<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دبستان زنده یاد فتحی باغبادران</title>
<link>http://dabestanbagh.blogfa.com/</link>
<description>خبری -آموزشی - فرهنگی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 20 Jul 2009 15:06:41 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آدرس وب سایت دبستان فتحی</title>
<link>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>با سلام به شما دوستان گرامی به اطلاع می رساند که با پیگیریهای انجام شده توسط کارکنان مدرسه و خصوصاً مسئول آی تی بخش باغبادران جناب آقای سعید آقائی و هماهنگی بخش آی تی سازمان آموزش و پرورش اصفهان فضایی جهت ایجاد یک وب سایت به این مدرسه اختصاص داده شد و هم اکنون مشغول کارهای مقدماتی راه اندازی این وب سایت هستیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ادرس وب سایت &lt;A href=&quot;http://bag-fathi.isfschools.net/&quot;&gt;http://bag-fathi.isfschools.net/&lt;/A&gt; می باشد که جهت راه اندازی کامل آن پذیرای پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان می باشیم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Jul 2009 15:06:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dabestanbagh&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>dabestanbagh</dc:creator>
<guid>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برنامه پایگاه سنجش سلامت نوآموزان بدو ورود به پایه ی اول ابتدائی منطقه باغبادران</title>
<link>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://isf.medu.ir/1733/1733Docs/circular/236.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;</description>
<pubDate>Thu, 18 Jun 2009 08:57:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dabestanbagh&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>dabestanbagh</dc:creator>
<guid>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اراده کنيد تا متحول شويد</title>
<link>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>&lt;H1&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;انسان متفکر – انسان متوکل&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg&gt;&lt;IMG alt=تحول src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/03/135213203981721471541322291464411525259219193.jpg&quot; align=absMiddle&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P&gt;برچسب ها، باور آفرين و شخصيت سازند. ما در مسير کمال ، از اين تکنيک براي تهذيب نفس و ساختن هويت و شخصيت جديد و باورهاي عالي، استفاده مي کنيم. در اين مقاله راجع به دو ويژگي تفکر و توکل صحبت مي کنيم که اگر با تمرين و مراقبت در خود ايجاد کنيد ، زندگي تان رنگ و بويي ديگر مي گيرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;انسان متفکر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از آنجا که فکر ، نردبان معراج انسان است و زندگي در مسير کمال در لحظه هاي انديشه انسان صورت مي گيرد ، لذا يک انسان عارف در واقع يک انسان متفکر است. تفکر به معناي انديشه هاي ناب، زيبا، مثبت و تحول آفرين که در ذهن يک انسان سالک مسير کمال شکل مي گيرد و بازتاب آن لحظه هاي زندگي او را مي سازد. در اين صورت، کيفيت زندگي يک انسان عارف به کيفيت انديشه هاي او بستگي دارد. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;انديشه هاي منفي ومأيوسانه، يک زندگي رو به شکست را شکل مي دهد.&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;هنگامي که ما برچسب انسان متفکر را بر پيشاني ذهن و دلمان نصب مي کنيم، در واقع به ضمير ناخودآگاه خود اين پيام را مي دهيم که ما مرتبا اطلاعات زيبايي را به عنوان انديشه هاي ناب برايت مي فرستيم و تو موظفي تا با دريافت چنين انديشه هايي باورهاي زيبا و روحيه عالي در ما توليد کني. ضمير ناخودآگاه نيز با هدايت انديشه هاي زيبا عالي ترين شخصيت و احساس را در ما خلق مي کند و بستر کمال را براي زندگي ما فراهم مي آورد.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg&gt;&lt;IMG alt=تحول src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/03/12214631891281604532391421087159217246180.jpg&quot; align=right&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;شما به عنوان يک انسان رهرو مسير کمال مرتبا با ذکر اين جمله تاکيدي مثبت که من انسان متفکري هستم در خود، شرايط و بستر کمال را فراهم کنيد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt; در اين راستا مرتباً بينديشيد که شما کيستيد، در زندگي چه مي کنيد و در نهايت به کجا مي رويد. اين نحوه تفکر، انسان را در شرايط ارزيابي و تصحيح قرار مي دهد و باعث مي شود که شما خود موجودتان را با خود مطلوب، مقايسه کنيد و از رهگذر تصميم هاي درست در زندگي، به اصلاح مسير بپردازيد و به سوي کمال حرکت کنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;انسان متوکل&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به خاطر داشته باشيم که برچسب ها باور آفرين و روحيه سازند و در نهايت شکل دهنده هويت ما هستند. هنگامي که خود را يک انسان متوکل مي ناميم، در واقع اين باور را در خود مي سازيم که ما به عنوان سالکان مسير کمال، در همه امور زندگي خود ، به خداي رحمان توکل مي کنيم و عاقبت امور را به اراده قدرتمند او مي سپريم و يقين داريم که خداوند از انسان هاي مؤمن مراقبت و دفاع مي کند بدين سان از دغدغه ها رها مي شويم و در آغوش امن خدا احساس امنيت و آرامش مي کنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آري، انسان متوکل کسي است که تنها تکيه گاهش، ذات مقدس خداي يکتاست که بر سرير کاينات تکيه زده و عالم خلقت، با سرانگشت اعجازش در حرکت و تکاپوست. دست نياز انسان متوکل همواره به سوي اوست و خوب مي داند که با دعا و نيايش است که به حريم ملکوت راه مي يابد و خدا به سرزمين قلبش، پا مي گذارد. او سکان کشتي زندگي اش را به دست خدا سپرده است و چون تو را نوح است کشتي بان، ز توفان غم مخور.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;انسان متوکل، خود و زندگي اش را به خدا سپرده و هر آنچه هست و نيست را به وي واگذاشته و از اين رهگذر به دنيايي از آرامش رسيده است . &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;خدا مدافع اوست و در سخت ترين لحظات زندگي، حضورش را بر وي عيان مي سازد. کسي که به خدا توکل مي کند و او را وکيل خود قرار داده است، از هر محکمه اي سرافراز پاي بيرون مي گذارد و اين چنين است که انسان هاي بزرگ؛ انسان هايي که خون تحول و شکوفايي در رگ هاي بشريت تزريق مي کنند ، هيچ گاه نياز به توجيه و دفاع از خويش ندارند ، زيرا خدا که ناجي و بهترين وکيل و مدافع کل کاينات است، خود به نجات آنها مي آيد.