تبليغاتX
دبستان زنده یاد فتحی باغبادران

یکشنبه شانزدهم تیر 1387

تابستان و کلاس های رنگارنگ

پیشگیری از انتخاب غلط

کودک

 

با آغاز فصل تابستان، گذراندن و چگونه گذراندن اوقات فراغت کودکان، دغدغه اکثر خانواده‌هاست. آگهی‌های رنگارنگ کلاس‌های تابستانی هنر، زبان و موسیقی، خلاقیت و ورزش از کودکی تا بزرگسالی نشانگر این درخواست‌ها است.

ثبت‌نام یا عدم ثبت‌نام در این کلاس‌ها بستگی به عوامل متعددی دارد که، خانواده تصمیم گیرنده نهائی آن هستند. اما در استفاده مفید کودکان از این کلاس‌ها تا چه حد مطمئن هستیم؟

 

آیا صرف علاقمندی کودک و یا نزدیکی خانه شما با آن مرکز می‌تواند دلیل موجهی برای رفتن کودک شما به آنها باشد؟ آیا با معلمین فرزندتان در مورد توانائی‌های آنها صحبت کرده‌اید؟ این آیا‌ها و ده‌ها آیا دیگر، ما را آن می‌دارد با توجه به تجارت تلخ و شیرین سایر والدین در این زمینه بیشتر تعمق کنیم و از انتخاب غلط پیشگیری کنیم. می‌گوئید چگونه، بیایید به این سوالات توجه کنیم:

 

- آیا فرزندم از لحاظ سنی آمادگی دارد؟

یکی از دوستانم تعریف می‌کرد پسر 10 ساله‌اش علاقه شدیدی به فوتبال داشت. چون مربی نتوانست او را در گروه سنی خودش قرار دهد، مجبور شد در تیم فوتبال گروه سنی بالاتر شرکت کند. این کار برای او بسیار دشوار بود، زیرا علاوه بر سنگینی برنامه، گروه نیز او را به بازی نمی‌گرفت. در نتیجه او آنچه را که می‌بایست به‌عنوان متن اصلی ورزش می‌آموخت از دست داد و از ورزش فوتبال گریزان شد.

 مربیان ورزشی هنوز به آن عدد جادوئی که چه سنی برای چه ورزشی مناسب است دست نیافته‌اند. در نتیجه بیش از سن، علاقه‌مندی، در دسترس بودن و نگاه جامعه باعث انتخاب رشته ورزشی می‌شود. امروزه بیش از سال‌های گذشته ما شاهد حضور کودکان در مسابقات گوناگون هستیم، اما متاسفانه با افزایش سن، علاقه آنها نسبت به رشته انتخابی کاهش می‌یابد و درست زمانی که باید برای فعالیت گسترده‌تری در آن زمینه اقدام کنند، از آن ورزش کنارگیری می‌کنند. تحقیقات David Jamda  موید همین گفته است. نتایج تحقیقات او نشان داد که «75% کودکانی که از کودکی ورزش خاصی را انجام می‌دهند در 15 سالگی آن را ترک کرده‌اند.»  درواقع بسیاری از کودکان قبل از درک مفهوم مقایسه، مسابقه و رقابت مجبور به انجام آن شده و بیش از حد به آن اهمیت داده‌اند، این مساله برای کودکان ناگوار است.

 برای کودکان زیر 8 سال بسیار عادی است که بعد از پایان یک گیم ورزشی، بدون توجه به برد و باخت هر گروه، زمین بازی را ترک کنند. این بدان معنا نیست که کودکان سنین دبستانی از مفهوم یک گیم بازی چیزی درک نمی‌کنند. بلکه در این سن، رقابت به معنای اجتماعی بودن و تمرین مهارت در میان دوستان می‌باشد. به یقین می‌توان گفت: بچه‌ها در گروه‌هایی بازدهی بهتری دارند که انگیزه‌های رقابت دوستانه، به بازی برای برد و باخت برتری و رجحان بیشتری دارد.

بنابراین برای تشویق کودک به انجام یک ورزش خاص باید به سن او و توانایی‌های سنی او توجه نمود.

2- آیا  فرزندم به اندازه کافی به بلوغ ذهنی رسیده است؟

مهم نیست که فرزند شما از نظر سنی برای ورزش خاصی آماده باشد. بعضی از بچه‌ها نظم و ترتیب و هماهنگی لازمه را برای فعالیت‌های گروهی ندارند و به این علت زود از گروه طرد می‌شوند. این مساله می‌تواند اعتماد بنفس کودک را تضعیف کرده و او مدام احساس کند که نمی‌تواند مثل دیگران باشد. این دسته از کودکان نیاز به هدایت و مشاوره فردی دارند و باید پیوسته زیرنظر باشند تا بر مشکل‌شان غلبه کنند. در غیر این‌صورت شرکت در کلاس‌های ورزشی برایشان عذاب دهنده است.

 

3- آیا فرزندم خلق و خوی طبیعی دارد؟

برخورد هر یک از ما در قبال مشکلات متفاوت است. مثلا خود شما شاید در اثر عصبانیت چیزی را پرتاب کنید، یا قهر کرده آنرا ادامه نداده و یا واکنش‌های منفی دیگر داشته‌اید. در برخی از فعالیت‌های ورزشی این نوع رفتارها قابل قبول نیست و بعضی از ورزش‌ها با بعضی شخصیت‌ها و برخوردها مطابقت ندارد.

 

گروهی از کودکان، برخوردها را بسیار جدی می‌گیرند و عکس‌العمل‌های شدید نشان می‌دهند. این بچه‌ها بهتر است در ورزش ترمی انفرادی شرکت نکنند (شنا، تنیس، ژیمناستیک) زیرا این نوع ورزش‌ها روی یک نفر متمرکز می‌شود در نتیجه کودک بیش از پیش زیرفشار قرار می‌گیرد، ورزش‌های دسته‌جمعی (فوتبال و والیبال) که تمام گروه همکاری دارند برای این دسته از کودکان مناسب‌تر است.

 

اگر فرزند شما با تمام این اوصاف برای ورزش بخصوص پافشاری کرد، هرگز نباید او را مایوس کنید. به دنبال کلاس‌هایی بروید که به این رشته ورزشی به چشم یک فعالیت جسمانی در حد تفریح نگاه می‌کند نه مسابقه و رقابت.

 

4- آیا فرزندم از لحاظ جسمانی برای این ورزش آماده است.

در دسته‌ای از ورزش‌ها برخورد جسمانی زیاد است و یا استفاده از بدن ضربه زدن با پا و دست و... آیا فرزند شما از جهت جثه و هیکل با ورزش انتخابی‌اش همخوانی دارد؟ آیا وضعیت جسمانی او باعث باصطلاح نیمکت‌نشینی مداوم، در نتیجه دلسردی او از ورزش نخواهد شد؟

کودک

 و بالاخره قبل از ثبت‌نام حتما از محل بازدید کنید و نکات ایمنی محل را ارزیابی نمائید.وسایل کمک‌ها اولیه، آب خوری‌ها، رختکن‌ها و سرویس‌های بهداشتی و... .هر یک از این مراکز قوانین و مقرراتی دارند که شما باید از آنها مطلع باشید.

 ساعت ورود و خروج- داشتن برنامه تعطیلات کلاس‌ها. آشنایی با مربیان و سابقه فعالیت‌ آنها این حق شماست که مربی فرزندتان را بشناسید و در صورت نیاز با او در تماس باشید. باید شما اطمینان داشته باشید که در صورت بروز مشکل جسمانی، پیچ‌خوردگی دست و پا، شکستگی و... کلاس‌ مورد نظر با مرکز بخصوصی قرارداد داشته و می‌تواند در اسرع وقت با آن در تماس باشد.

 با وجود تمام این دگراندیشی‌ها، بسیار اتفاق می‌افتد که در نیمه راه کودک شما بگوید که دیگر به کلاس نخواهم رفت و این آغاز یک کشمکش دیگر است. پول پرداخته‌اید، ثبت‌نام شده، لوازم و تجهیزات لازم خریداری شده و حالا دوباره....

به‌یاد داشته باشید، که نوجوانان علائقشان سریع تغییر می‌کند. به جای عصبانیت و یا پند و اندوز فراوان، به حرف‌‌ها و استدلال های  او گوش کنید. شاید به دلایلی که در سوالات به آنها اشاره شده او توانایی یا علاقه به ادامه کار ندارد. شاید او از رقابت وحشت دارد. به حرف‌های فرزندتان گوش کنید، چه بسیار گوش دادن‌ها موثرتر از کلماتی باشد که شما به عنوان راه‌گشا از آن استفاده می‌کنید.

