیگر متولد می‌شوند شایعتر بوده و همانطور که گفته شد شایع ترین دلیل ترس از مدرسه در بین کودکان و در بدو ورود به مدرسه ناشی از اضطراب جدایی از والدین بخصوص مادر است. - معمولاً مادران بچه هایی که دچار اضطراب جدایی هستند شخصیتی افراطی، مضطرب، بیش از اندازه حمایت کننده، مردد، غیرمنطقی، حساس و عاطفی (سمپاتیک) دارند که اضطراب خود را با بیان افکار منفی و اضطراب آلود و عمل خود به بچه‌ها منتقل می‌کنند. - اغلب مادران کودکانی که ترس از مدرسه رفتن دارند، افرادی وسواسی، کم تحمل، نکته سنج و موشکاف هستند که احتمالاً خود یا یکی از نزدیکانشان در کودکی دچار همین مشکل بوده اند. - ترس یا امتناع از مدرسه بیش از آنکه علت شخصیتی، عاطفی یا... داشته باشد، ناشی از یادگیری است. مادر یا پدری که در ارتباط خود با کودکان مفاهیم و نکته های منفی از محرکها و مکانهایی مثل مدرسه یا درس خواندن می‌دهند وقتی تجربه های منفی توأم با وحشت و ترس و اضطراب، خود را از دوران تحصیل و مدرسه، تنبیه و توبیخ‌ها به بچه‌ها انتقال می‌دهند و از آنها می‌خواهند مواظب رفتارهایشان باشند، خواه ناخواه، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنان می‌کارند. یک تجربه - علی کلانترزاده دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی می‌گوید:من هیچ وقت از مدرسه رفتن نترسیدم، یادم می‌آید هفته اول مهر بود، درست تا یک هفته هیچ تکلیف و مشق به ما ندادند، فقط خانم معلم می‌آمد در مورد کتابها و درسهایمان چیزهایی می‌گفت و می‌رفت، همیشه لبخند می‌زد، هیچ وقت ندیدم اخم کند یا کسی را کتک بزند. یادم می‌آید بعضی از بچه‌ها با مامان هاشون اومده بودند مدرسه، چندتایی گریه می‌کردن، خانم معلم با خنده به بچه‌ها گفت، بگین مامانتون بره خونه، بچه‌ها هم رفتن به مامانها گفتند برن خونه. خانم معلم با مهربانی توضیح می‌داد از هفته آینده دفترچه بیاریم و مشقهایمان را چطور بنویسیم. خیلی از او خوشم آمده بود. از علی می‌پرسم چطور شد از مدرسه رفتن نترسیدی؟ می‌گوید: آخه مامان من معلم بود، قبل از شروع مدرسه من را با خودش آورد مدرسه و با ناظم و معلم‌ها بازی می‌کردیم، با بچه های کلاس پنجم دوست شده بودیم. مامان همیشه تو خونه از معلم ها، مهربانی هاشون و دلسوزی هاشون تعریف می‌کرد. راستش هیچ ترسی نداشتم، اما یکی دو تا از بچه‌ها هی گریه می‌کردند. تا جایی که با چند تا از بچه‌ها دست‌ها و پاهاشون را گرفتیم، آوردیم کلاس، همین که خانم معلم چند تا شکلات به اونها داد ساکت شدند و یادشان رفت برای چی گریه می‌کردند. - یعنی هیچ وقت نشده از مدرسه بترسی؟ راستش یادمه فقط یک بار کودکستان وقتی مادرم من رو تنها گذاشت و رفت تا ۵ دقیقه گریه می‌کردم! اما خانم معلم وقتی تشویقم کرد بازی کنم و نقاشی بکشم همه چیز را فراموش کردم. ترس از مدرسه در مقاطع مختلف تجربه نشان داده امتناع یا ترس از مدرسه در هر سنی دیده می‌شود. اما علت‌ها و دلایل متفاوتی دارد. مقطع ابتدایی: نقش والدین و اضطراب جدایی این سن مصادف است با ساخت طرح واره هایی از محیط اطراف که توسط نزدیک ترین افراد به فرد انتقال داده می‌شود، کودک ۶ یا ۷ ساله آمادگی بسیار زیادی برای دریافت، ذخیره و حفظ اطلاعاتی دارد که نزدیکان به خصوص پدر و مادر، خواهر و برادر، در مورد یک شیء، مسئله، مکان یا فرد به او می‌دهند. هر گونه برداشت منفی و انتقال آن به کودک، التهاب، دلواپسی، تشویش، اضطراب و ناراحتی یا آرامش، انگیزه مثبت، تلاش و کوشش، شادمانی و هیجانات مثبت می‌تواند در واکنش کودک یک مسئله مؤثر باشد. آنچه والدین به صورت احساس، افکار، اعمال و گفتار به فرزندشان انتقال می‌دهند، بخصوص در این سن او را نسبت به حضور یا عدم حضور (مثلاً در