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg&gt;&lt;IMG alt=تحول src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/03/20090530094248948_2.jpg&quot; align=left&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توکل، ريسماني است آويخته از عرش الهي و تنها بيداران و هشيارانند که به اين ريسمان محکم، چنگ زده و رستگار مي شوند. توکل به اين معنا نيست که جريان امور را به خدا بسپاري و خود در کنج عافيت بنشيني و به خويش مشغول شوي؛ زيرا آنکه توکل مي کند، همه راه ها را رفته، همه درها را کوفته، هر پيامي را شنيده، هر ندايي را دريافته، و خود را به آب و آتش زده است و مي زند. او از پاي نمي نشيند و در عين حال نتيجه کار را به خداي رحمان مي سپارد. به تعبير ديگر توکل يعني کار را به اميد خدا انجام دادن، تلاش کردن و حاصل را از خدا خواستن! بيماري که به خدا توکل مي کند ، بهترين نسخه را از متخصص ترين طبيب مي گريد زيرا نيروي توکل و تلقين، آن چنان روحيه اي به وي داده و آن چنان باوري در وي پديد مي آورد که کارخانه داروسازي درونش را به کار مي اندازد و بهترين داروها و مفيدترين آنزيم ها و هورمون ها را براي اين سيستم پيچيده مي سازد و بر بيماري فائق مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يا من اسمه دواء و ذکره شفاء، اي آنکه نامت، داروي وجود است و ذکرت شفاي جسم  روان، به تو توکل مي کنم و خود را به تو مي سپارم. من با توام و تو با مني.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدايا! بر تو توکل مي کنم که مرکز پرگار آفرينشي و از تو مدد مي جويم که يکتا مددکار عالمي. به درگاه تو پناه مي برم که آفتاب سلطنت در قلمروي امپراتوري هستي، هرگز غروب نمي کند.  تو با مني و روح بهاران با من است و بدين سان است که :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر غم لشکر انگيزد که خون عاشقان ريزد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                           من و ساقي، به هم سازيم و بنيادش براندازيم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اي رهرو مسير کمال! &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;همواره با خود بگو و تکرار کن که من انسان متوکلي هستم و اين جمله تاکيدي، اين باور را در تو مي سازد که خدا، يار و ياور توست .&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt; در همه امور از تو مراقبت مي کند. اين معني تو را به دنيايي از آرامش و سکون مي برد و هويت بسيار زيبايي در تو مي سازد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برگرفته از مجله موفقيت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برگرفته از تبیان&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 31 May 2009 17:17:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dabestanbagh&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>dabestanbagh</dc:creator>
<guid>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گل اگر در فصل گل بوییدنی است            دست هایت تا ابد بوسیدنی است</title>
<link>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;روز معلم مبارک باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://behnia2000.persiangig.com/other/postalcard_kids_144.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;</description>
<pubDate>Sat, 02 May 2009 10:52:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dabestanbagh&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>dabestanbagh</dc:creator>
<guid>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز هم موفقیتی دیگر</title>
<link>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff6600 size=4&gt;و باز هم موفقیتی دیگر برای دانش آموزان دبستان حاج نصراله فتحی کسب مقام اول نشریه دیواری در مسابقات فرهنگی و هنری منطقه باغبادران را به این دانش آموزان عزیز (( محسن ربانی نیا – ناصر ایزدی – جواد عبدالهی – محمد رضا ترکی – علی بهادران ))  و خانواده محترم آنها تبریک می گوئیم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0099 size=4&gt;همچنین کسب مقام دوم در مسابقات سرود منطقه توسط گروه سرود این دبستان را به اعضای گروه سرود (( رضا هاشم زاده – علی کرامتیان – پویا خسرویان – جواد مرادی – رسول سماعی – محمد بهمنش – حسین منصوری – جاوید احمدیان – حسین طاهری راد- مهدی طاهری )) تبریک می گوئیم  و همچنین از زحمات جناب آقای صالحی معاونت پرورشی دبستان و سرکار خانم کاوه تشکر و قدردانی می نمائیم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;شورای دبستان حاج نصراله فتحی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 02 May 2009 10:44:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dabestanbagh&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>dabestanbagh</dc:creator>
<guid>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبریک</title>
<link>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;دانش آموزان گرامی کسب رتبه های برتر مسابقات حفظ وقرائت قرآن کریم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt; مدارس پسرانه منطقه باغ بهادران را به شما تبریک عرض نموده موفقیت وسربلندی شما را آرزومندیم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;FONT size=5&gt;رشته حفظ :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=0 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=276&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;محمدرضا بلالی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=131&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;پایه سوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=185&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;مقام دوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=276&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;رضا هاشم زاده&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=131&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;پایه چهارم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=185&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;مقام دوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=276&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=4&gt;حسین ایزدی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=131&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=4&gt;پایه پنجم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=185&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=4&gt;مقام اول&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;                                                                                &lt;FONT size=5&gt;رشته قرائت :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=0 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=255&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;امیرسلیمانی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=145&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;پایه سوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=176&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;مقام دوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=255&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;مهدی طاهری&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=145&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;پایه چهارم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=176&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;مقام دوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=255&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;رسول شمس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=145&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;پایه پنجم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=176&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;مقام اول&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 02 May 2009 09:48:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dabestanbagh&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>dabestanbagh</dc:creator>
<guid>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوروز مبارک</title>
<link>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;سال نو مبارک&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.freewebs.com/afreew/Weblog%20Files/HappyNewYear1387.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Mar 2009 08:19:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dabestanbagh&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>dabestanbagh</dc:creator>
<guid>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معرفی سایت </title>
<link>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;با سلام و عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام رضا ع امروز شما دانش آموزان خوب را با یک سایت پر محتوا و زیبا به نام شبکه امام رضا ع آشنا می کنیم مطالبی که در زیر آمده است برگرفته از قسمت کودکان این سایت زیبا و دیدنی می باشد.&lt;/FONT&gt; &lt;A href=&quot;http://www.imamreza.net&quot;&gt;www.imamreza.net&lt;/A&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;که شما می توانید برای آشنایی بیشتر با این امام عزیز به آن مراجعه نمایید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=titr&gt;&lt;FONT size=4&gt;آشنايى با امام رضا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=matn&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=matn align=justify&gt;&lt;SPAN class=titr1&gt;&lt;A name=1&gt;&lt;/A&gt;دوست عزيزم!&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;سايت يا پايگاهى كه تو در آن قرار دارى ، پايگاه امام رضا عليه السلام است.&lt;BR&gt;ما در اين جا مى خواهيم تو را با امام رضا (ع) آشنا كنيم، حرم و شهر امام رضا (ع) را به تو بشناسانيم. برايت از زيارت امام بگوييم و داستانهايى را از زندگى ايشان بازگو كنيم. پس مى توانى با رفتن به بخشهاى گوناگون اين پايگاه از اطلاعات گسترده اى كه در اختيارت قرار مى گيرد، استفاده كنى .&lt;BR&gt;حتما مى دانى كه ما شيعيان دوازده امام داريم. يعنى معتقديم كه پس از رحلت پيامبر اسلام (ص)، دوازده پيشواى معصوم براى راهنمايى مردم معرفى شده اند. براى همين است كه ما را دوازده امامى يا اثنى عشرى مى نامند. آيا نام اين دوازده امام را مى دانى ؟&lt;BR&gt;براى آشنايى تو با نام و تاريخ ولادت و شهادت اين دوازده امام، جدولى تهيه كرده ايم كه مى توانى با امامان معصوم آشنا شوى.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=matn style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;IMG height=406 src=&quot;http://www.imamreza.net/images/maghalat-f/masoomin.gif&quot; width=560&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/IMG&gt;
&lt;P class=matn align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=matn align=justify&gt;&lt;SPAN class=titr1&gt;&lt;A name=2&gt;&lt;/A&gt;آشنايى با امام رضا عليه السلام&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;همان گونه كه در جدول ديدى ، امام رضا (ع)، هشتمين امام از اين پيشوايان پاك و گرامى است. امام رضا (ع) تنها امام از اين عزيزان است كه قبر مطهرش در ايران قرار دارد كه شيعيان براى زيارت آن همواره به آن جا مى روند. آيا مى دانى زيارتگاه امام در كدام شهر است؟&lt;BR&gt;در پايين نيز نقشه اى آورده ايم كه محل دفن امام در آن مشخص شده است.آيا مى دانى زيارتگاه امام در كدام شهر است؟&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=matn style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;IMG height=580 src=&quot;http://www.imamreza.net/images/maghalat-f/iran.gif&quot; width=592&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/IMG&gt;
&lt;P class=matn align=justify&gt;پيرامون آن شهر درجايى ديگر از اين سايت با تو سخن گفته ايم، در اينجا لازم است مطالبى را درباره امام رضا (ع) بدانى .&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv1&gt;نامهاى امام&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;امام رضا(ع) در سال 148 هجرى قمرى يعنى حدود (1250) سال پيش در شهر مدينه به دنيا آمد. پدر ايشان امام موسى بن جعفر(ع)، يعنى امام هفتم شيعيان و مادرشان بانويى بزرگوار و خردمند به نام (تكتم) يا (نجمه) بود. امام رضا(ع) در همان سالى زاده شد كه پدربزرگ ايشان، يعنى حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسيد.&lt;BR&gt;نام ايشان (على ) است، ولى بر اساس شيوه اى كه در ميان اعراب مرسوم است، به وى (ابوالحسن) مى گفتند. اين گونه اسمها را (كنيه) مى نامند. علاوه بر نام و كنيه، گاه عنوان ديگرى نيز به افراد مى دهند كه آن را (لقب) مى گويند. امام هشتم داراى لقب هاى متعددى است. از جمله معروف ترين اين القاب، (رضا)، (عالم آل محمد)، (غريب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معين الضعفاء) است. ناميدن هر فرد به اين نامها، يعنى اسم، كنيه و لقب دليل خاصى دارد. گفته اند كه وى را به اين جهت (رضا) لقب داده اند كه خدا از او راضى است.