بیاد داشته باشید که شما می‌خواستید اوقات فراغت دلنشین و پرباری را بر ایش تدارک ببینید. یقیناً شما می‌توانید از انتخاب غلط پیشگیری کنید و به فرزندتان شانس امتحان فعالیتی را بدهید که در طول عمر بدان علاقمند بوده اعتماد بنفس را در او افزایش داده. جمسمش را تقویت و روحش را سرشار از شعف کرده است.

نویسنده :فرشته مجیب

عضو هیات علمی دانشگاه طباطبائی  به نقل از تبیان

نوشته شده توسط عبدالهی در 9:27 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی ام خرداد 1387

تاریخ و زمان سنجش دانش آموزان کلاس اول

به اطلاع اولیای دانش آموزان کلاس اول می رساند که جهت دریافت معرفی نامه از مدرسه برای ارائه به پایگاه سنجش در اولین فرصت به دبستان حاج نصراله فتحی باغبادران مراجعه نمایند.

در ضمن زمان سنجش دانش اموزان این دبستان روز سه شنبه ۴/۴/۸۷ می باشد و مکان آن نیز دبستان استثنایی بهار واقع در جنب اداره اموزش و پرورش می باشد.

مدارک لازم :

۱- اصل شناسنامه دانش اموز

۲- کارت واکسن تکمیل شده

۳- مبلغ ۳۰۰۰ تومان

۴- معرفی نامه از مدرسه

نوشته شده توسط عبدالهی در 20:19 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387

ویتامینهای عشق و صمیمیت با فرزندان

ويتامين هاي عشق و صميميّت با فرزندان

پنج ويتامين و راهکار آموزشی به والدين عزيزي كه تربيت فرزندشان را در اولويت قرار مي دهند .

1-  در حضور فرزندتان كتاب بخوانيد : هر رفتاري كه دوست داريد فرزندتان به طور اتوماتيك انجام دهد در مقابل او انجام دهيد . كودكتان دقيقاً رفتارهاي شما را كپي برداري مي كند . لطفاً به بچّه ها نگوييد كتاب بخوانيد يك والدين موفق هر شب در ساعات معين و مشخص كتاب در دست گرفته و براي بچّه ها الگو مي شوند . بهتر است داستان هاي مختلف را از روي تصاوير رنگي برايش بيان كنيد . او بطور ناخودآگاه مي آموزدكه باكتاب انس بگيرد و در تمام دوران حياتش از كتاب هاي گوناگون به عنوان سرمايه هاي گرانقدري استفاده كند ، همچنين مطالعه براي او بصورت عادت در مي آيد .

2-  براي كودكتان هميشه يك مارك خاص آدامس يا بستني يا چيزهاي مورد علاقه اش را نخريد . كودكتان را تشويق كنيد كه در خريد خوراكي ها و پوشاك مارك هاي مختلف را امتحان كنيد و از خريد كالاهاي تكراري اجتناب كنيد .

3-  كودكتان را هميشه از يك مسير خاص به خانه نبريد ، زماني كه با او بيرون مي رويد در هنگام برگشت به خانه به او توضيح بدهيد كه حالا مي خواهيد از يك راه جديد به خانه برويم . اينگونه او در مي يابد كه براي رسيدن به يك هدف راههاي مختلفي وجود دارد و فقط يك راه ثابتي وجود ندارد .

4-  از جاهاي جديد ديدن كنيد . همراه كودكتان به موزه ، نمايشگاه ، پارك هاي بازي و طبيعت زيبا برويد و اجازه بدهيد از نزديك مكان هاي گوناگون را شناسايي كند .

5-  به اتاق او كاغذ هاي سفيد بچسبانيد . حدود 1 متر از اتاق كودكتان را ( يك متر از سطح زمين به طرف بالا ) به طور سراسري و افقي كاغذ سفيد بچسبانيد و به او بگوييد كه هر گونه دوست دارد روي آن نقاشي و طراحي كند ، همچنين در تزيين اتاقش از خود او كمك بگيريد و از سليقه اش استفاده كنيد و به او ياد بدهيد كه هر چند روز يكبار جاي وسايلش را در اتاق تغيير دهد تا بدين وسيله زمينه خلاقيت را در او پرورش دهيد .

نوشته شده توسط عبدالهی در 10:7 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم اسفند 1386