مدرسه و کلاس) تهییج می‌کند. ایجاد باورهای غلط نسبت به معلم، ایجاد یأس و یا ناامیدی از آینده، بیان و ابراز تشویش و نگرانی از چگونگی حضور بچه‌ها در مدرسه و... حساسیت منفی و واکنش عاطفی او را در پی خواهد داشت و هر گونه تأکید و تحریک کودک در این شرایط به حضور در مدرسه شدت واکنشها را افزوده و نتیجه منفی به بار می‌آورد. اضطراب جدایی عامل دیگر، اضطراب کودک از جدا شدن و از دست دادن تکیه گاه، پناهگاه و وابستگی به مادر است. معمولاً مادران سعی در وابسته نمودن کودکان به خویش دارند و به واکنشهای عاطفی آنان نسبت به ترک پاسخ می‌دهند که در طولانی مدت و در هنگام وارد شدن به محلی ناآشنا یا تغییر مکان بدون حضور مادر، دچار نوعی حالات اضطراب به نام اضطراب جدایی Anxiet separation می‌شود که خصوصیات آن اضطراب شدید، موقع جدا شدن از افرادی است که کودک وابستگی مهمی نسبت به آنها دارد. این وابستگی می‌تواند به خانه یا محیط های آشنا هم باشد، گاهی در بچه‌ها هنگام جدا شدن از مادر حتی نشانه هایی از هراس هم دیده می‌شود، که فراتر از آنچه که از سطح رشد آنها انتظار می‌رود، است. راهنمایی در این سن اضطراب جدایی جای خود را به امتناع از مدرسه رفتن می‌دهد، در واقع در این مقطع امتناع از مدرسه رفتن مطرح می‌شود نه ترس و آن به دلیل کسب تجربه های عینی است از حضور در مدارس ابتدایی، مشاهده رفتارها، ارائه اطلاعات واقعی یا غیرواقعی از مقطع تازه، توسط همسالان، افراد خانواده و غیره، وابسته شدن و عادت به حضور یک معلم در تمامی دروس ، تعداد کم دانش آموزان کلاس و ترس از حضور در کلاسهای حجیم یا معلم های مرد (بیشتر برای پسرها) ، عدم آگاهی نسبت به مقطع، قوانین و مقررات مدرسه، سختگیری کادر اجرایی و دبیران و در صورتی که از نظر آموزشی ضعیف بوده باشند، ترس از ناتوانی و شکست تحصیلی. این دوره از حساسترین دوران زندگی فرد است. تحولات مربوط به بلوغ، رشد فکری و روانی، تمایل به استقلال طلبی، تغییر در ارزشها و تحولات جسمانی از این سن آغاز می‌شود. نوجوان در این سن بسیار حساس، زودباور و تأثیرپذیر است. تجربه های قبلی از نحوه رفتار معلم، محیط آموزشی، ناظم و مدیر و روابط با همسالان در چگونگی واکنش او نسبت به محیط تازه مؤثر است. بی تردید در آغاز هر پایه به طور طبیعی مواجه با نوعی دلشوره اضطراب و نگرانی نوجوانان در برخورد با محیط تازه تحصیلی خواهیم بود. اخلاق و رفتار معلم، طرز تفکر او، سطح فرهنگی، کیفیت و نحوه آموزش دروس، و برخوردش با مسایل و مشکلات بچه ها، روش کلاسداری و تدریسش و شیوه های انضباطی او، جاذبه و دافعه اش ، تشویق و تنبیه، نظم و ترتیب در دوره ابتدایی و آغاز دوره راهنمایی تأثیر سازنده یا مخرب در افکار و واکنشهای او به محیط تازه دارد. متوسطه این دوره همراه با تغییر در نگرشها! باورها، ارزشها، تغییرات بلوغ و تحول عمیق در لایه های مختلف شخصیت است. با ورود به مقطع نظری نوجوان دوره وابستگی به والدین، کودکی و مطیع بودن را کنار می‌گذارد. اما نه به طور کامل! والدین به علت تغییر در ظاهر فیزیکی و سعی در مستقل شدن نوجوان، او را رها می‌کنند. (در واقع استقلال می‌دهند) اما نوجوانانی که تا این سن چه از لحاظ درسی و چه تربیتی تحت تأثیر والدین بخصوص مادران، اتکا و حمایت او بودند، ناگهان خود را بدون حامی تنها در محیطی بسیار شلوغ افرادی سختگیر و (از دید خود) خشن می‌بیند. تجربه سختگیریها، شکستهای درسی، توبیخ، بدرفتاری مسئولان مدرسه، تندخویی و خشونت از طرف معلم و... او را نسبت به حضور در محیط مدرسه بیزار می‌کند. تغییر در حجم، کیفیت و موضوع کتب درسی و افزایش تعداد دروس و ناآشنایی با واحدهای درسی و... در نخستین روزهای حضور در مدرسه او را دچار