&lt;BR&gt;دوران كودكى و جوانى امام در مدينه گذشت. اخلاق نيكو، دانش فراوان، ايمان و عبادت بسيار از ويژگى هايى بود كه امام را مشخص مى ساخت.&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv1&gt;شخصيت اخلاقى امام&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;از خوش اخلاقى امام سخن بسيار گفته اند. در اين جا به چند نمونه آن توجّه كن و ببين كه امام در برخورد با مردم به چه نكات ريزى دقّت مى كرده است. همه اينها براى ما درس (چگونه زيستن) است:&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ هيچ گاه با سخن خود، ديگران را آزار نداد.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ سخن هيچ كسى را قطع نكرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ به نيازمندان بسيار كمك مى فرمود.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ با خدمتگزاران خود بر سر يك سفره مى نشست و غذا مى خورد.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ هميشه چهره اى خندان داشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ هرگز با صداى بلند و با قهقهه نمى خنديد.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ هنگام نشستن، هرگز پاى خود را در حضور ديگران دراز نمى كرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ در حضور ديگران هرگز به ديوار تكيه نمى زد.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ به عيادت بيماران مى رفت.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ در تشييع جنازه ها شركت مى جست.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ از مهمانان خود، شخصا پذيرايى مى كرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ وقتى بر سر سفره اى مى رسيد، اجازه نمى داد تا به احترام او از جاى برخيزند.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ به پاكيزگى بدن، موى سر و پوشاك خود بسيار توجه داشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ بسيار بردبار و صبور و شكيبا بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;اينها گوشه اى از اخلاق امام بود. آيا با داشتن اين اخلاق و رفتار نبايد خدا از او راضى و خرسند باشد؟ و آيا سزاوار نيست كه او را (رضا) بنامند؟&lt;BR&gt;آيا كسى كه خدا از او خشنود است، مردم از او خرسند نيستند؟ اين گونه هست كه نام &lt;SPAN class=kv1&gt;(رضا)&lt;/SPAN&gt; براى آن امام بزرگوار برازنده و سزاوار است.&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv1&gt;امام در نگاه شاعران&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;از همان دوران امام رضا(ع)، شاعران و نويسندگان در وصف بزرگوارى آن حضرت بسيار سروده اند و نوشته اند و هريك به گونه اى آن امام را به نيكى وصف كرده اند. شنيدنى است كه شاعرى بود به نام (ابونواس) كه در سرودن بسيار توانايى داشت. به او گفتند: تو درباره همه چيز شعر گفته اى ، كوه و دشت و شراب و موسيقى را در اشعار خود ستوده اى ، اما شگفتا كه در باره موضوع مهمى مانند شخصيت والاى امام رضا سكوت كرده اى ! در حالى كه تو ايشان را خوب مى شناسى و با اخلاق و رفتار و بزرگوارى حضرت آشنايى كامل دارى . ابونواس ابتدا در پاسخ گفت: به خدا سوگند، تنها بزرگى او مانع از انجام اين كار شده است، چگونه كسى چون من، درباره شخصيت برجسته اى همچون امام رضا(ع) شعر بسرايد؟ آن گاه شعرى گفت كه چكيده معنى آن چنين است:&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;از من نخواهيد كه او را بستايم، من را توان آن نيست تا انسانى را مدح كنم كه جبرئيل خدمتگزار آستان پدر اوست.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;شاعران فارسى زبان نيز در باره امام رضا(ع) سروده هاى فراوانى دارند. ما گزيده اى از اين اشعار را در جاى ديگرى از اين سايت فراهم آورده ايم كه مى توانى با انتخاب &lt;A href=&quot;http://www.imamreza.net/per/list.php?id=020803&quot;&gt;اينجا&lt;/A&gt; آن را ببينى .&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv1&gt;شخصيت معنوى امام&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;گفتيم كه امام رضا(ع) از نظر توجه به مسائل معنوى و پرداختن به امور عبادى نيز برجسته بود. روايتها و داستانهاى بسيارى از اين جنبه زندگى امام در كتابهاى تاريخى نقل شده كه شنيدن آن براى همه ما جالب است. ما وقتى مى بينيم كه امام ما و پيشوايى كه او را به رهبرى خود پذيرفته و زندگى او را الگوى خود قرار داده ايم، اين چنين عبادت مى كند و اين گونه به مسائل عبادى توجه دارد، خود نيز ناگزيريم كه همان شيوه را پيروى كنيم و از همان روش درس بياموزيم.&lt;BR&gt;در اينجا به چند نمونه از نكاتى كه تاريخ نويسان در اين زمينه مورد توجّه قرار داده اند اشاره مى كنيم...&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ شبها كم مى خوابيد و بيشتر شب را به عبادت مى پرداخت.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ بسيارى از روزها را روزه مى گرفت.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ سجده هايش بسيار طولانى بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ قرآن بسيار تلاوت مى كرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ به نماز اول وقت پايبند بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv3&gt;ـ بجز هنگام نماز هم به مناجات به خدا انس داشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;در كتابهاى تاريخ و حديث، از امام رضا عليه السلام دعاهاى فراوانى نقل شده كه ما بخشى از آن را در جاى ديگرى از اين سايت گرد آورده ايم. &lt;A href=&quot;http://www.imamreza.net/per/imamreza.php?id=52&quot;&gt;اينجا&lt;/A&gt; را كليك كن تا با شيوه دعا كردن امام آشنا شوى .&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=matn align=justify&gt;&lt;SPAN class=titr1&gt;&lt;A name=3&gt;&lt;/A&gt;دوست عزيز من!&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;حتما مى دانى كه پرداختن به اين مسائل به معنى گوشه گيرى نيست و نمازخواندن و روزه داشتن و تلاوت قرآن نبايد سبب رها كردن مسؤوليتهاى اجتماعى شود. زندگى امام رضا(ع)، خود بهترين نمونه براى اين امر است. اگر با ما باشى و دنباله اين متن را بخوانى و در ديگر بخشهاى اين سايت نيز گشت و گذار كنى ، خواهى ديد كه امام رضا(ع) كه در زمان خود بيشتر از هر كس ديگرى عبادت مى كرد و نماز مى خواند و روزه مى گرفت، نه تنها از مسؤوليتهاى بزرگ اجتماعى گريزان نبود، بلكه پيوسته به امور مسلمانان اهتمام داشت و توجه به آن را يكى از بزرگترين رسالتهاى خويش مى دانست. پذيرفتن ولايتعهدى در آن شرايط خاص، يكى از آشكارترين نمونه هاى اين امر است.