آموزش صداقت داشتن به کودکان

صداقت یعنی، حقیقت‌گوئی؛ یعنی، گفتن آن‌چه که رخ داده است؛ یعنی،درستی با خود؛ یعنی، مقابله با اشتباه‌های خود؛ یعنی، صحبت کردن درباره آن‌چه که فکر می‌کنیم و عمل‌کردن به آن‌چه که می‌گوئیم؛ تا حدی که هیچ تناقض و دوگانگی‌ای بین افکار، رفتار و کلمات ما وجود نداشته باشد.
صداقت، اهمیتی است که فرد به رفتار و روابط اجتماعی خود با دیگران می‌دهد.
صداقت داشتن یعنی، عدم دوروئی، ریاکاری و رفتارهای ساختگی‌ای که موجب بی‌اعتمادی نسبت به خود و دیگران می‌شود.
صداقت داشتن در زندگی موجب استحکام و دوام روابط بین افراد می‌شود؛ زیرا فرد هم چون آینه‌ای شفاف آن‌چه را که در درون خود دارد، منعکس می‌سازد.
آموزش صداقت به کودکان مستلزم صرف وقت و شکیبائی است. فراگیری هر مهارتی اگر از سال‌های دوران خردسالی و کودکی آغاز شود تأثیری دو چندان بر زندگی او خواهد گذاشت.
والدین می‌توانند با تشویق کودکان به راست گوئی و گفتن آن‌چه که واقعاً دیده‌اند، صداقت را در آنها پرورش دهند.
● تعریف صداقت برای کودکان خردسال
به کودک بگوئید: ”صداقت یعنی راست‌گوئی یعنی گفتن آن‌چه که واقعاً اتفاق افتاده است“. زمانی که والدین و اعضاء خانواده سعی می‌کنند هر واقعه‌ای را آن‌طور که اتفاق افتاده است، برای یکدیگر تعریف کنند، در حقیقت صداقت و راست‌گوئی را در بین اعضاء خانواده خود استوار می‌سازند. من کارهائی انجام می‌دهم و سپس درباره آن با تو صحبت می‌کنم. با انجام اعمال و رفتار گوناگون، حقیقت‌گوئی را به کودک نشان دهید. برای مثال، دو مداد بردارید و بگوئید: ”من دو مداد برداشتم“.
یک عروسک بردارید و بگوئید: ”من یک عروسک برداشتم“.
بگوئید: ”اسم من ـــــــ است“.
کودک را در آغوش بگیرید و بگوئید: ”من ـــــ را بغل کردم“.
این موضوع را برای سایر افراد خانواده به‌طور دقیق تعریف کنید. از فرزندتان نیز بخواهید که آن‌چه را که دیده و شنیده است را به‌طور کامل تعریف کند.
عدم صداقت را نیز می‌توانید به همین ترتیب به کودک بیاموزید. برای مثال، کتابی بردارید و بگوئید: ”من میز را برداشتم. ”آن‌گاه از کودک بپرسید: ”آیا من راست گفتم؟“... نه“، یا عروسکی را بردارید و بگوئید:“ من یک کامیون برداشتم؟“ آن‌گاه از کودک بپرسید: ”آیا من راست گفتم؟.... نه“.
● داستان ”امپراطور و بذر گیاه“ را برای کودک تعریف کنید.
این داستان به‌طور خلاصه چنین است: امپراطوری به‌تمام کودکان سرزمین خود گفت: ”می‌خواهم جانشینی صادق برای خود انتخاب کنم، ولی شرط آن این است که بتواند بذری را که به او می‌دهم، خوب پرورش دهد و به گیاهی زیبا تبدیل کند“. آن‌گاه به تمامی کودکان بذر گیاه داد.
تمام کودکان سعی خود را کردند تا از آن بذرها گیاهانی زیبا پرورش دهند، ولی نتوانستند. یکی از کودکان فکر کرد اگر گلدانم را این گونه نزد امپراطور ببرم، به‌طور حتم جانشین او نخواهم شد.
برای همین تصمیم گرفت بذ دیگری را که خودش انتخاب کرده کرده بود، به‌کارد، دیگری تصمیم‌ گرفت که گلدان زیبائی را از باغبان منزل بگیرد و بگوید، این همان بذر امپراطور است. هر یک از کودکان سعی کردند به‌همین ترتیب رفتار کنند تا جانشین امپراطور شوند. در این بین کودکی بود که نتوانست دروغ بگوید و تصمیم گرفت گلدان را به‌همان صورت نزد امپراطور ببرد.
بالاخره بعد از شش ماه روز موعود فرا رسید و امپراطور از تمامی کودکان خواست گلدان‌های‌شان را بیاورند تا او ببیند و جانشین خود را انتخاب کند کودکان گلدان‌های خود را که هر یک با حیله‌ای پرورش داده بودند، با خود بردند. امپراطور تمامی آنان را مشاهده کرد و تحسین نمود، تا نوبت به کودک صادق و راستگو رسید. او به امپراطور گفت: ”من هر کار کردم نتوانستم بذری را که به من داده بودید، عمل بیاورم... ابتدا آن را در گلدانی کوچک کاشته بودم، دیدم گیاه رشد نکرد. گلدانش را عوض کردم، باز هم گیاه رشد نکرد... روزی دو بار به آن آب دادم، ولی بازهم گیاه رشد نکرد عاقبت تصمیم گرفتم آن را به همین صورت نزد شما بیاورم“.
امپراطور گفت: ”من هیچ گاه انتظار نداشتم بذرهائی را که به شما داده بودم، سبز کنند؛ زیرا همه آنها را از قبل پخته بودم. تو کودک راست‌گوئی هستی. به‌همین دلیل من تو را به‌خاطر صداقتی که داری، جانشین خود خواهم کرد“.
آن‌گاه درباره این داستان با کودک صحبت کنید، حتی می‌توانید خودتان نیز داستانی را که مفهوم آن بیان ”صداقت و راستی“ افراد است، برای او بخوانید و بازگو کنید تا او به‌خوبی معنای درستی و راست‌گوئی را بفهمد. از او بپرسید:
● به‌نظر او چرا برخی از افراد حقیقت را نمی‌گویند؟
در اغلب موارد به این دلیل است که نمی‌خواهند به دردسر بیفتند. در این‌جا باید پرسید آیا با مخفی کردن حقیقت می‌توانند از آن فرار کنند؟
● اما اگر دیگران بفهمند که ما دروغ می‌گوئیم، چه می‌شود؟
آیا بهتر نیست که حقیقت را بگوئیم، حتی اگر مشکلی برای ما پیش بیاید؟... زیرا همین دروغ گفتن موجب دردسر بعدی خواهد شد. آیا پدر و مادر از دست او عصبانی‌تر و دلخورتر نخواهند شد؟ به این ترتیب دردسر بیشتری درست خواهد شد. آیا بهتر نیست شهامت به خرج دهد و از همان اول حقیقت را بگوید (توجه داشته باشید، خودتان نیز نباید دروغ بگوئید، زیرا...).
● آیا می‌خواهیم دوستان‌مان به ما اعتماد کنند؟
اگر می‌خواهیم روابط خود را با دیگران حفظ کنیم بهتر است همیشه حقیقت را بگوئیم. اگر رابطه ما با اطرافیان‌مان بر پایه صداقت و درستی باشد، بدیهی است که از استحکام بیشتری هم برخوردار خواهد بود. اما گاهی که کارها آن‌طور که شما می‌خواهید خوب پیش نمی‌رود، باید کمی شهامت به خرج دهید و حقیقت را بگوئید. این‌گونه موقعیت‌ها را با کودک‌تان تمرین کنید. سعی‌تان باید بر این باشد تا با تقویت، حمایت و تشویق خود از راست‌گوئی کودک، موجب خوشحالی و مسرت او از حقیقت‌گوئی‌اش شوید (نه این که او را برای عدم صداقتش، سرزنش و یا تنبیه کنید).
به او یاد بدهید که در شرایط بحرانی، فقط کافی است یک نفس عمیق بکشد و حقیقت را بگوید. آن‌گاه می‌تواند با خیالی آسوده اشتباهش را جبران کند.
● آموزش صداقت به کودکان خردسال
مشخص کردن مرز بین صداقت و عدم صداقت برای کودکان خردسال کاری سخت و دشوار است؛ زیرا کودکان تا ۴ ـ ۳ سالگی قادر نیستند پیامدهای حقیقت‌گوئی خود را درک کند. به‌همین دلیل نمی‌توانند تفاوت بین راست / دروغ را بفهمد هنگامی که کودک بتواند مسئولیت رفتار و گفتار خود را بپذیرد می‌تواند به ارزش صداقت و حقیقت گوئی پی ببرد.
آن‌چه که در سال‌های دوران خردسالی برای کودک اهمیت دارد، تصورات، خیال‌پردازی و پرورش اندیشه‌های خلاقانه است. آن‌چه که او در ذهن خود رشد می‌دهد در حقیقت برایش واقعی و حقیقی است. اگر کودکی منکر شکستن گلدان تزئینی مادرش می‌شود، به این دلیل است که می‌داند اگر مادرش این موضوع را بفهمد، به‌طور حتم از دست او عصبانی و ناراحت خواهد شد. از این رو آرزو می‌کند که کاش هرگز این کار انجام نمی‌شد... برای همین به مادرش هم می‌گوید که من گلدان را نشکستم. در حقیقت این تناقض و دوگانه‌گوئی فکر و عمل کودک ناشی از سردرگمی او است. در حالی که اگر بتواند این تضاد را به‌گونه‌ای حل کند که مادرش را ناراحت نکند، می‌تواند بین آن چه در ذهن دارد و آن چه به زبان می‌آورد، هماهنگی و سازش برقرار کند والدین می‌توانند برای پرورش این ارزش مهم زندگی (صداقت) در کودکان خردسال، از چند روش زیر استفاده کنند (ون‌کلی ۱، ۲۰۰۶)؛
● مطلبی را که خودتان پاسخ آن را می‌دانید، از کودک نپرسید.
کودک (حتی کودکی ۲ ساله) را در موقعیتی قرار ندهید که به دروغ‌گوئی تشویق شود. برای مثال، وقتی از کودک می‌پرسید: ”تو با ماژیگ روی دیوار آشپزخانه خط‌کشیدی؟“ بدیهی است که او از ترس عصبانیت شما پاسخ خواهد داد: ”نه“. در این حالت حتی اگر هنوز ماژیک در دست کودک باشد، باز هم ”نه“ خواهد گفت. در حقیقت حالت گفته شما او را به دروغ‌گوئی واداشته است. در این‌جا می‌توانید به کودک بگوئید: ”... چه بد شده که روی دیوار خط کشیدی، بهتر است با کمک هم آن را پاک کنیم و فکر جدیدی برای نقاشی‌های دیواری تو بکنیم“.
این‌گونه صبحت کردن کودک را تشویق به راست گوئی و چاره‌جوئی برای حل مشکل می‌کند. برای مثال، می‌توانید کاغذ بزرگی به گوشه‌ای از دیوار آشپزخانه آویزان کنید و از او بخواهید که هرگاه قصد نقاضی کردن داشت، فقط روی آن بکشد. در این‌حالت هیچ لزومی به عصبانی شدن شما و دروغ‌گوئی کودک نخواهد بود. علاوه بر آن او یاد خواهد گرفت که روی کاغذ نقاشی کند و اگر هم روی دیوار اشتباهی خطی کشید، مسئولیت اشتباهش را بپذیرد و با دستمال آن را پاک کند.
● راست‌گوئی‌های کودک را تأیید و تشویق کنید.
زمانی که کودک خودش کار اشتباهی را که انجام داده است، برای شما تعریف می‌کند، از او قدردانی و حمایت کنید؛ زیرا این عمل شما، او را به راست‌گوئی‌های بیشتر تشویق می‌کند برای مثال، می‌توانید بگوئید: ”از تو متشکرم که خودت این مطلب را به من گفتی، می‌دانم که گفتن آن قدر برای تو سخت بوده است“.... و آن‌گاه خودتان اوضاع را مرتب کنید. در نظر داشته باشید در این گونه موارد (زمانی که کودک، خود به اشتباهش اعتراف می‌کند) هیچ‌گاه با خشم، عصبانیت و ناراحتی با کودک رفتار نکنید۳ زیراکه او را به‌سوی دروغ‌گوئی و کتمان حقیقت سوق می‌دهید. برای مثال، وقتی کودک نزد شما می‌آید و می‌گوید: ”مامان / بابا، من یک استکان شکستم،....“، از او برای بیان اشتباهش تشکر کنید (نه این که او را به‌خاطر شکستن استکان تنبیه کنید) و به او بگوئید: ”متشکرم که گفتی، خوب حالا ببیا با هم خرده شیشه‌ها را جمع کنیم.