حالات عصبی و عاطفی می‌کند، که در نهایت احتمال امتناع از مدرسه رفتن و نهایتاً در صورت برخورد واکنشهای جسمانی مثل سردرد، دل درد، حالات تهوع و بیماریهای ناگهانی از خود نشان می‌دهند (این مسئله در تمامی مقاطع دیده می‌شود.) عامل پنهان آنچه معمولاً مورد کم توجهی مسئولان و دست اندرکاران مدارس و آموزش و پرورش قرار می‌گیرد، توجه به فضا و محیط فیزیکی مدارس است! با یک نگاه به کودکستان‌ها و پیش دبستانها می‌بینیم از کوچکترین فضایی برای جلب توجه به ایجاد شوق در بچه‌ها استفاده می‌کنند. جذابیت، شادابی و طراوت محیط آموزشی نقش مهمی در جذب، ایجاد آرامش درونی و علاقه به حضور در مدرسه دارد. کمتر مدرسه ای را می‌بینید که دیوارهایش آجری نباشد! یکی از مسئولان آموزش و پرورش منطقه غرب تهران می‌گفت: وقتی دیواره‌ها و محیط دبستان کنار اداره را می‌بینیم با آن پرچم روی دیوار و صبحگاهی، به یاد پادگان های اطراف تهران می‌افتم! بچه های مثل سرباز توی صف ایستاده و به زور خود را کنترل می‌کنند! در واقع در مقطع ابتدایی جذابیت و زیبایی فضای مدرسه و استفاده از رنگ های شاد و تصاویر جذاب و جالب به همراه وجود فضای سبز در مدرسه می‌تواند در تغییر نگرش و کاهش اضطراب بچه‌ها مفید باشد. کلاسهای کوچک و تاریک یا بسیار وسیع با تعداد زیاد دانش آموز، بچه‌ها را در نخستین تجربه حضور در مدرسه وحشت زده می‌کند! سال قبل در یک نظر سنجی که از بچه‌ها به عمل آوردم، اکثراً معتقد بودند مدرسه مثل زندان است! بچه‌ها مثل سرباز باید مراقب هر نوع رفتاری باشند! همه چیز درس است! معلم‌ها اغلب کم حوصله، عصبانی و زودرنج می‌باشند. هر چند هستند معلم هایی بسیار پر نشاط، شاداب و خنده رو... راهکار والدین تجارب افکار بازخوردهای منفی خود را به کودکان و نوجوانان انتقال ندهند، با تأکید بر مراحل مختلف رشد کودکی و نوجوانی و تغییرات هر مرحله والدین رفتارهای خود را متناسب با این تغییرات، تغییر دهند. در سنین ابتدایی از ترساندن بچه ها، ایجاد رعب و ترس از معلم، تشبیهات (اگر بچه خوبی نباشی میگم معلم تو را تو کلاس حبس کند) خودداری کنند. خاطرات، یادواره‌ها و تجارب مثبت، شاد و جالب خود با معلم های دوره ابتدایی را با بچه‌ها در میان بگذارند، از معلم‌ها با القاب خوب (با لبخند) یاد کنند. آنها را مهربان و دلسوز بدانند و به بچه‌ها انتقال دهند، پیش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولین، معلم‌ها و محیط مدرسه آشنا کنند، به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام تکالیف، تنبیه یا توبیخ نکنند. بچه های دیگر را به رخشان نکشند، تفریحات آنها را محدود نکنند، و دلیلش را مدرسه رفتن قلمداد نکنند. بچه‌ها را در دوره ابتدایی به خود وابسته نکنند، سعی کنند روشها را به آنها بیاموزند و بگذارند خودشان با کمک و یاری والدین در حد اعتدال تکالیفشان را انجام دهند. برای جلوگیری از انزواطلبی و دوری گزینی سعی کنند از دبیران در منزل استفاده نکنند، آنها را تا می‌توانند در محیط های آموزشی و حضور در جمع قرار دهند. نکاتی برای مسئولان برای کاهش هر چه بیشتر مشکل امتناع از مدرسه سعی کنید در هر مقطع از وجود کارشناسان روان شناسی و مشاوره به صورت مستمر در مدرسه بخصوص ابتدایی و راهنمایی استفاده کنید. مشاور با ایجاد روابط عاطفی پایدار خواهد توانست بچه‌ها و نوجوانان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده و شیوه برخورد با مسایل و مشکلات عاطفی و آموزشی را به آنها بیاموزد. "محیط آموزشی و فیزیکی مدرسه‌ها را شاد کنیم، جذابیت مهمترین عامل جذب بچه هاست." مقاله از وحید خسروشاهیان مهر ۱۳۸۲ روزنامه همشهری
نوشته شده توسط عبدالهی در 17:47 |  لینک ثابت   • 