&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv1&gt;شخصيت علمى امام&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;امام رضا(ع) جايگاه علمى ويژه اى داشت. او از دانشى سرشار بهره مند بود و اين برجستگى علمى او در رويارويى با دانشمندان اديان و مذاهب ديگر، بهتر آشكار مى شد. جلسات و محافلى كه علما و دانشمندان مختلف گرد هم مى آمدند و به بيان ديدگاهها و نظرات خويش مى پرداختند، در آن زمان رونق خاصى داشت. حاكمان آن عصر، گاه براى جلوه دادن شكوه دربار خويش، گاه به منظور گرايش دانشمندان به دربار، و زمانى براى اين كه بر عقيده كسى چيره شوند، در كنار مجالس ديگر، به برگزار كردن نشستهاى علمى نيز مى پرداختند. اين محافل كه به جلسات (مناظره) معروف بود، بهترين مكان براى ابراز شايستگى هاى علمى افراد به شمار مى رفت.&lt;BR&gt;در عصر امام رضا (ع)، آن گاه كه همه دانشمندان جمع مى شدند و به گفت و گو مى پرداختند و سرانجام در پاسخ ديگران فرو مى ماندند، دست به دامان امام رضا(ع) مى شدند تا بر حقانيت مطلب خويش گواهى دهند.&lt;BR&gt;در بالا گفتيم كه يكى از مهم ترين و معروف ترين لقب هاى امام رضا (ع)، (عالم آل محمد) است. اين كه از ميان همه امامان شيعه، حضرت امام رضا به اين لقب شهرت يافته است، خود دليل برجستگى آن امام از جهت دانشهاى رايج در زمان خويش و يافتن فرصت براى آشكارسازى آن علوم مى باشد.&lt;BR&gt;اباصلت كه يكى از ياران امام است، از برادرزاده امام رضا (ع) روايتى نقل مى كند كه خواندنى است. با توجه به اين روايت تو هم مى توانى بفهمى كه اين لقب حضرت از كجا آمده است. او مى گويد:&lt;BR&gt;امام موسى بن جعفر(ع) به فرزندانش مى فرمود: برادرتان، على بن موسى (يعنى امام رضا)، عالم آل محمد است... نيازهاى دينى خود را از وى فرا بگيريد و آن چه را به شما آموزش مى دهد، به ياد داشته باشيد، زيرا پدرم امام صادق(ع) بارها به من مى فرمود: عالم آل محمد در نسل توست و اى كاش من مى توانستم او را ببينم.&lt;BR&gt;شنيدن اين دو حديث هم حتما براى تو جالب است. يكى از زبان شيرين خود امام است و ديگرى را يكى از ياران حضرت نقل كرده است....... حديث نخست اين است:&lt;BR&gt;در حرم پيامبر(ص) مى نشستم و دانشمندان مدينه هرگاه در مسأله اى با مشكل روبرو مى شدند و از حلّ آن ناتوان مى ماندند، به سوى من رو مى آوردند و پاسخ مى گرفتند.&lt;BR&gt;... و حديث دوم را عبدالسلام هروى نقل كرده كه در بيشتر نشستهاى علمى امام حاضر بوده است.&lt;BR&gt;هيچ كسى را از امام رضا (ع) داناتر نديدم و هر دانشمندى كه او را ديده به دانش برتر او گواهى داده است. در نشستهايى كه گروهى از دانشوران و فقيهان و دانايان اديان گوناگون حضور داشتند، بر تمامى آنها چيره شد، تا آن جا كه همه آنان به ناتوانى علمى خود و برترى امام اعتراف كردند و گواهى دادند.&lt;BR&gt;يكى از نكاتى كه در بررسى شخصيت علمى امام مورد توجه همگان قرار گرفته و آن را بازگو كرده اند، اين است كه امام رضا (ع) با هر گروهى به زبان خودشان سخن مى گفت و به تعبير اباصلت، شيواترين و داناترين مردم به هر زبان و فرهنگى بود. اباصلت كه خود اين سخن را مى گويد، از اين تسلط امام به زبانهاى مختلف شگفت زده مى شود و اين تعجّب خود را به امام اظهار مى نمايد و امام در پاسخ مى فرمايد:&lt;BR&gt;من حجت خدا بر مردم هستم. چگونه مى شود چنين فردى زبان آنان را درك نكند؟ مگر نشنيده اى كه اميرالمؤمنين على (ع) فرمود: به ما (فصل الخطاب) داده اند، و آن چيزى نيست، جز آشنايى با زبان ديگران.&lt;BR&gt;اينها همه، نمونه اى از شخصيت علمى امام است. در كتابهاى تاريخى كه به بررسى ابعاد مختلف زندگى امام رضا(ع) پرداخته اند، اين نكات به صورت گسترده مورد بحث قرار گرفته و رخدادهاى متعددى كه گواه برترى علمى امام است، بازگو شده است.&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv1&gt;شخصيت سياسى امام&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;تمام عمر امام رضا(ع)، چه آن زمان كه هنوز به مقام امامت نرسيده بود و چه آن گاه كه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام موسى كاظم(ع)، مسئوليت امامت و رهبرى شيعيان را بر عهده داشت، در زمان حكومت عباسيان بود.&lt;BR&gt;عباسيان با ادعاى انتساب به پيامبر اكرم(ص)، و با بهره گيرى از احساسات مردم بر ضد امويان، توانستند آنان را از حكومت كنار بزنند و خود بر تخت فرمانروايى مسلمانان بنشينند. با سركوب امويان، آنان ديگر قدرت و توانى نداشتند كه خطر مهمى براى عباسيان به شمار روند. عباسيان تنها خطر براى حكومت خود را شيعيانى مى دانستند كه با فرمانبرى از امامان معصوم، حاكمان آن روزگار را ناحق مى شمردند و مى كوشيدند تا آنان را از حكومت ساقط كنند.&lt;BR&gt;بنابراين، دشمن شماره يك حاكمان عباسى ، امامان شيعه بودند و به همين دليل است كه همه امامانى كه در روزگار اين حاكمان ستمگر مى زيستند، به دست آنان به شهادت رسيدند.... عباسيان ستم پيشه به اندازه اى بر شيعيان فشار آوردند و آنان را مورد تهديد و شكنجه و آزار و تبعيد و آوارگى قرار دادند كه حتى تاريخ نويسان نيز از بازگو كردن آن دچار شرمندگى شده اند.&lt;BR&gt;در نمودار پايين نشان داده ايم كه امام رضا(ع) با چه كسانى از حاكمان عباسى هم دوره بوده است.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=matn style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;IMG height=330 src=&quot;http://www.imamreza.net/images/maghalat-f/abbasi.jpg&quot; width=588&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=matn align=justify&gt;ده سال از دوران امامت حضرت رضا(ع)، با حكومت هارون همزمان بود. در اين ده سال، موقعيت مناسبى براى مبارزه علنى و رسمى براى امام رضا(ع) پديد نيامد و بيشتر تلاش سياسى امام به صورت پنهانى رهبرى مى شد، اما در گوشه گوشه سرزمينهاى مسلمانان جنبشها و قيامهاى پياپى شيعيان، حكومت عباسى را به تنگ آورده و هارون در برخورد با آنها دچار سردرگمى شده بود. به اين گفت و گو كه ميان هارون و يكى از درباريان قدرتمند وى رد و بدل شده است توجّه كن:&lt;BR&gt;_ اى هارون! اين على بن موسى است، كه بر جاى پدر خويش تكيه زده و امامت و رهبرى شيعيان را از آن خود مى داند. چه بايد كرد؟&lt;BR&gt;_ آن خطايى كه در كشتن پدرش موسى مرتكب شديم براى ما بس است! يعنى مى خواهى تمام آنان را بكشم؟! مگر مى شود؟&lt;BR&gt;اما... در ميان همه حاكمان عباسى ، مأمون چهره اى ديگر داشت. او كه برادر خود، امين را كشت تا خود به حكومت برسد، در برخورد با شيعيان و به ويژه شخص امام رضا(ع) از راهى ديگر وارد شد و شيوه اى ديگر را در پيش گرفت.&lt;BR&gt;در اين جا خوب است به چند نمونه از اظهار نظر تاريخ نويسان درباره شخصيت پيچيده مأمون آگاه شوى تا دريابى كه امام رضا(ع) با چه انسان مرموزى روبرو بوده است.&lt;BR&gt;يكى مى گويد:&lt;BR&gt;مأمون از نظر دورانديشى ، اراده قوى ، بردبارى ، دانش، زيركى ، بزرگى ، شجاعت و جوانمردى از همه عباسيان برتر بود.&lt;BR&gt;ديگرى مى نويسد:&lt;BR&gt;مأمون در عين حال كه در مجالس عيش و نوش شركت مى جست، به كتاب و فلسفه و بحث و جدل و مناظره علمى و مباحث فقهى و... علاقه شديد داشت!