● الگوئی شایسته از صداقت برای کودک‌تان باشید.
بهترین راه برای آموزش صداقت به کودکان آن است که پدر و مادرها و اعضاء خانواده‌ها خودشان سعی کنند این گونه رفتارها را در عمل به کودکان نشان دهند و با هم روراست و صادق باشند. برای مثال، وقتی قولی به کودک می‌دهید، حتماً به آن پای‌بند باشید و به آن عمل کنید. اگر به کودک می‌گوئید:“ بعد از ظهر تو را به پارک خواهم برد، حتماً این کار را بکنید“.
● به کودک اجازه ”خیال‌پردازی“ بدهید
کودکان خردسال را به‌دلیل این که هنوز قادر به تشخیص تفاوت واقعیت از خیال نیستند، نمی‌توانند بین راست و دروغ تفاوت گذارند. در واقع این کودکان هنوز نیازمند گسترش و توسعه دنیای خیالی خود هستند تا بتوانند قدرت خلاقیت و ابتکارشان را پرورش دهند. معمولاً ”خیال‌پردازی‌های“ کودکان از سنین ۵ ـ ۴ سالگی به بعد کاهی می‌یابد و کم‌کم تشخیص حقیقت را از دروغ را پیدا می‌کنند.
اما اگر بعد از ۶ ـ ۵ سالگی نیز سعی کنند با رویا سازی‌های ذهنی خود حقیقت را نادیده بگیرند، والدین بایددرصدد رفع علت این امر باشند.
برای مثال، اگر کودک ۶ ساله‌ای مدام از دوست خیالی خود صحبت می‌کند، پدر و مادر باید سعی کنند فرزندشان را با کودکان دیگر هم‌بازی کنند تا او نیازی به خیال‌پردازی‌های واهی نداشته باشد.
● تمرین صداقت برای والدین کودکان خردسال
فعالیت‌های زیر برای تمرین صداقت در کودکان خردسال توصیه می‌شود (تیلمن ۲۰۰۲،۱)؛
▪ صداقت یعنی، بازگو کردن آن‌چه که رخ داده است.
▪ صداقت یعنی، حقیقت‌گوئی.
▪ وقتی من راست می‌گویم، احساس آرامش می‌کنم.
▪ وقتی من در کار خود صداقت دارم، می‌توانم یاد بگیرم و می‌توانم به دیگران نیز کمک کنم تا این کار را یاد بگیرند.
▪ همیشه سر پیمان خود باشید. وقتی می‌گوئید: ”بله“ حتماً آن کار را انجام دهید، و هر وقت می‌گوئید: ”نه“، باز هم سر حرف خود بمانید.
▪ از قبل درباره وظایفی که والدین باید برعهده بگیرند، خوب فکر کنید.
گاهی ما (پدر و مادرها) سریع به کودک می‌گوئیم ”نه“، چون سرمان خیلی شلوغ است و حوصله دردسر نداریم. اما بارها پیش می‌آید که بعد از آن که با اصرار فرزندمان رو به رو می‌شویم، احساس گناه می‌کنیم و تسلیم خواسته کودک می‌شویم.
زمانی که کودک چیزی را مصرانه از والدینش می‌خواهد و آنها موافقت می‌کنند، یاد می‌گیرد که با پافشاری کردن برخواسته خود می‌تواند آن را به‌دست آورد. به این دلیل بهتر است والدین قبل از آن که هر بار کلمه ”نه“ را به زبان آورند، خوب فکر کنند، ”آیا خواسته کودک موجه و قابل قبول است آیا می‌توانند با صرف چند دقیقه وقت، خواسته کودک را برآورده کنند؟“ برای مثال، ممکن است رسیدگی به تقاضای کودک تنها دو دقیقه وقت ببرد در این صورت می‌‌توانند با کمک کردن به کودک احساس ارزشمندی، غرور و مشارکت را نیز در او تقویت نمایند. و اگر در آن لحظه وقت کافی برای رسیدگی به خواسته کودک ندارند و قصد دارند فعلاً به او ”نه“ بگویند، بهتر است زمان دیگری برای آن کار در نظر بگیرند و به کودک بگویند که، ”در حال حاضر گرفتار هستم، ولی ۳۰ دقیقه دیگر می‌توانم به خواسته تو رسیدگی کنم“. و اگر واقعاً قصد دارند با خواسته کودک قاطعانه مخالفت کنند و نه بگویند، باید سر حرف خود بمانند و علی‌رغم اصرار کودک، تسلیم نشوند.
▪ کودکان به گفته‌های والدین‌شان خوب توجه می‌کنند و اگر پدر و مادرها دلیل‌های خواسته‌های خود را برای آنها توضیح دهند، به‌طور حتم، مورد پذیرش و قبول آنها نیز واقع خواهد شد.
▪ به کودک اجازه دهید تا آن‌چه را که می‌خواهد بداند، در کمال صداقت از شما بپرسد.
▪زمان مناسبی برای پاسخ‌گوئی به پرسش‌های گوناگون کودک اختصاص دهید.
▪ زمانی که متوجه می‌شوید فرزند خردسال‌تان حقیقت را به شما نمی‌گوید، خیلی آرام و ملایم به او بگوئید، گفته‌های او آن چیزی نیست که واقعاً رخ داده است. از او خواهش کنید تا دوباره ماجرا تعریف کنید. قدم به قدم بگوید که چه اتفاقی افتاده است. پرسش‌های‌تان را یکی‌یکی از او بپرسید. در نظر داشته باشید، کودک خردسال‌تان با احتمال زیاد هیجان‌زده و شتابان است و می‌خواهد همه موضوع را یک‌جا برای شما تعریف کند.
▪ اگر فرزندتان بیش از ۴ سال دارد و مرتب مچ او را هنگام دروغ‌گوئی می‌گیرید، بهتر است درباره آن‌چه که رخ داده است، چیزی از او نپرسید؛ زیرا ممکن است او را به دروغ‌گوئی بیشتر تحریک کنید سعی‌تان بر این باشد که بدون پرسیدن سئوالی از کودک، صحنه را در ذهن خود مرور کنید،
”ــــــ و تو ــــــ انجام دادی“. آن‌گاه روز بعد از کودک دیگری که مورد اعتماد شماست و در ماجرا شرکت داشته است، بخواهید تا موضوع را برای‌تان تعریف کند. آن‌گاه راست گوئی و صداقت او را تحسین کنید و بگوئید: ”تو حقیقت را برای من تعریف کردی و من از راست‌گوئی تو متشکرم“.
▪ داستان‌هائی درباره شهامت داشتن در راست‌گوئی برای کودک‌تان تعریف کنید.
● آموزش صداقت به کودکان دبستانی
کودکان پیش دبستانی تفاوت بین داستان، دروغ و حقیقت را خوب درک می‌کنند، در حدود ۸ ـ ۷ سالگی قادرند رفتارهای صادقانه‌ای از خود نشان دهند. البته این بدان مفهوم نیست که نسبت به تمامی جوانب صداقت آگاهی کامل دارند. آنها تنها می‌توانند انتظار انتظار شما را از حقیقت‌گوئی برآورده سازند.
کودکانی دبستانی می‌توانند پیامدهای رفتاری خود را پیش‌بینی کنند. آنها تنها زمانی که دچار اضطراب تشویق و نگرانی شدید شوند، دروغ می‌گویند. در این زمینه توجه به چند نکته زیر ضروری است.
▪ به کودک برچسب نزنید
به کودک نگوئید: ”تو یک دروغ‌گو هستی...“. این جمله او را به حالت دفاعی می‌اندازد و ممکن است از آن هنگام به عبد خود را دروغ‌گو بداند و همان رفتار را در خود درونی سازد. در مقابل بهتر است طوری رفتار کنید که او بداند از دروغ‌گوئی خوش‌تان نمی‌آید اما مثل همیشه دوستش دارید. خیلی مؤدبانه ولی جدی به او بگوئید: مثل این‌که حقیقت را نمی‌گوئی گاهی با این کار مرا نگران می‌کنی، چون واقعاً نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است. این گفته شما به او می‌فهماند که در عین آن که کار او را تأئید نمی‌کنید ولی شانس مجددی به او می‌دهید که اشتباهش را تصیحیح کند.
▪ خواسته خود را با لحن و جملاتی مناسب از کودک بخواهید
فرض از فرزندتان می‌خواهید که اتاقش را تمیز و مرتب کند. شما می‌توانید این خواسته خود را به چند صورت از کودک طلب کنید.
▪ حالت اول: به فرزندتان می‌گوئید: ”هنوز اتاق‌آت را تمیز نکرده‌ای؟“... اگر کودک اتاق‌اش را تمیز نکرده باشد، به‌طور حتم این لحن شما، او را به‌دلیل تراشی و دروغ‌گوئی و بهانه‌آوردن تشویق می‌کند.
▪ حالت دوم: به فرزندتان می‌گوئید: ”می‌بینم که هنوز اتاق‌ات را تمیز نکرده‌ای؟.... کودک با شنیدن چنین جمله‌ای قدری به‌فکر فرو می‌رود و سعی می‌کند اشتباهش را بپذیرد.
▪ حالت سوم: به فرزندتان بگوئید: ”لطفاً وقتی اتاق‌ات را تمیز کردی، مرا صدا کن تا نگاه کنم“. در این‌جا لحن احترام‌آمیز و مؤدبانه شما، کودک را نسبت به اجراء خواسته شما بر می‌انگیزاند.
▪ از تأکید بیش از اندازه بر رفتارهای ناپسند خودداری کنید.
اگر کودک دبستانی شما، حقیقت را خیلی اغراق‌آمیز می‌گوید، سعی کنید چنین جملاتی به او نگوئید: ”فهمیدم که دروغ گفتی؛ تو واقعاً این کار را انجام ندادی!“ سوق دادن این کودکان به سوی سرپیچی و تخلف، توجه آنها را به انتخاب‌های بد و ناشایست تشویق می‌کند هنگامی که یک دروغ کودک آشکار می‌شود و کودک خود به آن اعتراف می‌کند، با جمله‌ای ساده از کودک به‌دلیل صداقتی که به‌خرج داده است، تشکر و تمجید کنید.
▪ علت دروغ‌گوئی کودک را کشف کنید
اگر کودک دبستانی‌تان در امتحان دیکته تقلب کرده است، سعی کنید به‌جای این که برای او یک سخنرانی طولانی بکنید، او را تشویق کنید تا درباره عمل خود با شما صحبت کند. برای مثال، ”این‌طور به نظر می‌رسد که از کاری که سر امتحان انجام داده‌ای واقعاً نگران و پشیمان هستی. تو می‌ترسیدی که من از دست تو خیلی عصبانی شوم. آیا می‌خواستی پیش دوستانت نشان بدهی که از آنها باهوش‌تری؟...“ بعد از چنین گفت و گوئی می‌توانید با یکدیگر راه حل جدیدی برای بهتر درس خواندن پیدا کنید.
▪ تفاوت تعارف‌ها، دروغ‌ها و جمله‌های احترام‌آمیز را برای کودک‌تان روشن سازید
برای مثال وقتی مادر از لباس دوستش که تازه آن را خریده است، تعریف می‌کند (در حالی که به نظرش واقعاً این‌طور نیست)، باید ادب و احترام را رعایت کند و دوستش را از خود نرنجاند. گفتن چنین جمله‌هائی در زمره دروغ‌گوئی و یا نداشتن صداقت نمی‌باشد. یا وقتی که مادربزرگ هدیه‌ای برای کودک می‌خرد که او آن را دوست ندارد، نباید بگوید: ”مادر بزرگ من از این هدیه شما بدم می‌آید زیرا او خواهد رنجید“.