جمعه شانزدهم شهریور 1386

چگونه اضطراب و نگرانی خود را کنترل کنیم؟

چکیده: استرس در زندگی روزمره، امری عادی است و گاه می‌‌تواند نتایج مثبتی داشته باشد؛ اما هنگامی که جنبه مرضی پیدا کند و بصورت نگرانی و اضطراب دائم درآید و افکار و اعمال انسان را تحت تأثیر قرار دهد، می‌‌تواند خطرناک باشد. میزان اضطراب در افراد گوناگون، متفاوت است. ممکن است موقعیتی که برای فردی بسیار نگران کننده است برای دیگری اصلا استرس زا نباشد و بالعکس. مثال بارز این مسأله، سخنرانی در میان جمع است که در برخی افراد نگرانی زیادی ایجاد می‌‌کند، در صورتیکه برای برخی دیگر امری بسیار عادی تلقی می‌‌شود. بنابراین بهترین راه برای غلبه بر استرس پیدا کردن راه حل و تکنیکی متناسب با شخصیت فرد می‌‌باشد.

عوامل استرس زا
برای اینکه بر اضطراب خود غلبه کنید، باید تشخیص دهید که چه زمانی و چرا دچار نگرانی می‌‌شوید. اکثر ما فکر می‌‌کنیم که اضطراب نتیجه عوامل خارجی است، اما باید بدانیم که عامل اضطراب در خود ما وجود دارد و واکنش و نگرش ما به موقعیت‌ها و مسائل است که اضطراب را به وجود می‌‌آورد. اگر شما یک دانش آموز هستید، ممکن است حضور در کلاس، کنفرانس دادن، صحبت با معلمان، برقراری ارتباط با دیگر دانش آموزان، امتحان و بسیاری مسائل دیگر در شما ایجاد اضطراب کند. البته این یک امر عادی است، اما شما باید سعی کنید عوامل و موقعیت های استرس زا را به خوبی تشخیص دهید تا بتوانید بر اضطراب بی مورد خود غلبه کنید.