&lt;BR&gt;ديگرى مى گويد:&lt;BR&gt;گاهى مانند يك ديندار دلسوز، مردم را به علت كوتاهى در نماز و فرو رفتن در لذات و پيروى از شهوات و... نكوهش مى كرد و آنان را از عذاب الهى مى ترساند، و زمانى خودش در بزم خوشگذرانى و مجالس عيش و نوش شركت مى نمود.&lt;BR&gt;يكى هم چنين اظهار مى دارد:&lt;BR&gt;مأمون زيرك ترين حاكمان عباسى و داناترين ايشان به فقه و كلام بود.&lt;BR&gt;... و از اين يك بشنو كه مى گويد:&lt;BR&gt;مأمون روزى ادعاى تشيع مى كرد و وجودش را لبريز از دوستى و عشق به على (ع) نشان مى داد و در فاصله اى اندك، نقاب از چهره برمى گرفت و تا آن جا پيش مى رفت كه حاضر نبود در مجلس او حتى از عنصر تبهكار و جلادى همچون حجاج بن يوسف، خرده بگيرند.&lt;BR&gt;آيا همزمانى با چنين موجود پيچيده و ابهام آلودى كه تلاشى جز پايدارى بيشتر حكومت عباسى ندارد، اما در همان حال، بزرگترين مخالف خود، يعنى شخص امام رضا(ع) را به ولى عهدى خويش برمى گزيند، آسان است؟&lt;BR&gt;به هرحال، مأمون با اين خصوصياتى كه داشت، پس از رسيدن به قدرت، و به منظور پايدار ساختن اركان حكومت خود، تصميم گرفت با امام رضا(ع) به گونه اى ديگر برخورد نمايد. پس، براى امام نامه نوشت و حضرت را به ولى عهدى خود منصوب كرد. امام ابتدا از پذيرش اين امر خوددارى فرمود، اما پيگيرى و پافشارى مأمون و خوددارى امام، به آن جا انجاميد كه مأمون دو تن را به نمايندگى از سوى خود كه در خراسان بود، روانه مدينه كرد و آنان در نزد امام هدف خود را چنين بيان كردند:&lt;BR&gt;مأمون ما را مأمور كرده كه شما را به خراسان ببريم.&lt;BR&gt;امام هم كه شيوه هاى حاكمان را مى شناخت و مى دانست مأمون كه از كشتن برادر خود پروا ندارد، از اين تصميم خود دست بردار نيست، ناگزير از ترك مدينه شد.&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv1&gt;هجرت امام به خراسان&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;امام رضا(ع) هنگامى كه خود را ناچار به سفر يافت، براى اين كه ناخرسندى خود را از اين سفر اعلام فرمايد، چندين بار در كنار حرم مطهر پيامبر اكرم(ص) حضور يافت و به گونه اى به زيارت پرداخت كه همگان فهميدند اين سفر مورد رضايت امام نيست.&lt;BR&gt;يكى از شاهدان اين ماجرا نقل مى كند كه امام را در حال زيارت ديدم، نزديك رفتم و براى اين كه امام در آستانه سفر است به ايشان شادباش گفتم، اما حضرت چنين پاسخ داد:&lt;BR&gt;مرا به حال خود بگذار! من از جوار جدم پيامبر(ص) خارج مى شوم و در غربت از دنيا خواهم رفت!&lt;BR&gt;پس از آن هم، امام همه اقوام و نزديكان خود را فراخواند و در جمع ايشان فرمود:&lt;BR&gt;بر من گريه كنيد! زيرا ديگر به مدينه بازنخواهم گشت.&lt;BR&gt;اين امر نشان مى دهد كه امام با نقشه شوم مأمون آشنا بوده، ولى راهى جز پذيرفتن تصميم وى نداشته است.&lt;BR&gt;بارى ، امام به همراه فرستادگان مأمون مدينه را پشت سرگذاشته، رهسپار خراسان شد، جايى كه مأمون در آن جا مى كرد.&lt;BR&gt;بنا به فرمان مأمون، مسير امام از مدينه تا خراسان، به گونه اى تعيين گرديد كه مردم شهرهاى شيعه نشين از ديدار امام محروم شوند. زيرا اگر شيعيان موفق مى شدند از نزديك امام خود را زيارت كنند و با ايشان ديدار نمايند و از سخنان آن حضرت بهره مند شوند، بيش از پيش به وى ارادت مى يافتند و اين خود خطر بزرگى براى حكومت مأمون به شمار مى آمد. بنابراين، شهرهاى كوفه و قم از مسير سفر امام حذف گرديد. اما در اين كه امام از كدام مسير به خراسان و شهر مرو رسيده است، ميان تاريخ نويسان اختلاف است. خلاصه مسيرهايى كه براى اين سفر نقل شده از اين قرار است:&lt;BR&gt;1 ـ مدينه، بصره، اهواز، فارس (شيراز)، اصفهان، رى ، سمنان، دامغان، نيشابور، توس، سرخس، مرو.&lt;BR&gt;2 ـ مدينه، بصره، اهواز،اصفهان، كوه آهوان، سمنان، نيشابور، توس، سرخس، مرو.&lt;BR&gt;3 ـ مدينه، بصره، اهواز،اصفهان، يزد، طبس، نيشابور، توس، سرخس، مرو.&lt;BR&gt;4 ـ مدينه، بصره، اهواز، فارس (شيراز)، كرمان، طبس، نيشابور، توس، سرخس، مرو.&lt;BR&gt;اگر به اين &lt;A href=&quot;http://www.imamreza.net/per/imamreza.php?id=40&quot;&gt;نقشه&lt;/A&gt; مراجعه كنى ، مى توانى مسير سفر تاريخى امام را بهتر در ذهن بسپارى .&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv1&gt;حديث سلسلة الذهب&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;امام رضا(ع) در اين سفر تاريخى ، هر جا كه توانست كوشيد تا مردم را با اسلام، قرآن، تشيع، اخلاق اسلامى ، آرمانهاى دينى و احكام مذهبى آشنا سازد. از جمله مهمترين فرازهاى اين سفر، توقف امام در نيشابور و سخن تاريخى ايشان در جمع گروه بسيارى از مردم و حديث شناسان اين شهر است.&lt;BR&gt;آشنايى با اين سخن و حديث امام براى همه ما جالب است.&lt;BR&gt;اين حديث به (سلسلة الذهب) شهرت دارد. دليل اين نامگذارى را خواهى دانست. اما بهتر آن است كه نخست، با چگونگى بيان حديث و اصل آن آشنايى پيدا كنى :&lt;BR&gt;دو تن از حديث شناسان نيشابور خدمت امام رضا(ع) رسيده، گفتند:&lt;BR&gt;اى بزرگوار!&lt;BR&gt;اى بازمانده از دودمان امامان!&lt;BR&gt;اى سلاله پاك پاكان!&lt;BR&gt;اى فرزند پيامبر!&lt;BR&gt;به حق پدران و اجداد پاك و نياكان نيكومقام سوگندت مى دهيم كه پرده را بردارى ، رخسار خود را به ما نشان دهى و حديثى از نياكان خود را براى ما بازگو فرمايى ... تا خاطره اى فراموش نشدنى از شما داشته باشيم.&lt;BR&gt;امام كاروان را از حركت بازداشت، پرده هودج را كنار زد...&lt;BR&gt;انبوه جمعيت مى كوشيدند تا خود را به امام نزديك كنند...&lt;BR&gt;اما آنان كه حديث مى نوشتند از مردم خواستند كه آرام باشند تا آنان بتوانند سخن امام را بشنوند و آن را براى تاريخ ثبت كنند و به يادگار بنويسند.&lt;BR&gt;آن گاه امام چنين فرمود:&lt;BR&gt;پدرم بنده شايسته خدا، موسى بن جعفر،&lt;BR&gt;از پدرش جعفر بن محمد،&lt;BR&gt;و او از پدرش محمد بن على ،&lt;BR&gt;و او از پدرش على بن الحسين،&lt;BR&gt;و او از پدرش حسين بن على ،&lt;BR&gt;و او از پدرش على بن ابى طالب،&lt;BR&gt;نقل كرده كه از پيامبر(ص) شنيده است،&lt;BR&gt;و پيامبر از جبرئيل دريافت كرده&lt;BR&gt;كه خداوند فرموده است:&lt;BR&gt;كلمه لا اله الا الله دژ استوار من است. هر كس كه وارد آن دژ شود از عذاب من ايمن خوهد بود.&lt;BR&gt;گوشها شنيدند و قلمها نوشتند... در ميان مردم همهمه افتاد. دهها هزار مرد و زنى كه اين سخن را دريافتند آن را براى يكديگر باز مى گفتند... كاروان امام به راه افتاد، اما حضرت ندا در داد و آن را از رفتن بازداشت و فرمود:&lt;BR&gt;با شرايط آن... و من از شرطهاى آن هستم.&lt;BR&gt;امام در اين حديث بسيار كوتاه و فشرده، نكات بسيار بلندى را بيان فرموده است. به اين نكات توجه كن:&lt;BR&gt;1 ـ اهميت مسأله توحيد و محور بودن آن در انديشه اسلامى .&lt;BR&gt;2 ـ پيوستگى معارف خاندان امامت به شخص پيامبر اسلام(ص) و به سرچشمه وحى .&lt;BR&gt;3 ـ پيوند گسست ناپذير توحيد با رهبرى .&lt;BR&gt;4 ـ تثبيت امامت حضرت رضا عليه السلام و ردّ ديدگاه كسانى كه به امامت ايشان باور نداشتند.