ماهنامه کودک

نوشته شده توسط عبدالهی در 18:23 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386

معلم و شاگرد

با سلام به شما خواننده گرامی چندی پیش اشعار شاعره معروف کشورمان که گاهی از او به نام - بانوی غزل - نام برده می شود را می خواندم که این شعر زیبای او نظرم را جلب کرد و دلم نیامد که آن را در وبلاگ مدرسه نگذارم با اینکه شاید شما بارها آن را خوانده باشید ولی مرور دوباره آن خالی از لطف نیست . امیدوارم مورد توجه شما قرار گیرد :

معلم و شاگرد
                              
                            
   
                                                              

بانگ برداشتم : آه دختر
 واي ازين مايه بي بند و باري
 بازگو ، سال از نيمه بگذشت
از چه با خود كتابي نداري ؟
مي خرم ؟
 كي ؟
همين روزها
 آه
 آه ازين مستي و سستي و خواب
 معني وعده هاي تو اين است
 نوشدارو پس از مرگ سهراب
از كتاب رفيقان ديگر
نيك دانم كه درسي نخواندي
ديگران پيش رفتند و اينك
 اين تويي كاين چنين باز ماندي
 ديده ي دختران بر وي افتاد
 گرم از شعله ي خود پسندي
 دخترك ديده را بر زمين دوخت
شرمگين زينهمه دردمندي
گفتي از چشمم آهسته دزديد
چشم غمگين پر آب خود را
 پا ،‌ پي پا نهاد و نهان كرد
پارگي هاي جوراب خود را
بر رخش از عرق شبنم افتاد
چهره ي زرد او زردتر شد
 گوهري زير مژگان درخشيد
دفتر از قطره يي اشك ، تر شد
اشك نه ، آن غرور شكسته
بي صدا ، گشته بيرون ز روزن
پيش من يك به يك فاش مي كرد
 آن چه دختر نمي گفت با من
 چند گويي كتاب تو چون شد ؟
 بگذر از من كه من نان ندارم
 حاصل از گفتن درد من چيست
دسترس چون به درمان ندارم ؟
خواستم تا به گوشش رسانم
 ناله ي خود كه : اي واي بر من
واي بر من ، چه نامهربانم
 شرمگينم ببخشاي بر من
ني تو تنها ز دردي روانسوز
 روي رخسار خود گرد داري
 اوستادي به غم خو گرفته
همچو خود صاحب درد داري
 خواستم بوسمش چهر و گويم
ما ، دو زاييده ي رنج و درديم
 هر دو بر شاخه ي زندگاني
برگ پژمرده از باد سرديم
ليك دانستم آنجا كه هستم
 جاي تعليم و تدريس پندست
 عجز و شوريدگي از معلم
 در بر كودكان ناپسندست
بر جگر سخت دندان فشردم
در گلو ناله ها را شكستم
 ديده مي سوخت از گرمي ي اشك
ليك بر اشك وي راه بستم
با همه درد و آشفتگي باز
 چهره ام خشك و بي اعتنا بود
 سوختم از غم و كس ندانست
 در درونم چه محشر به پا بود

نوشته شده توسط عبدالهی در 10:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386

کتابخوانی

1- برای بچه‌ها توضیح دهید که جلد و نام کتاب چقدر برای یک داستان مهم است. سپس کتابی را بدون بیان عنوان آن یا نشان دادن جلد آن برای بچه‌ها بخوانید. بعد از خواندن کتاب به هر دانش آموز یک برگ کاغذ بدهید تا تصور خود را از جلد کتاب رسم کند و عنوانی برای کتاب برگزیند. در پایان، کارهای بچه‌ها را به نمایش بگذارید.

2- از یک کتاب چندین کپی بگیرید. کلاس را به گروههایی تقسیم کنید و به هرگروه یک کپی از کتاب را بدهید و بدین ترتیب یک مسابقه جستجو راه بیندازید . گروهها باید شماره صفحه ای از کتاب را پیدا کنند که درآن از شی بخصوص یا شخص بخصوص یا موضوع خاصی نام برده شده و یا واقعه خاصی در آن اتفاق افتاده است. گروه برنده جایزه ای دریافت خواهد کرد. این فعالیت به تقویت مهارت " مرور سریع مطالب " کمک می‌کند.

3- در دفتر مدرسه یا ورودی مدرسه، کتابچه ای قرار دهید که مراجعان به مدرسه ،نام خود را نوشته و نام کتاب مورد علاقه کودکی اشان را بنویسند.
بعدا دانش آموزان نمودار کتابهای مورد علاقه مراجعان مدرسه را رسم کنند .

4- می‌توان روحیه بخشش را در قالب جشنی با همکاری خانواده های دانش آموزان ضمن تشویق و تعمیم مطالعه، بدون هیچ هزینه ای ارج نهاد. روش کار بسیار ساده است. در طی چند هفته دانش آموزان کتابهایی راکه خانواده هایشان قبلا خوانده اند و به آن نیازی ندارند، را به مدرسه می‌آورند و در قبال آن کوپن هایی دریافت می‌کنند. سپس یک شب به نام شب مبادله کتاب ،کتابهای اهدایی به نمایش گذاشته شده و اعضا خانواده با کوپن هایشان کتابهای دلخواه خود را خریداری می‌کنند. کتابهای باقی مانده نیز به نیازمندان اهدا می‌شود.