غلبه بر اضطراب
راههای زیادی برای غلبه بر اضطراب وجود دارد، اما شما باید راهکار مناسبی را که با شخصیت شما متناسب است، بیابید و بکار ببرید. بخاطر داشته باشید بعضی از این مهارت‌ها نیاز به تمرین مستمر دارند تا ثمر بخش شوند. درست مثل دوچرخه سواری و یا شنا که نیاز به تمرین مداوم دارند، این مهارت نیز با تمرین مداوم، پرورش می‌‌یابد و به زودی شما می‌‌توانید احساس نگرانی خود را به راحتی کنترل کنید.

1- نفس عمیق بکشید.
وقتی مضطرب هستید، نمی توانید به راحتی نفس بکشید و این مسأله به خودی خود تولید استرس می‌‌کند. ممکن است حتی بدون آنکه متوجه باشید نفس خود را در سینه حبس کنید. میزان اکسیژن در خون کاهش می‌‌یابد و عضلات شما منقبض می‌‌شوند. ممکن است احساس سردرد کنید و یا نگرانی شما افزایش یابد. بعد از این هرگاه احساس نگرانی کردید، نفس عمیق بکشید، و چند ثانیه هوا را در ریه های خود نگه دارید. سپس به آرامی تا 10 بشمارید و هوا را آزاد کنید.

2- برای انجام کارهای خود برنامه ریزی کنید.
یکی از عوامل استرس زا استفاده نادرست از زمان و نداشتن برنامه ریزی مناسب می‌‌باشد. لیستی از وظایف روزانه خود تهیه کنید و بر اساس درجه اهمیت آنها را تنظیم کنید. سعی کنید کارهای مهم تر را زودتر انجام دهید. بعد از انجام هر کار، آن را از لیست برنامه خود خط بزنید. صبح قبل از هر چیز کارهای را انجام دهید که علاقه چندانی به آنها ندارید، اما مجبورید انجام دهید. به این ترتیب، بقیه روز احساس نگرانی کمتری خواهید کرد.

3- با اطرافیان خود ارتباط برقرار کنید.
سعی کنید دوستان بیشتری پیدا کنید. هرگاه احساس تنهایی و یا نگرانی کردید به دیدار یکی از دوستان خود بروید و با او صحبت کنید.

4- به ذهن خود استراحت بدهید.
تجسم یک منظره زیبا می‌‌تواند ذهن شما را از یک موقعیت استرس زا دور کند. هر گاه فرصت کردید، چشم های خود را ببندید و مکانی آرام و زیبا را در ذهن خود مجسم کنید. سعی کنید تمام جزئیات آن مکان را احساس کنید. ( نوای دلنشین، منظره زیبا، عطر دل انگیز و … ) همچنین می‌‌توانید با خواندن یک کتاب و یا گوش کردن به یک موسیقی آرام و دلنشین، اضطراب را از خود برانید.

5- فعال باشید.
فعالیت های بدنی نقش مهمی در کاهش اضطراب دارد. شما با ورزش کردن و سایر فعالیت های بدنی می‌‌توانید فشارهای روانی ناشی از اضطراب را کاهش دهید. سرگرمی مورد علاقه خود را پیدا کنید و بطور منظم به انجام آن بپردازید. ورزش، کارهای هنری، رسیدگی به گل‌ها و باغچه و … در زمانیکه مضطرب هستید می‌‌تواند شما را آرام کند و انرژی بیشتری به شما بدهد. بخاطر داشته باشید که جسم و روح جدایی ناپذیرند.