&lt;BR&gt;اما چرا اين حديث را (سلسلة الذهب) ناميده اند؟&lt;BR&gt;وقتى جمله اى از كسى نقل مى شود، گاه چندين نفر در بازگو كردن آن نقش دارند و آن را از قول كسان ديگر روايت مى كنند. اين افراد را در اصطلاح علم حديث، (سلسله سند حديث) مى گويند. مثلاً در همين حديث، كه امام رضا(ع) اين سخن را از قول پدران خود نقل مى فرمايد، اين افراد، سلسله سند اين حديث ناميده مى شوند. از آن جا كه همه اين افراد، امامان عزيز ما شيعيان هستند، اين حديث در تاريخ به عنوان حديثى كه همه سلسله سند آن طلايى و زرّين هستند معروف شده است و آن را (سلسلة الذهب، يعنى رشته طلايى ) نام داده اند.&lt;BR&gt;اين حديث از آن زمان كه از زبان مبارك امام شنيده شد، همواره مورد توجه و عنايت حديث شناسان، تاريخ نويسان و هنرمندان بوده است. تا كنون نيز هنرمندان آن را به شيوه هاى مختلف نوشته و عرضه كرده اند. با انتخاب &lt;A href=&quot;http://www.imamreza.net/per/gallery/index.php?id=10&quot;&gt;اينجا&lt;/A&gt; مى توانى چندين تابلو را كه اين حديث را در آن نوشته اند، ببينى .&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv1&gt;امام رضا عليه السلام در خراسان&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;به هرترتيب، امام رضا(ع) وارد شهر مرو، مقر حكومت مأمون شد. مأمون مجلسى آراست و در آن امام را در مراسمى رسمى ، به ولى عهدى خود منصوب كرد. حضرت در آن مجلس، حكم مأمون را گرفته، بر آن يادداشتى نوشت و با تيزبينى و درايتى كه برخاسته از مقام امامت ايشان بود، به ارزشهاى والاى اسلامى اشاره نمود و در برابر دسيسه اى كه مأمون چيده بود با ياد و نام اهل بيت عليهم السلام، حقانيت ايشان و تصريح به عمر كوتاه خود، فهماند كه اين منصب را با انگيزه شخصى نپذيرفته و تنها عامل قبول اين سمت، پافشارى مأمون بوده است.&lt;BR&gt;برخوردهاى حكيمانه امام با اين مسأله، چه در طول سفر و چه در ايام اقامت در مرو، سبب شد تا بر خلاف پندار مأمون، امام بيش از گذشته در ميان مردم شناخته شود و در دل ايشان جاى گيرد.. اين امر موجب اين شد كه مأمون در فاصله اى نه چندان دراز، از ترفند شكست خورده خود احساس ناراحتى كند و در انديشه محدود ساختن فعاليت هاى امام و حتى از ميان بردن ايشان فرو رود.&lt;BR&gt;يكى از نشانه هاى اين امر، جلوگيرى وى از برپايى نماز عيد فطر به امامت حضرت رضا عليه السلام است.&lt;BR&gt;دو تن از شاهدان، واقعه را چنين روايت كرده اند:&lt;BR&gt;عيد فطر فرا رسيد... مأمون _ شايد _ به دليل بيمارى ، به امام رضا(ع) پيام داد كه نماز عيد را به جاى وى برپا دارد. امام، بر پايه آن چه قبلاً شرط كرده بود كه در مراسم حكومتى دخالت نكند، از قبول اين امر خوددارى ورزيد. اما مأمون پيك فرستاد كه هدف از اين پيشنهاد، تثبيت امر ولايت عهدى شماست و دوست دارم مردم به اين وسيله اطمينان پيدا كنند كه ولايتعهدى را براستى پذيرفته اى !&lt;BR&gt;امام پيشنهاد وى را پذيرفت به اين شرط كه نماز را همچون جدّش رسول خدا (ص) برپا دارد. مأمون هم قبول كرد و دستور داد تا نظاميان و درباريان و همه مردم صبح روز عيد نزديك خانه امام گرد هم آيند و امام را از منزل تا محل نماز همراهى نمايند.&lt;BR&gt;امام از خانه خارج شد، در حالى كه خود را خوشبو ساخته، عبايى بر دوش انداخته، عمامه اى بر سر نهاده، عصايى در دست گرفته و با پاى برهنه، با گامهايى استوار رهسپار شد تا نماز عيد را بخواند. امام كه تكبير مى گفت، فرياد تكبير مردم در سراسر شهر طنين انداخت، نظاميانى كه سواره بودند از مركب پياده شدند، و همه به پيروى از امام، پاى خويش را برهنه ساختند.&lt;BR&gt;فضل بن سهل، وزير زيرك مأمون، با ديدن اين صحنه، خود را به خليفه رساند و مأمون را از جوّ شهر آگاه ساخت و يادآور شد كه اگر اين گردهمايى ادامه يابد، جايگاه خليفه در ديدگاه مردم از ارجمندى مى افتد و همه دلها به امام مى گرود. پس مأمون نيز فرمان داد كه امام را از نيمه راه بازگرداندند و نماز اقامه نشد.&lt;BR&gt;در بازگشت، امام با اندوه بسيار فرمود:&lt;BR&gt;بارخدايا! اگر وضعيت كنونى جز با مرگ من دگرگون نمى شود، هم اينك در آن شتاب فرما!&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=kv1&gt;شهادت امام رضا عليه السلام&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;مأمون كه روز به روز گرايش بيشتر مردم به امام رضا(ع) را مى ديد، در برابر هم مسلكان خود، يعنى خاندان عباسى هيچ بهانه اى نداشت. پس تصميم گرفت راهى بغداد شود تا از نزديك با ايشان به گفت و گو بنشيند.&lt;BR&gt;اما آيا او در اين سفر چه ارمغانى براى آنان به همراه داشت؟&lt;BR&gt;آيا مى توانست امام را از ولايتعهدى بركنار كند؟&lt;BR&gt;آيا مى توانست بيعت گسترده اى كه از مردم گرفته بود، ناديده بگيرد؟&lt;BR&gt;آيا مى توانست واكنش مردم به بركنارى امام را تحمل كند؟&lt;BR&gt;آيا مى توانست در برابر ناخرسندى انبوه شيعيان و پيروان امام، دليل قانع كننده اى بياورد؟&lt;BR&gt;اين جاست كه بارديگر مأمون چهره واقعى خود را نمايان مى سازد و به خشونت پنهان و سياست بازى روى مى آورد.&lt;BR&gt;او نخست، وزيرش فضل بن سهل را مى كشد و بر جنازه او اشك مى ريزد و براى يافتن قاتلان او جايزه تعيين مى كند و آن گاه كه آنان را دستگير مى كنند، آنان شهادت مى دهند كه مأمون خود به اين كار فرمان داده است، اما او ناباورانه آنان را مى كشد.&lt;BR&gt;سپس برنامه حذف امام رضا(ع) را دنبال مى كند، اما مى كوشد كه اين برنامه را به گونه اى عملى سازد كه دامان خود او از اين امر پاك نشان دهد. پس در راه سفر به بغداد، در توس توقف مى كند و در همان جا با خوراندن انار يا انگور زهرآلود به حضرت، امام رضا(ع) را مسموم مى سازد و مانند آن چه پس از قتل فضل بن سهل كرد، در اين جا نيز بر پيكر پاك امام اشك مى ريزد و حضرت را در كنار قبر پدر خود هارون الرشيد دفن مى كند.&lt;BR&gt;امام رضا(ع) پيشتر، شهادت خود به دست مأمون را به برخى از ياران خود گوشزد كرده بود. از جمله يك بار به دو تن از اصحاب خويش فرموده بود:&lt;BR&gt;اينك هنگام بازگشت من به سوى خدا فرا رسيده و زمان آن است كه به جدم رسول خدا(ص) و پدرانم بپيوندم. تومار زندگى ام به انجام رسيده است. اين حاكم خودكامه (مأمون) تصميم گرفته است كه مرا با انگور و انار مسموم به قتل برساند.&lt;BR&gt;در ميان نقل قول هاى گوناگون درباره روز و ماه و سال شهادت امام رضا(ع)، مشهورتر آن است كه حضرت در روز جمعه، آخر ماه صفر سال 203 هجرى قمرى به شهادت رسيده، در حالى كه 55 سال از عمر مبارك امام سپرى شده است.&lt;BR&gt;آيا مى دانى از آن تاريخ تا كنون چند سال مى گذرد؟&lt;BR&gt;محل شهادت امام هم به گفته همه تاريخ نويسان، شهر توس و محل دفن ايشان نيز در باغ حميد بن قحطبه در سناباد بوده كه بعدها (مشهد الرضاـمحل شهادت امام رضا عليه السلام) نام گرفته و اينك به نام مشهد شهرت دارد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=matn align=justify&gt;&lt;SPAN class=titr1&gt;&lt;A name=4&gt;&lt;/A&gt;آرى ... دوست عزيزم!