5- مسابقه (بهترین پوستر برای تبلیغ کتابخوانی) را برگزار کنید. بچه‌ها باید پوسترهایی درست کنند که مزایای کتابخوانی را بیان کند و دیگران را به مطالعه تشویق نماید. جایزه برندگان این مسابقه را، کتاب قرار دهید و به همه شرکت کنندگان جوایز ارزان قیمتی بدهید.

6- بعضی از معلم‌ها از دانش آموزان می‌خواهند پس از مطالعه کتابها، خلاصه آنها را تهیه کنند. در این جا راههای جالب تری برای تهیه گزارش از یک کتاب را مشاهده می‌کنید.
1- نامه ای به یکی از شخصیت های داستان بنویسید.
2- نامه ای به نویسنده کتاب بنویسید و نظراتتان را درباره کتاب به او اطلاع دهید.
3- شعری درباره داستان کتاب بسرایید.
4- پوستری درباره تبلیغ این کتاب تهیه کنید.
5- با بکار بردن هر 5 حس خود یکی از صفحه های داستان را توصیف کنید.
6- یکسری تصاویر جمع آوری کنید که با مطالب داستان ارتباط دارد.
7- تفاوتها و شباهتهای خود را بایکی از شخصیت های کتاب بنویسید.
8- ده جمله مورد علاقه خود را از قول شخصیت های داستان بنویسید و اینکه چرا شما این جمله را دوست دارید.
9- پایان دیگری برای داستان بنویسید.
10- 15 کلمه جدید را که در داستان خوانده اید بنویسید.

7- در نوشتن گزارش کتابهای مطالعه شده، تنوعی ایجاد کنید. در این روش تصاویری از یک قاچ گوجه فرنگی ، دو تکه نان همبرگری، یک تکه همبرگر، یک برگ کاهو و یک لایه پنیر را رسم نمایید. سپی از این تصاویر روی برگه هایی همرنگ مواد مذکور به تعداد زیاد کپی بگیرید. مثلا همبرگر روی کاغذ صورتی، گوجه فرنگی روی کاغذ قرمز و پنیر روی کاغذ زرد و غیره. سپس به هر دانش آموز یک برگه از هر نوع بدهید. دانش آموزان پس از مطالعه هر کتاب، مطالب زیر را به عنوان گزارش کتاب روی برگه های مربوطه خواهند نوشت: روی تکه بالایی نان همبرگر، نام کتاب و نویسنده آن، روی برگ کاهو، خلاصه ای از کتاب، روی قاچ گوجه فرنگی، درباره شخصیت اصلی داستان روی لایه پنیر، نقطه اوج داستان و بالاخره روی تکه پایینی نان ، صحنه مورد علاقه خود را از داستان نوشتند. سپس تکه‌ها را روی هم قرار داده و به شکل یک ساندویچ روی تابلوی اعلانات نصب نمایند. عنوان تابلو را می‌توان چنین نوشت : "ما گرسنه کتابهای خوب هستیم"، بقیه بچه‌ها با مطالعه گزارش ها، ساندویچ های مختلف را امتحان نمایند تا ببینند بالاخره کدامیک از آنها اشتهایشان را ارضا می‌کند.

8- بچه‌ها عاشق حل کردن معما و چیستان هستند. موضوع این معماها را می‌توان عنوان یک کتاب، نام نویسنده، یا شخصیت های اصلی یک داستان یا وقایع یک کتاب باشد. معماها روی مقوا چسبانده شده و تزیین می‌شوند. این فعالیت برانگیزننده بچه‌ها برای سرزدن به تعداد زیادی از کتابهاست.

نوشته منصوره فروزان به نقل از مدرسه اینترنتی تبیان

نوشته شده توسط عبدالهی در 10:12 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم بهمن 1386

•راهکارهای آموزشی 2

يكي از راه هايي كه  مي توان يادگيري را در دانش آموزان پايه هاي اوّل و دوّم افزایش داد اینست كه مواردی را كه به خوبی نياموخته و در آن ضعف دارد بسیار بزرگ بر روي کاغذی نوشته و در مکان هايي كه بیشتر در معرض دید اوست قرار دهیم.

مثلاً دانش آموزي عدد 5 و کلمه ي سبد را به خوبی یاد نگرفته است ، این عدد و کلمه را روي کاغذی بزرگ مي نويسيم و روي درب یخچال يا دیوار اتاقش نصب مي كنيم بدین صورت هرچه با آن روبرو مي شود آن را مي خواند و در ذهنش جاي مي گیرد .

نوشته شده توسط عبدالهی در 9:46 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم بهمن 1386

راهکارهای آموزشی

همه ي ما دوست داریم فرزندانمان در درس خواندن موفق باشند و ما دائماً نگران انجام تکالیف آنها نباشیم . براي رسیدن به این هدف باید فرزند مان را به درس علاقمند و در او ایجاد انگیزه  كنيم . در قدم نخست مي توانیم با کمترین هزینه دفتر تکلیف او را جذاب كنيم .كودكان از اینکه مجبورند از اول صفحه تا آخر آن را بنویسند ناراضی هستند ، مي توانیم با كشيدن تصویر ساده و بزرگ ( پرنده ،گل ، برگ ،گربه و ... ) در وسط صفحه، از آنها بخواهیم تکالیف را درون آن شکل بنویسند و سپس رنگ آميزي کنند . یا در حاشیه ي صفحه تصاویر یا برچسب های كوچك بچسبانيم .

آنها را ملزم نكنيم فقط با مداد سیاه بنویسند . استفاده از رنگهای مختلف در نوشتن علاوه بر اینکه صفحه را متنوع و جذاب مي كند، چون به راحتی با پاكن پاک نمی شود باعث مي شود كودك سعی كند خوش خط و بدون اشتباه بنویسد تا دفترش کثیف نشود.

 

نوشته شده توسط عبدالهی در 21:14 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نوزدهم دی 1386

نخوردن صبحانه دندان را خراب می‌ کند

با سلام

این هم مطلب دیگری در مورد اهمیت صبحانه

کودک

تحقیقات جدید نشان می‌ دهد کودکانی که در سنین دو تا پنج سالگی صبحانه نمی ‌خورند، در مقایسه با کودکانی که هر روز صبحانه می ‌خورند، تقریباً چهار برابر بیشتر احتمال دارد تا مبتلا به پوسیدگی دندان شوند.  تحقیقات قبلی نشان می‌ دهد که کودکانی که در خانواده‌های فقیر زندگی می‌ کنند، کمتر احتمال دارد تا در صورت پوسیدگی دندان به پزشک مراجعه کنند و تعداد دندان‌های خراب درمان نشده در آنها بیشتر است و کودکانی که در خانواده‌های فقیر زندگی نمی ‌کنند اما از صبحانه خوردن فرار می ‌کنند و همچنین میوه و سبزی مصرف نمی‌ کنند، بیشتر احتمال دارد تا نسبت به کودکان فقیر دچار پوسیدگی شوند.

در مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های مریلند با مطالعه و جمع‌ آوری اطلاعات از بیش از چهار هزار کودک دریافتند، تنها 23 درصد از کودکانی که هر روز صبحانه می‌ خورند، دچار پوسیدگی دندان می ‌شوند در حالی که کودکانی که از صبحانه خوردن فرار می ‌کنند 34 درصد آنها دچار پوسیدگی می‌ شوند، 18 درصد از کودکانی که حداقل پنج وعده از میوه و سبزی در روز استفاده می ‌کنند، دارای دندان‌های خراب هستند در صورتی که 26 درصد از کودکانی که کمتر از این مواد استفاده می ‌کنند، به خرابی دندان مبتلا می ‌شوند.

محققان می ‌گویند نوجوانانی که از صبحانه خوردن فرار می ‌کنند، بیشتر احتمال دارد تا در طول روز اسنک‌هایی (اسنک میان وعده ای است که موقتاً گرسنگی فرد را برطرف می سازد و انرژی مختصری برای انجام کار فراهم می کند، در واقع اسنک نوعی غذای مختصر می باشد.) که سرشار از قند است مصرف کنند.