6- مراقب سلامتی خود باشید.
شرط داشتن جسم و روحی سالم، تغذیه مناسب و استراحت کافی می‌‌باشد. بدن سالم و قوی برای غلبه بر استرس آمادگی بیشتری دارد. درست مثل یک ماشین که بدون بنزین از حرکت می‌‌ایستد، بدن شما نیز بدون تغذیه مناسب و خواب کافی قدرت خود را از دست داده و به راحتی تسلیم موقعیت های استرس زا می‌‌شود. پس مراقب خواب و خوراک خود باشید.

7- خندیدن را فراموش نکنید.
خنده بهترین راه برای غلبه بر استرس می‌‌باشد. گاه گاهی فیلمی کمدی نگاه کنید و یا جمله طنزی بخوانید تا حس شادی و نشاط در شما زنده شود.

8- خوش بین باشید.
وقتی که مضطرب هستید اغلب به همه چیز با دید منفی نگاه می‌‌کنید. برخی افراد به این مسئله عادت کرده اند و در واقع همیشه نیمه خالی لیوان را می‌‌بینند. اگر شما جزو این دسته افراد هستید، سعی کنید این عادت را ترک کنید. به نقاط روشن و زیبای زندگی فکر کنید و خوش بین باشید. بعد از این به دنبال نکات مثبت یک مسأله باشید نه نکات منفی. خنده یک کودک، دیدن یک دوست قدیمی، آواز یک پرنده، طلوع خورشید، سلامتی، شادابی، جوانی و.... نمونه هایی از نکات مثبت و روشن زندگی می‌‌باشند. ممکن است این نکات بسیار ساده و ناچیز به نظر آیند، اما به تدریج همین نکات ناچیز می‌‌توانند دید شما را نسبت به زندگی تغییر دهند و از اضطراب شما بکاهند.

9- به خدا توکل کنید.
آخرین و مهمترین نکته آنکه در همه حال به خدا توکل کنید و از او یاری بخواهید تا همواره در آرامش به سر ببرید.


 

به نقل از تبیان

نوشته شده توسط عبدالهی در 18:27 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یازدهم مرداد 1386

تو براي هميشه ما كافي هستي!

خدايا ! تو معبود ديرين مايي .تو خداي هميشه مايي . همه چيز نو به نو ميشود و تو همچنان هر لحظه در كار آ فرينش تازه اي. خدايا ! سال نو از راه مي رسد و از تو مي خواهم كه با نو شدن سال جان ما را هم نو كني. خدايا ! در اين سال نو ما را از گزند شيطان در امان نگه دار و به ما توان غلبه بر نفس اماره ببخش. خدايا! سال نو ميشود و فرصتي نو از تو ميخواهم فرصتي كه در آن به كارهايي بپردازم و در راهي قدم بردارم كه مرا به تو نزديك كند. خدايا! تو بخشنده و بزرگوار و با عظمتي . هر كه پشتيباني ندارد به پشتيباني تو ميتواند دلگرم باشد و آن كس كه هيچ ذخيره و پس اندازي ندارد به دارايي و بخشش تو ميتواند تكيه كند. خدايا ! امتحان و آزمايش هاي تو خوب است و اميدي كه در دل ها مي آفريني بزرگ. تو ناتوانها را عزت مي بخشي و آنها را كه در حال غرق شدن و هلاك شدن هستند نجات ميدهي. خدايا! تو نعمت مي بخشي و نيكي مي كني . تو خوش رفتاري و گذشت مي كني. سياهي شب و روشني روز و سپيدي ماه و درخشش خورشيد همه در برابر غظمت تو سر به سجده فرو مي آورند. خدايا! اي خداي بي همتا !كمك كن بهتر از آن باشيم كه ديگران مي پندارند و خطاهايي را كه ديگران از آنها خبر ندارند بر ما ببخش و به خاطر آنچه كه درباره ما ميگويند ما را سرزنش نكن. خدايا! دلهايمان را هميشه با ياد خودت زنده نگه دار و باران رحمت و مهرباني ات را هميشه بر ما ببار.
نوشته شده توسط عبدالهی در 11:35 |  لینک ثابت   •