&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;گويا چنين مقدّر بود كه فرزندى از نسل پاك پيامبر اكرم (ص) و امامى از امامان شيعه، در سرزمينى دور از مدينه پيامبر به شهادت رسد، تا مرقد نورانى اش قلب ميليونها انسان خداجوى دلباخته را به ولايت فراخواند و بارگاهش پناهگاه دلهاى شكسته اى باشد كه در اين سوى خاك در پناه آن مزار با شكوه به آرامش رسند.&lt;BR&gt;سلام بر هشتمين امام پاك!&lt;BR&gt;سلام بر هشتمين جانشين پيامبر!&lt;BR&gt;سلام بر او....&lt;BR&gt;آن گاه كه زاده شد...&lt;BR&gt;آن گاه كه مظلومانه به شهادت رسيد..&lt;BR&gt;و آن گاه كه در اوج عظمت و شكوه، گام بر صحنه رستاخيز گذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=matn align=center&gt;برگرفته از سایت : &lt;A href=&quot;http://www.imamreza.net&quot;&gt;www.imamreza.net&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=matn align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;التماس دعا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Feb 2009 08:20:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dabestanbagh&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>dabestanbagh</dc:creator>
<guid>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برگزاری نمایشگاه کتاب و نواختن زنگ انقلاب </title>
<link>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>به مناسبت آغاز دهه فجر روز شنبه ۱۲/۱۱/۸۷ در دبستان حاج نصراله فتحی باغبادران با حضور جمعی از مسئولین بخش باغبادران از جمله امام جمعه محترم شهر ، بخشدار و پرسنل بخشداری و اعضای شورای اسلامی بخش و  شورای اسلامی شهر و شهردار شهر باغبادران و همچنین رئس اداره اموزش و پرورش باغبادران و جمعی از کارکنان آن و تعدادی از کارکنان خدوم نیروی انتظامی و با حضور گروه موزیک از صنایع دفاع اصفهان و همچنین کارکنان و دانش آموزان دبستان حاج نصراله فتحی زنگ انقلاب همزمان با ورود تاریخی امام خمینی به کشور عزیزمان ایران توسط جناب آقای محب بخشدار محترم بخش نواخته شد و پس از برگزاری مراسم قرائت قرآن ، خواندن دکلمه و سرود جمهوری اسلامی توسط دانش آموزان و  سخنرانی امام جمعه محترم باغبادران با همراهی گروه موزیک نمایشگاه کتاب و اثار دست ساز دانش آموزان مدارس فتحی و استقلال در محل نمازخانه دبستان فتحی با همکاری کارکنان دبستان استقلال و اداره آموزش و پرورش باغبادران افتتاح گردید. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لازم به ذکر است بازدید از این نمایشگاه برای عموم آزاد است و کتابه با ۲۰ درصد تخفیف به فروش می رسد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Feb 2009 07:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dabestanbagh&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>dabestanbagh</dc:creator>
<guid>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نظر كودكان در مورد لباس</title>
<link>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;H1&gt; &lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT size=2&gt;نكاتي كه كودك در مورد لباس به آنها اهميت مي دهد به قرار زير مي باشد:&lt;/FONT&gt;&lt;IMG src=&quot;http://blog.tabaar.com/files/andishe/humming_bird.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;۱. رنـــــگ لباس:&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كودك لباس را به دليل رنگهاي جذاب و شاد آن دوست دارد. او درباره تناسب رنگ لباس و اين كه آيا چنين رنگي به او مي آيد يا نه چيز زيادي نمي داند و به همين دليل ممكن است حتي در يك زمان لباس هايي با رنگ هاي مختلف و ناهماهنگ را براي پوشيدن انتخاب نمايد. كودكان بيشتر مايل به پوشيدن رنگ هاي قرمز، سبز، نارنجي، زرد، آبي و صورتي هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt; ۲. طـــرح و شكــل لباس:&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دگمه هاي رنگي و شكل هاي دوخته شده و برجسته بر علاقه كودك به لباس مي افزايد. كودك به اين گونه چيزها بيش از مدل لباس اهميت مي دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt; ۳. جديد و نـــو بـــودن لباس:&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به دليل عقايد و نظراتي كه همواره از طرف مردم در مورد لباس نو ابراز مي شود، كودك علاقه مند به پوشيدن لباس نو است. به طور مثال كودك هنگام خريد يك جفت كفش نو  آنها را در همان فروشگاه به پا كرده و مورد استفاده قرار مي دهد. لباس بايد طوري باشد كه بپوشد و مورد استفاده قرار دهد. چنين لباسهايي جاذبه زيادي براي كودك دارند و در تقويت ايجاد حس استقلال در او مؤثرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;۴. بـــافت لباس:&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين مسئله براي كودك حائز اهميت است. آنها معمولاً مواد نرم مانند ابريشم، مخمل يا خز را دوست دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;۵. تنـــاسب با لباس همبازي هايشان:&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بچه ها معمولاً دوست دارند لباس هايشان از نظر رنگ يا مد مشابه رنگ لباس ديگر همبازي هايشان باشد چرا كه نمي خواهند متفاوت از ديگران به نظر برسند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;۶. لباس مـــورد علاقه:&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كودك دوست دارد لباس مورد علاقه خود را چندين بار پشت سر هم بپوشد. در چنين مواردي او را راحت بگذاريد و به او اصرار بر پوشيدن لباس ديگري به سليقه خودتان نكنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt; ۷. عدم تـــوجه به قيمت لباس:&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كودك تفاوت ميان لباس ارزان قيمت و گران قيمت را درك نمي كند.بنابراين والدين نبايد حتي در صورت داشتن پول كافي، در خريد لباس هاي گران قيمت براي فرزندان خود اصرار ورزند، به عوض آن بهتر است اين پول را در موارد ديگري از قبيل هزينه هاي آموزشي كودك در كلاس هاي گوناگون و مورد علاقه اش خرج كنند تا در آينده فردي مفيد براي جامعه اش گردد. منظور از عدم خريد لباس هاي گران قيمت، لباسهايي است كه داراي هزينه هاي سرسام آوري هستند. لباس كودك بايد به اندازه كافي شيك، زيبا، جذاب و با كيفيت مطلوب باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;                                                       منبع : تبیان&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Jan 2009 07:05:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dabestanbagh&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>dabestanbagh</dc:creator>
<guid>http://dabestanbagh.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