                                                                                                                                           منبع: هفته نامه سلامت

نوشته شده توسط عبدالهی در 19:8 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم دی 1386

انشا در پایه سوم ابتدایی

درس انشا در پایه ی سوم

 در حيطه زبان آموزي, چهار ركن اصلي گوش دادن ،صحبت كردن ،

  خواندن و نوشتن امروزه در دنيا به عنوان يك قانون مسلم پذيرفته شده , در آموزش تمامي زبان هاي دنيا و برنامه هاي آموزشي مدنظر قرار مي گيرد .

در اين چهار قدم به ترتيب نوشتن جايگاه چهارم را به خود

اختصاص داده , چرا كه سه امر گوش دادن و صحبت كردن و خواندن براي نوشتن مقدمه و پيش سازمان دهنده , و زمينه بوده و بالاترين سطح را به خود اختصاص داده است.

امروزه در امر زبان آموزي نگارش از اهميت بالايي برخوردار است , مخصوصاً در پايه سوم كه اولين پايه اي است كه به صورت مستقل انشا نوشته مي شود , چون در پايه دوم از جمله نويسي استفاده مي گردد , اين جملات اكثراً مرتبط با هم نيستند و هر يك به طور جداگانه نوشته مي شود و بيشتر نحوه و ساختار جمله , منظم كردن جملات در هم ريخته , كوتاه سازي , تركيب جملات ساده يا جمله سازي با كلمات ساده مد نظر است . براي دانش آموزان نوشتن جملات و متن به صورت مرتبط در پايه سوم با توالي مناسب مشكل مي باشد.

بيشتر آموزگاران نوشتن انشارا در زمره تكاليف نگريسته و در پايان اين ساعت درسی موضوعی را برای نوشتن مطرح مي كنند و براي جلسه بعد منتظر نوشتن انشا از سوي دانش آموزان مي شوند.

   چون دانش آموزان خود قادر به نگارش نيستند لاجرم به اولياي خود متوسل شده از آنها حتي نه به عنوان كمك ؛ بلكه كسي كه بايد متن انشا را بصورت كامل براي آنها ديكته نمايند نگاه مي كنند كه اين امر براي ما نيز در دوره تحصيل بارها اتفاق افتاده و چه بسيار كودكاني كه براي نوشتن انشا توسط اوليا سرخورده و تنبيه شده اندو صدمات جبران ناپذيري را تحمل نموده اند كه حاصل ايـن شيـوه نـگارش ها در بـررسـي هاي فعلي و بروندادهاي اين مدارس كه همان فارغ التحصيلان هستند با مدارك بالا قادر به نوشتن خواسته هاي خود در قالب جملات و بصورت مكتوب نيستند.

انشاهاي نوشته شده در منزل , حتي در حين قرائت چندان مورد توجه دانش آموزان ديگر كلاس قرار نمي گيرد.

موضوعات ارائه شده براي انشا چندين سال است كه روش سنتي خود را طي نموده كه همان توصيفي نمودن يك پديده يا فصل و ... يا مناسبت هايي از سال چون نـوروز و تعطيلات و ... است. اين موضوعات بعضاً آن قدر كلي هستند كه در حيطه دانش آموزان مقطع ابتدايي نيست.

چگونگي اداره كـردن كـلاس ها بـا تـوجـه بـه كـم بـودن ظـرفيـت گوش دادن دانش آموز در مقطع ابتدايي بعد از دقايقي موجب سر و صدا و عدم تحمل شنيدن متن ها توسط كودكان مي گردد ,چون مطالب در خصوص موضوع واحد است و اكثر مطالب مشابه هست و هيچ جذابيت و تفنن تهيج خاصي نيست , بسيار خسته كننده و ملال آور مي شود . آنان  نوشتن انشا را , پر كردن يك صفحه از دفتر خود از مطالب به هر نحو كه باشد مي دانند  .

         در ساعت انشا مي توان با ايفاي نقش , قصه گويي و نمايش خلاق به عالي ترين اهداف زبان آموزي دست يافت كه نوشتن نيز يكي از اين اهداف است ايجاد برقراري ارتباط انساني و عاطفي , نظم بخشي به افكار پرورش قوه تفكر،استدلال , استنتاج و به طور كلي به رشد و شكوفايي خلاقيت و استعدادهاي زباني در دانش آموزان مي انجامد.

           علل ناتواني دانش آموزان در نگارش انشا بدين شرح مي باشد :

1- عدم آشنايي دانش آموزان با طرز و چگونگي انشا كه دلايل آن در وضعيت موجود نوشته شد , كه در دوم ابتدايي آشنايي دانش آموزان فقط با جمله بندي بوده  است.

2- دانش آموزان نمي دانند كه در مورد چه بنويسند , كدام موضوعات و مطالب در نوشتن آنها كمك خواهد كرد.

3- انشا در سر كلاس نوشته نمي شود , محول كردن نگارش به محوطه خارج از كلاس كه لاجرم دانش آموزان از اولياي خود کمک می گیرند .  

4- عدم علاقه و رغبت معلمان و همچنين عدم آشنايي با قواعد .

5- تقويت نكردن مهارت گوش دادن دانش آموزان به انشاهاي خوانده شده در كلاس درس.

6- عـدم فضـاي آزاد  و فضـاي پـرسـش و پـاسـخ و نقـد و بـررسـي نوشته هاي دانش آموزان در كلاس .

7- مناسب نبودن موضوعات انتخاب شده با توجه به گروه سني و همچنين تكراري بودن موضوعات.

8- عدم  مطالعه ی  كتاب هاي قصه و داستان پروري ذهن هاي دانش آموزان در مدرسه و بيرون از مدرسه.

9- معلمان معيارهاي مشخص در ارزشيابي انشا در دست ندارند.

چگونه انشا بنويسيد

          دانش آموزان پايه سوم ابتدايي براي اولين بار با درس انشا آشنا مي شوند , پس بايد تناسب , اندازه و كيفيت استفاده از لغات،  مطابق گنجينه لغات و ساير مسايل رعايت و مدنظر قرار گيرد و حتي چند جلسه آغاز سال با روند نگارش مخصوصاً با توجه به گروه سني شان آموزش داده شوند , حتي چندين مورد از انشاهاي سوم ابتدايي هاي سال قبل خوانده شود اين آموزش ها با توجه به توانايي و ذوق و سليقه هـر معلـم و ديـدگاه وي مي تـواند گوناگون باشد اما   باید در نظر داشت که :  

1- موضوعي که براي انشا انتخاب مي شود بايد كاملاً واضح و محدود و توضيحات در خصوص آن موضوع   ارائه  گردد.

2- چگونگي ربط دادن جملات و گسترش حوزه واژگان و افزايش كميت جمله ها آموزش داده شود.

3- تصاويري در اختيار دانش آموزان قرار دهيم و از آنها بخواهيم در مورد تصاوير چند سطري براي ما بنويسند.

4- جملات درهم ريخته را با اندازه هاي متفاوت در اختيار آنها قرار داد ه تا آنان کامل کنند.

چگونگي تنظيم ساختار انشا و پيش نويس و پاكنويس نيز مورد تاييد و پيگيري قرار گيرد.

6- با تعريف يك كارتون يا داستان مي توانند يك انشای خوب بنويسند , البته بهتر است اين كارتون نمايش داده شود يا داستان را خودشان بخوانند.

7- در مناطق دو زبانه بهتر است از ابتدا دانش آموزان علاوه بر زبان مادري  با  زبان فارسي كه زبان نوشتاري و معيار و ملاك ارزيابي ما مي باشد آشنا شوند تا حوزه گنجينه ي لغات آنها افزايش يابد.

انواع انشا (پايه سوم)

1- انشاي توصيفي 2- خاطره نويسي3- داستان نويسي4- انشا شفاهي 5- نامه نگاري

نحوه ارزش يابي

در مقطع ابتـدايـي بخصوص در پايه سوم چون اولين سالي است كه انشا تدريس مي گردد ,معلم دلايل برتري انشاهاي دانش آموزان را براي آنان بيان كند و نقاط قوت آنها را در اين خصوص بيان نمايد. تا از اين طريق دانش آموزان ديگر اين نقاط را در نوشته هاي هفته هاي بعدي خود مورد توجه قرار  دهند .نمونه برخي از معيارها و برتري انشاها را مي توان بدين عناوين بيان كرد:

1- جمله بندي صحيح

2- ربط داشتن جمله ها با توجه به موضوع

3- رعايت توالي زماني و مكاني و عدم تكراري بودن آن

4- رعايت جمله بندي و علائم سجاوندي , نوع جمله ها

5- طولاني نبودن داستان

پيشنهاداتی  برای نگارش انشا

- نوشتن انشا حتماً در كلاس صورت بگيرد حتي اگر 3 الي 4 سطر هم نباشد.

- بعد از نوشتن انشا معلم كليه انشاها را بررسي نمايد .

- معلم مربوطه مي تواند به دانش آموزان داستاني (فيلم – كارتون و يا كتاب هاي داستان ) يا هر آنچه در ذهن اوست را انتخاب كرده و چند كلمه اي از آن را روي تخته سياه  بنویسد و از دانش آموزان بخواهد دنباله داستان خود را به ميل خود ادامه دهند. كه اين امر در پرورش تخيل كودكان موثر مي باشد.  

- شيوه داستان گويي مي تواند به چند شكل صورت بگيرد , به صورت نوشتاري يعني كلماتي را در روي تخته سياه كه همديگر را در حول محور موضوع مورد نظر , تداعي نمايد نوشته  از دانش آموزان بخواهیم ادامه دهند و يا اين كه به صورت تصويري ( تصوير خواني ) تصويري كه حاوي يك موضوع و مفهوم باشد آماده کرده از دانش آموزان بخواهیم که از روي اين تصوير مطالبي را بنويسند يا به روش ديگري كه مي تواند در پرورش خلاقيت كودكان موثر افتد, اين كه يك قسمت داستان در تخته سياه نوشته شود و در ادامه بچه ها خودشان با قوه و خلاقيت خود جملات و انشا را ادامه دهند. اين روش در مناسبت ها كاربرد بهتري دارد , مثلاً در ماه رمضان مي توانيم روي تخته سياه مطلب را اين گونه آغاز كنيم : (( در يكي از روزهاي ماه رمضان علي در مدرسه مي خواست آب بخورد و يك دفعه يادش افتاد كه ... .

- براي دانش آموزان قصه اي بخوانيم  از آن ها بپرسیم از كدام يك از شخصيت هاي قصه خوشتان آمد خود را به جاي آن شخصيت قرار داده و براي ما قصه شنيده را خلاصه نويسي نمایید .

- تمامي موضوعات فصل ها را مي توانيم در قالب داستان و به زبان بسيار ساده و كودكانه شروع و ادامه دهيم.

- معلمان نيز بايد با روش داستان نويسي و ساخت داستان , طولاني نبودن انشا آشنا شوند , هدف داستان و توالي مطلب را بدانند.

 
نوشته شده توسط در 11:8 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم آبان 1386

ریشه های تربیت دینی

تربیت دینی باید از کودکی آغاز شود.

پرورش پیش دبستانی ها در محیط مکتبی جدید

آموزش های پرورشی و تربیتی باید از سنین پیش دبستانی آغاز شود. راههای متفاوتی برای آموزش های تربیتی به خردسالان وجود دارد اما ایجاد محیطی دینی، بهترین روش تربیت پیش دبستانی ها است. فراموش نکنیم که «محیط» یکی از موثرترین عوامل تربیت صحیح یا ناصحیح کودکان است حتی اگر با چیزهایی مواجه شود که قدرت فهم کامل آن را نداشته باشد.کودک امروز انسان بالغ فرداست و برخی آموزه های دوران کودکی را در بزرگسالی درک خواهد کرد و می تواند چراغ هدایت او باشد.

ایجاد محیط دینی

مهد کودک ها و پیش دبستانی ها باید این نکته را مدنظر داشته باشند که اینجا یک کشور اسلامی است و آموزه های تربیتی، طبیعتاً باید مبتنی بر دین باشد. با مقوله ی تربیت دینی نباید باری به هر جهت رفتار کرد. به صرف واداشتن کودکان به فرستادن چند صلوات، نمی توان ادعا کرد محیطی دینی در مهد کودک یا پیش دبستانی به وجود آورده ایم. اگر می خواهیم محیط دینی برای کودکان ایجاد کنیم باید بدانیم که آموزش قرآن، در هر سنی بهترین آموزش است اما برای هر مقطع سنی، روشی خاص باید اعمال شود. کودکان قصه و بازی را خیلی دوست دارند بنابراین ایجاد بازیهای قرآنی با استفاده از ابزار و وسایل مخصوص، روشی موثر در آشنا کردن پیش دبستانی ها با قرآن و آموزه های آن است.

قصه های قرآن با لحنی شیوا و بلیغ روایت شده است اما شاید آن زبان برای کودکان ثقیل باشد

گفتن قصه های قرآنی به زبان قابل فهم خودشان، روش بهتری است. استفاده از نقاشی و فیلم به ویژه دیالوگ هایش برای کودکان، قابل فهم بوده و ترتیب دادن اردوهای تفریحی در مکان های دینی به تربیت دینی فرزندان کمک شایانی می کند.

پدران و مادران نیز باید با ادامه ی روند تربیتی مراکز آموزشی فرزندانشان و ایجاد محیطی دینی در خانه، به پرورش مذهبی فرزندانشان کمک کنند.

محیط مکتبی شاداب

قدیم در مکتب خانه ها، به بچه ها آموزش قرآن و مبانی دینی می دادند. ملّاهای ترکه به دست نیز وظیفه آموزش را به عهده داشتند.

برخی مهدها و پیش دبستانی ها از آموزشیاران و معلمان بازنشسته ی دوره ابتدایی یا حتی مقاطع بالاتر استفاده می کنند غافل از اینکه یک بازنشسته هر چقدر هم شاداب باشد، حوصله و سرزندگی یک خانم مربی جوان را ندارد. بنابراین مراکز پیش دبستانی باید از استخدام افراد کم حوصله و کسانی که قدرت ارتباط موثر با کودکان را ندارند- چه جوان، چه پیر- پرهیز کنند.

ایجاد محیط شاداب، مقدمه ی شکل دادن محیط دینی در مراکز پیش دبستانی و حتی مهدکودک ها است. رفتار مهربانانه و مشفقانه ی مربیان این مراکز موجب جلب اعتماد کودکان می شود و ماندگاری آموزه ها در نزد آنان را عمق می بخشد.

اگر قرار است، پیش دبستانی ها با روش هایی چون بازیهای قرآنی به دین روی آورند، باید محیط های آنان علاوه بر داشتن رنگ و بوی معنوی، شادابی و سرزندگی لازم از حیث فضا و مربیان را نیز داشته باشد.

در این میان وظیفه ی مدیران این مراکز در استخدام نیروهای متناسب با مسائل گفته شده،از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. این مربیان علاوه بر دادن آموزش به کودکان و ایجاد محیطی معنوی و شاداب، وظیفه ی ارشاد والدین برای همراهی آنان با برنامه های این مراکز را نیز بر عهده دارند.

اهمیت محیط های کودکی

خاطرات کودکی را به خاطر بیاوریم و کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم محیط های کودکی ما چقدر در شکل گیری شخصیتمان موثر بوده است. بسیاری از کسانی که در بزرگسالی انسان هایی متدیّن، متعهد و کارآمد بوده اند در محیط های دینی رشد یافته اند به ویژه آن محیط هایی که دین را با چاشنی شادابی به فرد آموخته اند. به عبارت دقیق تر، دین را به آنها نیاموخته اند بلکه آنان را در محیطی دینی قرار داده اند و به همین دلیل، فرد کاملاً تحت تاثیر آموزه های دینی و انسان هایی روشن ضمیر قرار گرفته و برای راهیابی به جامعه ای که همه گونه زیبایی و زشتی را در خود جای داده، آماده شده اند.

کودکی که در فضایی چون مسجد رشد پیدا می کند و تحت برنامه های دینی تعلیم می بیند اگر این آموزش ها برای او تداوم پیدا کند خیلی بهتر از کسی که در چنین محیط هایی نیست، تربیت می شود. بنابراین باید دید چگونه می توان آموزش های مسجدی را وارد مراکز پیش دبستانی کرد والبته با چه زبانی؟

باید اندیشید که چگونه می شود پیش دبستانی ها و دبستانی های امروز را با فرهنگ اسلامی و عاشورایی که دلیل همه ی حرکت های انقلابی در دروان ماست آشنا کرد.

نوشته شده توسط عبدالهی در 18:24 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم آبان 1386

بچه ها می‏آموزند آن طوری باشند که زندگی می‏کنند

بچه ها ...


وقتی با

سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند.
وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.
وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.
وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساسترحم داشته باشند.
وقتی با تمسخُر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند.
وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند.

 

اما ...


اگر با

شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند.
اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند.
اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند.
اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند.
اگر با توافق زتدگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند.
اگر با تایید زندگی کنند با هدف